"سرمایه اجتماعی وتوسعه "

                               فریده میرمحمدی     کارشناس ارشد جامعه شناسی[1]

       دبیردبیرستان ومرکزپیش دانشگاهی نوشهر

و

مدرس مرکزتربیت معلم نوشهر

بهمن 87

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

      مطالعه پیرامون سرمایه اجتماعی درسال های اخیر به عنوان یک دیدگاه نظری مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است .سرمایه اجتماعی از ویژگی خودزایی وخود مولدی برخوردار است .

     هرچند که سرمایه ی فیزیکی کاملاًملموس است وبه صورت مادی وقابل مشاهده تجسم می یابد ،وسرمایه انسانی در مهارت ها ودانشی که فرد دراثر تعلیم وتربیت کسب کرده است متجلی می شود،اما سرمایه اجتماعی غیر ملموس بوده ودر روابط میان افراد وشبکه های اجتماعی تجسم می یابد.

     ایجاد سرمایه اجتماعی ممکن است برای اولین بارمانندسرمایه ی فیزیکی هزینه داشته باشد ، اما پس از ایجاد ، تقویت آن از طریق مصرف امکان پذیر است ؛ برخلاف سرمایه فیزیکی که پس از مصرف ،فرسوده وکهنه می شود.

      این مقاله به بررسی ماهیت سرمایه اجتماعی در دو سطح خرد وکلان پرداخته وبه آرای برخی از صاحب نظران در مورد میزان اعتماد اجتماعی وپیوند(شبکه )های اجتماعی ،ونقش اساسی آن در توسعه ی جامعه می پردازد.

بيان مسأله:

تجزيه و تحليل سرمايه اجتماعي نشان مي‌دهد كه عوامل متعدد و پيچيده‌اي در فرآيند توسعه، ايفاي نقش مي‌كند و همواره محققين در بررسي‌هاي خود به برخي از نتايج رسيده‌اند كه در عمل با موانع بي‌شماري نيز مواجه شده است. پر واضح است كه ارتباط ميان اجزاء و عناصر ساخت يافته در هر جامعه‌اي مهمترين نكات قابل بررسي در توسعه آن جوامع به شمار مي‌روند. ارتباط متقابل عناصر  فرهنگي، انساني، اجتماعي و هنجارهايي كه به افراد و گروه‌ها و مؤسسات مسلط‌اند تركيب پيچيده‌اي را  سبب مي‌شوند.

از طرف ديگر كاهش مشاركت و اعتماد افراد به همديگر و به مؤسسات و سازمان‌هاي دولتي و تحقق نيافتن انتظارات و خواسته‌هاي آنان موجب دورماندن‌شان از منافع جامعه شده است. بنابراين مسأله اصلي در اين تحقيق اين است كه:

ـ سرمايه اجتماعي چيست؟

ـ سرمايه اجتماعي، با جامعه مدني، هنجارهاي اجتماعي و اعتماد اجتماعي چه رابطه‌اي دارد؟

ـ انواع سرمايه كدامند؟

-چه آثارو نتايج آشكار و پنهاني به واسطه قدرت گرفتن و يا افول سرمايه اجتماعي براي نظام اجتماعي قابل تصور است؟

بنابراين هدف از  اين مقاله بررسي نحوه سنجش ميزان سرمايه اجتماعي با تكيه بر اعتماد و شبكه و پيوند اجتماعي است. اين هدف با روش مطالعه كتابخانه‌اي مورد تجزيه و تحليل قرار خواهد گرفت.

  

مفهوم سرمايه در زبان كلاسيك و جديد:

مفهـوم سرمـايه: [2] “ از ريشه هند و اروپايي kap به معناي سر گرفته شده است. معـاني اساسي، اصل ، بزرگ از آن برمي‌آيد و در اين جا هر كالا، پول يا ثروتي را شامل مي‌شود كه قابليت نگهداشت و افزايش يابد و دارايي ديگري به هر شيوه از آن به دست آيد. سرمايه يكي از چهار عامل شناخته شده توليد است در كنار زمين، كار، سازمان و مديريت[3] .

اما در آثار انديشمندان ‹‹سرمايه›› معاني دگرگونه‌اي يافته است. در اين ميان مي توان اين مفهوم پردازي را در آثار ماركس رديابي نمود. به نظر او سرمايه بخشي از ارزش اضافي است كه سرمايه‌داران با توجه به ابزار و وسايل توليدي كه در اختيار دارند در فرآيند توليد  و مصرف كالاها، به دست مي‌آورند. به اين ترتيب كارگران در مقابل كار خود به دريافت دستمزد بسنده كرده و سرمايه‌دار با توجه به كالاي ساخته و  توليد شده، مي‌تواند آن كالا را در بازار به قيمت بالاتر به فروش رساند در اين تصوير از جامعه سرمايه‌داري  “سرمايه بيانگر دو عنصر مرتبط اما متمايز است. از يك سو سرمايه بخشي از ارزش اضافي است كه به زعم ماركس توسط كارگران توليد شده، اما نصيب سرمايه‌دار مي‌شود. از سوي ديگر، سرمايه بيانگر يك سرمايه گذاري از سوي سرمايه‌گذاران (در توليد و فروش كالاها) به اميد بازدهي و كسب سود در بازار است”[4]

به اين ترتيب ماركس سرمايه‌ را در يك رابطه اجتماعي ـ اقتصادي استثماري ميان دو طبقه مي‌بيند.

اما بعد از ماركس نظريه‌هاي جديدي ظهور كردند كه سرمايه را نه در انحصار ارتباطات طبقاتي استثماري (تبيين طبقاتي)، بلكه در چشم اندازهاي جديد ـ‌  به توانمندي‌هاي انساني ، فرهنگي و اجتماعي در نظر گرفتند. دريافت پيربورديو از سرمايه  وسيع‌تر از معناي پولي سرمايه در اقتصاد است. به نظر او سرمايه يك منبع عام است كه مي‌تواند شكل مادي و غيرمادي، ملموس و غير ملموس به خود گيرد. و بالطبع مي‌تواند پديده‌اي ماندگار در عرصه‌هاي مختلف شناخته شود.

    انواع سرمايه:

معمولاً انديشمندان به سه نوع كلي سرمايه كه ممكن است هر يك محتواي خاصي داشته باشند اشاره و بين آن‌ها تمايز قايلند اين تفكيك مخصوصاً بعد از دهه 1960 شكل روشنتر و كاملتر به خودگرفته است. در عين حال بايد اذعان كرد كه در همه نظريه‌هاي پيرامون سرمايه به طور كلي به سرمايه‌گذاري با بازدهي مورد انتظار تائيد شده است.

   (1) سرمايه مادي يا فيزيكي:

 كه در آن به وسايل مادي مثل ابزار و ماشين‌آلات و همانند آن اشاره مي‌شود اين وسايل نيروي توليدي مي‌تواند در امر توليدات، شرايط انجام كار را تسهيل نمايد.

  (2) سرمايه اقتصادي (E conomic Capital)

به منابع مالي و پولي و همچنين ساير دارايي‌ها اطلاق مي‌شود كه در شرايط خاص جامعه و به تناسب در حقوق مالكيتي افراد نهادينه شده و براي توليد كالاها و خدمات به كار گرفته مي‌شود. يا به تعبير ديگر سرمايه مالي است كه به عنوان دارايي افراد در حساب بانكي و شراكتي ذخيره شده‌اند.

  (3) سرمايه فرهنگي (cultural capital)

در قالب تمايلات و عادات ديرين سنتي، كه در فرآيند تاريخي جوامع، با تكيه به انباشت اشياء ارزش‌ها، نمادها، عادات، جشن‌ها، آئين‌ها، منش‌ها، شيوه‌هاي زباني و گفتمان بين فرهنگي در زندگي تجلي مي‌يابد و گاه سرمايه فرهنگي به عنوان بخشي از سرمايه انساني تلقي مي‌گردد.

(4) سرمايه انساني

كه در آن به عواملي چون تحصيلات، آموزش‌‌هاي شغلي و در انسان‌ها اشاره دارد.  كه در طي آن افراد به صلاحيت‌هاي تحصيلي و آموزشي رسمي دست مي‌يابند. سرمايه‌اي كه بشر در خلال زندگي از طريق استعداد‌ها، مهارت‌ها، كارآموزي‌ها و قرار گرفتن در فعاليت‌هاي فرهنگي، به جمع‌آوري آن مبادرت مي‌كند.

(5) سرمايه اجتماعي

 از سرمايه اجتماعي تعاريف و تعابير متفاوتي ارائه گرديده است. و اين امر باعث گرديده تا اين مفهوم به سختي درك شود. به علاوه اين كه تعابير و واژه‌هاي مختلفي در اشاره به سرمايه اجتماعي به كار برده شده‌اند ‹‹اصطلاحاتي چون انرژي اجتماعي، روح اجتماعي، همبستگي اجتماعي، فضيلت مدني، شبكه‌هاي اجتماعي، دوستي گسترده، منابع اجتماعي، شبكه‌هاي رسمي  و غير رسمي، حس همجواري و چسب اجتماعي را دربر مي‌گيرند.››1

در عين حال مي‌توان براي ورود به بحث يك تعريف مختصر و تقريباً قابل قبول از ديدگاه نظريه پردازان اصلي آن ارائه كرد. در اين زمينه مي‌توان گفت:

«سرمايه اجتماعي، سرمايه و منابعي است كه افراد و آدم‌ها از طريق پيوند با يكديگر مي‌توانند به دست‌آورند.» (بورديو، 1986، كلمن،1988, پاتنام1993)

ويژگي ذاتي سرمايه اجتماعي اين است كه در روابط  اجتماعي شكل مي‌گيرد. و‹‹ عمدتاً حاصل عملكرد اجتماع است و در حوزه‌ي دولت و قدرت قرار نمي‌گيرد.››2 به عبارت ديگر سرمايه اجتماعي اصطلاحي است كه گاه در معناي وسيع به كار مي‌رود و ثروت اجتماعي Social Wealth و حتي درآمد اجتماعي  income)   (Socialرا در برمي‌گيرد

و گاه در معناي محدود كه منابع و تجهيزات غيرفردي و غيرخصوصي را شامل مي‌شود. بدين معني، سرمايه اجتماعي آن چيزي است كه با سرمايه جامعه پديد آمده و مورد استفاده همگان است (نظريه راه‌هاي ارتباطي، تجهيزات, انتقال پيام و) 3

تشابه سرمايه اجتماعي با ديگر انواع سرمايه در اين است كه اين سرمايه  نيز نوعي موجودي انباشته شده و مستلزم سرمايه‌گذاري است و از اين سرمايه نيز منافع و عوايدي حاصل مي‌شود. اما تفاوت سرمايه‌ اجتماعي با ساير انواع سرمايه‌ها در آن است كه از سرمايه اجتماعي در نتيجه استفاده از آن نه تنها كاسته نمي‌شود، بلكه بدان افزوده مي‌شود. به علاوه، ايجاد اين نوع  سرمايه‌ و خلق آن، مستلزم وجود بيش از يك فرد است.[5]

به اين ترتيب، سرمايه‌ي اجتماعي محصول روابط انساني، هنجارها و نهادهاي اجتماعي به روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است. ‹‹ سرمايه‌ اجتماعي بر خلاف ساير سرمايه‌ها به صورت فيزيكي وجود ندارد بلكه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي بوده و از طرف ديگر افزايش آن مي‌تواند موجب پائين آمدن جدي هزينه‌هاي اداره جامعه و نيز هزينه‌هاي عملياتي سازمان‌ها گردد››.  يعني مي‌توان گفت كه سرمايه‌ اجتماعي مانند هر سرمايه ديگر داراي بهره‌وري خاص است اما اگر به صورتي مطلوب تجديد و جايگزين مناسب نيابد به زودي تحليل خواهد رفت.

   چارچوب نظري :

همان طوري كه قبلاً اشاره گرديد نكاتي چون، ارتباط ميان سرمايه‌ي اجتماعي و اعتماد و پيوند اجتماعي هسته‌ي اصلي اين مقاله را تشكيل مي‌دهد. در اين قسمت ضمن بحث در آثار متفكرين نحوة نگرش آن‌ها مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

   سرمايه‌ اجتماعي از نظر پيربورديو:

 او از جمله اولين كساني بود كه به صورت بسيار منظم به تحليل سرمايه اجتماعي پرداخت.  به نظر بورديو، معتقدات و ارتباطات اجتماعي مبناي اصلي سرمايه اجتماعي را تشكيل مي‌دهد. و سرمايه اجتماعي يعني ‹‹انباشته شدن منابع بالفعل و بالقوه‌اي است كه مربوط به داشتن شبكه‌اي نسبتاً پايدار از روابط كم و بيش نهادي شده از آشنايي و شناخت متقابل است يا به عبارت ديگر عضويت در يك گروه براي هر يك از اعضايش از طريق حمايت يك سرمايه جمعي، صلاحيتي فراهم مي‌كند كه آنان را مستحق ‹‹اعتبار›› به معاني مختلف كلمه مي‌كند.››[6]

    به نظر او سرمايه اجتماعي:

ـ چيزي بيش از وجود صرف شبكه پيوندهاست. (مثبت و مبتني به اعتماد)

ـ وديعه‌اي طبيعي نيست بلكه بايد براي كسب آن تلاش كرد.

ـ محصول نوعي سرمايه‌گذاري فردي و جمعي است. كه به دنبال باز توليد روابط اجتماعي قابل استفاده است.

ـ نوعي ابزار جهت دسترسي به منابع اقتصادي و اجتماعي است لذا نابرابري و رقابت بر سر منابع در درون گروه‌ها و ميان افراد و طبقات جريان دارد.

ـ فرد با مشاركت در شبكه‌هاي اجتماعي به منابع و امكانات گروه دست مي‌يابد.

ـ اثربخشي سرمايه اجتماعي به عضويت فرد در يك گروه از طريق كاربرد يك نام مشترك مثل خانواده، ملت، انجمن و حزب بستگي دارد.

ـ كاربرد سرمايه اجتماعي در نزد بورديو به اين درك استوار است كه افراد چگونه با سرمايه‌گذاري بر روابط گروهي  وضعيت خود را بهبود مي‌بخشند.

بنابراين نظريه بورديو بر اين امر خاص تأكيد دارد كه ‹‹چگونه فرد مي‌تواند، با استفاده از سرمايه‌ي اجتماعي موقعيت خود را در جامعه بهبود ‌بخشد.››[7] به علاوه اين كه مي‌توان رويكرد او را از سرمايه‌ي اجتماعي، تضاد گرايانه تلقي كرد. زيرا افراد و گروه‌ها مي‌توانند از اين ابزار براي رقابت بر سر وضعيت برتر گروه‌هاي مسلط استفاده كنند. .

به نظر بورديو قدرت اثربخشي سرمايه اجتماعي به عضويت فرد در يك گروه اجتماعي بستگي دارد. و توجه خود را بر عايدات حاصل از مشاركت در گروه‌ها جلب كرده و به تعبير خود او ‹‹معاشرت پذيري عمدي با هدف دسترسي به منابع اجتماعي›› تمركز مي‌يابد.

جيمز كلمن:

جيمز كلمن تشريح سرمايه اجتماعي را بر اساس كاركردي كه دارد انجام مي‌دهد. و تلويحاً به ماهيت آن توجهي نمي‌كند. به نظر او ساختار اجتماعي از طريق سرمايه اجتماعي به كنشگر اجازه مي‌دهد تا با استفاده از اين سرمايه به خواسته‌ها و منافع خود دست يابد. او بر مبناي بهره‌گيري از مفهوم عقلانيت در اقتصاد اين  نظر را ارائه  مي‌دهد.

از ديدگاه او ويژگي‌هاي اساسي سرمايه اجتماعي عبارتند از:

ـ او به طبيعت جمعي سرمايه اجتماعي اصرار دارد.

ـ سرمايه به خاطر ويژگي‌ معين و خاص آن، از كالاهاي خصوصي تقسيم‌پذير و انتقال‌پذير متمايز است.لذا:

ـ به آساني مبادله نمي‌شود.

ـ سرمايه اجتماعي دارايي شخصي هيچ يك از افرادي كه از آن سود مي‌برند نيست و اين به واسطة صفت كيفي ساختار اجتماعي است كه فرد در آن قرار گرفته است.                                                                                                - نتيجه فرعي فعاليت‌هاي ديگر است و معمولاً شخص خاصي آن را به وجود نمي‌آورد زيرا انگيزه براي سرمايه‌گذاري در آن وجود ندارد يا ضعيف است, بر خلاف سرمايه فيزيكي به واسطه منافع شخصي‌اش انگيزه براي سرمايه‌گذاري كاهش نمي‌يابد. ››1

به اين ترتيب كلمن معتقد است كه سرمايه اجتماعي نتيجه‌اي از تعامل اجتماعي است و از اين طريق به بررسي تأثير سرمايه اجتماعي بر عملكرد تحصيلي دانش‌آموزان، مي‌پردازد، تا نشان دهد كه داراي ديدگاه كاركردي در زمينه سرمايه اجتماعي مي‌باشد.2

 فرانسيس فوكوياما:

او دو مفهوم ‹‹سرمايه اجتماعي›› و ‹‹اعتماد›› را با هم تلفيق كرد و در چارچوب اقتصادي به بحث آن  پرداخت و “‌كوشيد عملكرد نسبي اقتصاد ملل گوناگون را بر پايه‌ي سطوح متفاوتي از اعتماد مقايسه كند. به نظر او سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه مي‌شود. و موجب پائين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌گردد.”3

او در طي مباحث خود هنجارها را به دو دسته تقسيم مي‌كند.

الف) هنجارهاي مولد سرمايه اجتماعي: كه از طريق  مطرح ساختن صداقت، اداي  تعهدات و ارتباطات دو جانبه، ارتقاي همكاري ميان اعضاء را ممكن مي‌سازد.

ب) هنجارهاي غير مولد سرمايه اجتماعي: اگر در جامعه افراد نسبت به هم از طريق عدم اعتماد فاصله گيرند، حتي اين مسأله در مورد برادر و خواهر و پدر و مادر و نزديكان  را شامل مي‌شود، آن گاه هنجارهاي  حاكم نمي‌تواند سرمايه اجتماعي لازم را توليد نمايد.

به نظر او ميزان بالاي اعتماد در يك جامعه بستر مناسبي براي اقتصاد پويا و كاراتر را فراهم مي‌كند. زيرا هزينه‌هاي مربوط به چانه‌زني‌ها و مراقبت از اجراي مفاد قرار دادهاي اقتصادي را به شدت كاهش مي‌دهد.

او شالوده سرمايه اجتماعي را در هنجارهاي همياري جستجو مي‌كند. و خانواده را نوع مهمي از سرمايه اجتماعي به شمار مي‌آورد. و زوال آن كاهش شديد سرمايه اجتماعي در جامعه را سبب مي‌شود. “ افزايش جرم و جنايت، مصرف مواد مخدرو فرزندان نامشروع از يك سو وكاهش مشاركت مدني، و كاهش اعتماد از سوي ديگر  نتيجه زوال خانواده  و از نشانه‌هاي فروپاشي بزرگ مي‌باشد. ”[8]

رابرت پاتنام:

رابرت پاتنام استاد علوم سياسي دانشگاه هاروارد، سرمايه اجتماعي  را اين گونه تعريف مي‌كند: “سرمايه اجتماعي به خصوصياتي از سازمان اجتماعي، نظير شبكه ها، هنجارها و اعتماد اشاره دارد كه همكاري در هماهنگي براي منافع متقابل را تسهيل مي‌نمايد.”[9]

پاتنام با نوع نگرشي  كه دارد بيشتر به مطالعه تأثير سرمايه اجتماعي در سطح منطقه‌‌اي و ملي و همچنين بر نوع تأثيرات آن بر نهادهاي دموكراتيك و در نهايت به توسعه اقتصادي سخت علاقه مند است.

او در عين اين كه بر منافع خصوصي سرمايه اجتماعي توجه دارد اما شكل‌هاي اساسي سرمايه اجتماعي را در شبكه هاي مشاركت مدني مانند  انجمن‌هاي شكل گرفته در نظام همسايگي، تعاوني‌ها، باشگاه‌هاي ورزشي و نظير آن مي‌داند.

پاتنام در آثار خود سرمايه اجتماعي را به عنوان ويژگي اصلي سازمان اجتماعي  با سه مؤلفه توضيح مي‌دهد:

الف) شبكه‌ها: او بنيادي‌ترين جزء سرمايه اجتماعي را در “روابط اجتماعي افراد و تعاملات آنان با يكديگر” مي‌بيند. و شبكه‌ها را به عنوان خاستگاه دو مؤلفه ديگر سرمايه اجتماعي يعني هنجارهاي اعتماد  و همياري مطرح مي‌سازد. او با تفكيك شبكه‌هاي افقي يا ‹‹مساوات طلب›› از شبكه‌هاي عمومي يا ‹‹اعضاءطلب›› نوع دوم درا فاقد توان برقراري اعتماد و هنجارهاي همياري معرفي مي‌نمايد. از نظر او شبكه‌هاي افقي در قالب مشاركت‌هاي مدني (انجمن‌ها، باشگاه‌ها و احزاب و) به دليل ارايه چارچوب فرهنگي براي همكاري، مولد هنجارهاي اعتماد و همياري هستند”[10]

در عين حال بايد اذعان كرد كه او براي شبكه نوعي تراكم يا فشردگي قايل است كه در آن، به افزايش انجمن‌ها و امكان عضويت‌هاي متداخل اشاره دارد.

از طرف ديگر به نظر پاتنام مولفه‌ي شبكه‌ به دو جنبة ديگر سرمايه اجتماعي اشاره دارد: يكي عيني و ديگري ذهني. جنبي عيني شبكه‌ها مربوط به سرمايه‌ي آن‌هاست جنبه‌هاي ذهني آن‌ها به هنجارهاي اجتماعي مانند: “توقع مقابله به مثل، اعتماد، اعتماد براي همكاري، دلسوزي، و آگاهي”[11] توجه دارد.

ب) هنجارهاي همياري: او در تعريف هنجارهاي همياري به دو نوع متوازن و تعميم يافته اشاره مي‌نمايد. در نوع اول افراد به مبادله امور با ارزش برابر مي‌پردازند و در نوع تعميم يافته رابطه تبادلي مداوم كه در همه حال يك طرفه و غير متوازن است اما انتظارات متقابلي ايجاد مي‌كند اشاره دارد.

ج) اعتماد: مؤلفه مهم در سرمايه اجتماعي از نظر پاتنام “اعتماد” است. عنصر مهم براي تقويت همكاري است كه در محيط‌هاي غير رسمي از طريق آشنايي و در محيط‌هاي رسمي و بزرگ شكل غيرمستقيم از اعتماد ضرورت مي‌يابد. او نوع دوم را كه بعضاً بر اعتماد تعميم يافته[12] تأييد مي‌شود براي جامعه سودمندتر تشخيص مي‌دهد.

در اين جا لازم است كه با توجه به ديدگاه‌هاي مطرح شده خلاصه‌اي از طرح مفهومي اين انديشمندان از سرمايه اجتماعي  ارائه گردد.



[1] -دبیردبیرستان ومرکزپیش دانشگاهی نوشهرومدرس مرکزتربیت معلم

1-Capital

[3] - باقرساروخاني ، دايرة‌ المعارف علوم اجتماعي، جلد اول ص 82

[4] - غلامعباس توسلي و همكار، مفهوم سرمايه در نظريات كلاسيك و جديد. نامه علوم اجتماعي، شماره، 26سال 84 ص 3

1 – داوود حيدري (ترجمه)، مروري به ادبيات موضوع سرمايه‌ي اجتماعي، رشد اكولوژي علوم اجتماعي، دورة نهم، شمارة 2، سال 84، ص 18

2- يحيي، كيان تاج بخش, وضعيت سرمايه‌ي اجتماعي در ايران، رشد آموزش علوم اجتماعي، دوره 9 شماره 2، ص 8 .

3 – باقرساروخاني، دائره‌المعارف علوم اجتماعي، جلد 2، ص 746

             1 ـ محمود شارع‌پور, سرمايه اجتماعي و نقش آن در حيات اجتماعي و اقتصادي، رشد علوم اجتماعي، دورة 9 شماره 2 ص 11

2ـ غلام‌عباس توسلي و همكار، مفهوم سرمايه در نظريات كلاسيك و جديد با تاكيد بر نظريه هاي سرمايه اجتماعي، نامه علوم اجتماعي، شماره 26،  ص 8

3 – محمود شارع‌پور، همان اثر، ص 11

 

1 – توسلي، همان اثر، ص 13

2 – همان اثر، ص 13

3 – سيد مهدي الواني و عليرضا شيرازي، سرمايه اجتماعي اصل محوري توسعه، تدبير، شماره 147، مرداد 83, ص 16

             1ـ - توسلي، همان اثر ص 23.

2ـ محمود شارع‌پور، سرمايه اجتماعي و نقش آن در حيات اجتماعي و اقتصادي، رشد علوم اجتماعي، دوره 9، شماره 2 ، ص 11

3ـ - توسلي همان اثر ص 15.

4ـ كيان تاج بخش، وضعيت سرمايه اجتماعي در ايران، رشد آموزش علوم اجتماعي دورة 9، شماره 2 ، ص 5.

 

[12] - Generalized reciprocity