ادامه فصلنامه ۲

نكاتي چند در معني ابيات كتاب زبان و ادبيات فارسي عمومي 1و2پيش دانشگاهي (ادامه ي مباحث قبل)شماره ي 2

1 ـ در درس اول (تحمیدیه) تسبیح و تنزیه با آنکه لفظاً در معنی متفاوت اند یعنی تسبيح به پاکی یاد کردن خدا و تنزیه پاک دانستن خدا از عیب در آن درس مترادفند هر چند اهل تنزیه در اصطلاح نفی صفات انسانی از خداوند است.

2 ـ در بیت      « همچونی زهری و تریاقی که دید             همچونی دمساز و مشتاقی که دید»

با توجه به اینکه در کنکور سالهای مختلف گاهی آن را متضاد و گاهی آن را پارادوکس گرفته اند دوگانگی ایجاد می شود. با توجه به بحث و گفتگو فراوان که در این زمینه صورت گرفت اغلب همکاران حاضر، پارادوکس یا متناقض نما بودن آن را ترجیح دادند.چون نی در عين زهر بودن ضد زهر است یعنی دو خصوصیتی متضاد را برای نی در یک زمان واحد صفت آورده است.

3 ـ در تفاوت تمثیل و اسلوب معادله جمع به این نتیجه رسید که هر اسلوب معادله تمثیل نیست و تمثیل ها می توانند اسلوب معادله شوند در ضمن ارسال  المثل ها هم گاهی تمثیل هستند برای مثال در بیت  :

                « نکند مرد سخن با سفها ضایع           پیش گوساله نشاید که قرآن خوانی»

اگر یک مفهوم ذهنی را به وسیله ی مفهوم عینی عینیت ببخشیم اسلوب معادله است چنانچه آن مفهوم عینی در گذشته زبان وجود داشته باشد تمثیل است پس بیت فوق چون مصراع دوم به عنوان یک مفهوم عینی در گذشته زبان وجود ندارد اسلوب معادله است اما در بیت :

          « مجال خواب نمی باشدم ز دست خیال         درسرای نشاید بر آشنایان بست»

مصراع اول یک مفهوم ذهنی است که به وسیله مصراع دوم که یک مفهوم عینی است به عینیت درآمده و چون در گذشته زبان وجود دارد پس تمثیل است نیز در بیت «محرم این هوش جز بی هوشی نیست/ مرزبان را مشتری جز گوش نیست» مصراع اول یک مفهوم ذهنی است و مصراع دوم عینی است یعنی گونه ای از اسلوب معادله است و چون نزدمتکلمین این زبان پیوسته تکرار شده است در حکم تمثیل نیز است و بیت «هر که جز ماهی ز آبش سیر شد/ هر که بی روزی است روزش دیر شد» نیز هم اسلوب معادله دارد و هم در حکم تمثیل است اما مصراع «در نیابد حال پخته هیچ خام/پس سخن کوتاه باید والسلام» مصراع اول فقط تمثیل دارد (ضمناً لازم به ذکر است که اسلوب معادله آرایه ی ادبی نیست.)

4 ـ در ابیات:     « مگر کز شمار تو آید پدید            که نوبت به فرزند من چون رسید»

                        مگر کاتش تیز پیدا کند                  گنه  کرد ه ر ا ز ود ر سو ا کند

 چرا مگر قید تاکید نباشد در حالی که این مسئله برای کاووس قطعاً ثابت شده است که آتش تیز گناه کار را از بی گناه رسوا می سازد بنابراین در بیت فوق با آنکه ظاهراً مگر در معنی شاید است اما با توجه استدلال فوق می تواند قید تاکید یعنی قطعاً یا همانا معنی شود. نیز با توجه به علم معانی می توان در معنی قید تردید این توجیه را آورد که گاهی متکلم با شناختی که از مخاطب دارد خبری قطعی را با شک و تردید بیان می کند یعنی می توان در معنی « شاید » گرفت چون کاوه در نزد ضحاک سخنی قطعی را به صورت شک و تردید بیان می کند و کلمه مگر به دو اعتبار مختلف
می تواند هم قید شک و تردید شود و هم معنی قطعاً یعنی قید تاکید را بدهد.

5 ـ در عبارت «مرا سخت عجب آمد» به نظر می آید «را» زاید یا نهادی است نیز در عبارت «مرا به ملک تو حاجتی نیست» را ی مالکیت است که در دستور تاریخی 3 آورده شده است.

6 ـ «که» در مصراع « که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی» هر چند با توجه به استدلال دستوری که هر «که ای» که بعد از صفت تفضیلی بیاید و معنی « از» بدهد حرف اضافه است سوال این است اگر "که" مذکور حرف اضافه باشد متمم آن چیست در حالیکه بعد از آن بلافاصله حرف اضافه ی « در» آمده به عنوان مثال در مصراع «به نزدیک من صلح به که جنگ» بعد از « به» یا بهتر فقط حرف اضافه که آمده و جنگ به همین دلیل متمم است اما در بیت فوق نیاز به کمی تامل است. اما تامل این بیت در این است که گروه « در آرزوی آب بودن » با هم یک ترکیب باشد نظیر آن را می توان در بیت: «از دست و زبان که برآید / کز عهده ی شکرش به در آید» که ترکیب از عهده ی شکرش به در آمدن نقش نهاد می گیرد.       

7ـ در غزل دولت یار بیت «آن پریشانی شب های دراز و غم دل/ همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد» مفهوم پارادوکس دارد زیرا پریشانی شب های دراز بوسیله ی گیسوی نگار که خود مظهر پریشانی است به پایان رسیده است.

8 ـ در غزل اشارت صبح «فرصت ما نیز باری بیش نیست» کلمه ی باری فقط در معنی یک بار آمده است و به نظر می آید در معانی خلاصه یا در هر صورت نیست پس ایهامی ندارد.

9 ـ در مثنوی مجنون و عیب جو مصراع «که لیلی گر چه در چشم تو حوری است» «ی» در حوری نشانه ی نکره نیست و «ی» نسبت می باشد و مفهوم شباهت ر ا می دهد. هر چند به ظاهر با توجه به مصراع بعد قصوری « ی نکره » برای حوری مشهودتر است اما « ی نسبت » به اعتبار مفهوم شباهت به نظر زیباتر می آید. 

10 ـ در عبارت «همه تالیان قرآن و سحر کوشان در عبادت بودند» تالیان در معنی پیروان است و در معنی تلاوت کنندگان در زبان عربی نیامده هر چند در امتحان نهایی به عنوان ایهام آورده شد.

11 ـ در درس «رنج بی حساب» مصراع «ما عیب و نقص خویش و کمال و جمال غیر» تضاد بین کلمات نقص و کمال عیب و جمال خویش و غیره است.

12 ـ در درس رباعیات مصراع «تو را از نامه خواندن ننگت آید» «ت» در ننگت در نقش مضاف الیه آمده است یعنی تو از خواندن نامه ات شرمنده می شوی البته نظر دیگر اینکه «ت» بدل از نهاد  محسوب می شود. از این دست در دستور سنتی فراوان وجود دارد که در زیر به چند نمونه ی  برجسته اشاره می شود :

گنجشک هزارش یک من است  , « ش » بدل از هزاراست . یا     وجودت پریشانی خلق از اوست  ,« او » بدل از وجود است

یا« منی که نام شراب از کتاب می شستم / زمانه کاتب دکان می فروشم کرد»  
 من زمانه کاتبم کرد  « م » بدل از من .

13 ـ در مصراع «زاغ سیه بردو بال غالبه آمیخته» کنایه از سیاهی بال زاغ است و این نظر که دو بال مشبه و غالبه مشبه به باشد رد شده است.البته در معني ديگر  به نظر مي رسدمنوچهري مي خواهدبگويد: زاغ كه مظهر فصل بي طراوت زمستان است گويي در بهار به خود غاليه زده است (به سبب گشت و گذار در باغ و بو ستان خوشبوشده است)وگر نه در معني معهود يعني ماليدن غاليه بر بال زاغ كه خود سياه است حشو قبيح است.  

14 ـ در مصراع « نی نی تو نه مشت روزگاری» با این که فعل منفی است اما در خود تشبیه دارد.

15 ـ در قصیده ی دماوندیه مصراع «بنشین به یکی کبود اورند» علت آوردن کبود برای کلمه ی اورند مشخص نیست بحث در این باره نیاز به پی گیری بیشتر است.

16 ـ در درس شب کویر عبارت به جرم گستاخی در برابر کویر ..... در تنورشان
می افکنند و عبارت درخت عزیزی است اما همواره برخود می لرزد... که هول کویر در مغز استخوانش خانه کرده است دو حسن تعلیل زیبا وجود دارد .

17 ـ اضافه های اقترانی ارزش هنری ندارند و تشخیص نیستند.

18 ـ در درس حکایات اسرار التوحید عبارت « راست باز و پاک باز و امیر باش» راست باز و پاکباز هم می تواند به شکل صفت فاعلی خوانده شود و هم جدا. اما این سوال مطرح است که اگر صفت فاعلی یا جدا خوانده شوند کلمه ی راست نمی تواند مفعول باشد زیرا کار قید را انجام می دهد.

19 ـ در درس مولانا عبارت «هر کس این طریقت نورزد به پولی نیز زد» پول در پیشینه ی زبان فارسی در معنی سکه ی تقلبی و سیاه آمده است هر چند امروزه معنی ضد خود را گرفته است.

20ـ در ترکیب یا عبارت «هم هیبت یک آموزگار را دارد و هم مهر یک پرستار» درس با رقه های شعر فارسی با توجه به استدلال بعضی از همکاران که بودن دو صفت متضاد در یک چیز به معنای پارادوکس نیست اضافه می شود چنانچه دو صفت هم زمان در یک پدیده یا شخص باشد پارادوکس است در غیر این صورت تضاد است در عبارت فوق نیز تاکید بر هم زمانی این دو صفت متضاد به عنوان صفات بر جسته ی شخصیت سعدی است پس پارادوکس یا متناقص نما می باشد.

21 ـ در درس افسانه ی عاشق جامی بیت « زد بانک که کیست حاضر امروز/ کز عشق نبوده خاطر افروز» دو قافیه وجود دارد و ذوقافیتین است.

22ـ در درس قصه ی عینکم عبارت « هرّ و هر تمام شاگردان به قهقهه افتادند» «هرّ و هر» نام آوا است و نقش قید دارد.

23 ـ در درس جهاد عبارت به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نکوشیدند جز که جامه ی خواری بر آنان پوشیدند» با توجه به عبارات قبل نهاد مستقیماً مشخص نیست پس نهاد می تواند کلمات مبهم هر کس یا هر کسانی باشد.

24 ـ در ترکیب « سر رشته ی کار» ظاهراً اضافه ی استعاری است چون کار به رشته مانند نشده است بلکه به جزیی از رشته مانند شده است اما اعتقاد بعضی از همکاران بر این است که سر رشته دقیقاً معنی رشته را می دهد پس اضافه ی تشبیهی است (البته جای تامل است).

25 ـ در مصراع اول «نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و ولیک/ غم این خفته ی چند / خواب در چشم ترم می شکند» نهاد جمله ای اول هم می تواند یکدم باشد و هم کس ، این ابهام دو برداشت متفاوت را به دنبال دارد 1ـ اگر یکدم نهاد باشد یعنی آن لحظه وجود ندارد که خواب را از چشمان غفلت زده ی مردم بگیرد. 2 ـ اگر کس نهاد باشد یعنی آن کسی که خواب را از چشمان غفلت زده ی مردم بزداید وجود ندارد. اما ظاهراً از نظر دستوری کس مضاف الیه برای چشم شده است هر چند از نظر مفهوم می تواند به تعبیری کار نهاد را انجام دهد.

26 ـ در بیت زیر از شکوفه ی اشک مهرداد اوستا تعقیدی دیده می شود.

به روی بخت زدیده، زچهر عمر به گردون         گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم 

اگر لف و نشر مرتب مورد نظر باشد معنی لفظی آن این گونه است گاهی مثل اشک از دیده بر رخسار بخت جای گرفتم و گاهی چون رنگ از رخسار عمر پریدم اما نشستن اشک بر رخسار بخت و پریدن رنگ از رخسار عمر و تشبیهی که شاعر آورده است که خود را مثل اشک و رنگ مانند کرده، قابل تامل است و به نظر می آید با همه ی زیبایی و لطافتی که بیت مذکور دار از این نظر پیچش معنا دارد بنابراین فقط به پذیرفتن این مفهوم کلی که زندگی من با تاسف و حسرت سپری شد, بسنده می کنیم. 

                 سرگروه ادبیات فارسی : ابراهیم نجار زینت مشایخ

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

فلسفه اخلاق

       تجربه ی ارزش ویژگی پایدار حیات ماست، ما درباره ارزش زندگی و اعمال خود و دیگران گاهی با عام ترین واژه ها حکم می کنیم ،مانند موردی که کسی را خوب یا بد می دانیم یا عملی را درست یا غلط قلمداد می کنیم . گاهی به گونه ای خاص تر شخصی را عادل، ظالم ،بی رحم یا مهربان ارزیابی می کنیم . فلسفه  اخلاق با این بعد از تجربه ما از ارزش ، یعنی با اندیشه اخلاقی سروکاردارد.                                                                    

همه ما تا حدودی دارای دو احساس متضاد درباره زندگی اخلاقی هستیم ،از یکطرف احساس می کنیم اخلاق قلمروی از تصمیمات شخصی است وهر یک از ما حق دارد درباره آنچه انجام می دهد تصمیم بگیرد. دراین حالت ،ممکن است احساس کنیم آنچه مهم است این نیست  که تصمیمی درست بگیریم، بلکه مهم این است که هر یک از ما خود ،برای خویشتن تصمیم بگیرد و دیگران باید به درستی این انتخاب ها احترام بگذارند.این دیدگاه درباره تصمیم اخلاقی ،با احساس دیگری در وجود همه ی ما ناسازگار است ،غالبا در مواجهه با یک مساله اخلاقی دشوار و پیچیده ، کشف پاسخ درست مشکل است .دراین حالت احساس ما این است که آنچه مهم است، درست بودن پاسخ است ،این مهم نیست که گیرنده تصمیم ما باشیم یا نه، بلکه آرزو می کنیم انتخاب ما پاسخ درست و سنجیده باشد.شاید به دلیل ترس از انتخاب نادرست است که تصمیم گرفتن را چنین مشکل می یابیم.  این دو احساس با هم در تعارض هستند.ظاهرا احساس نخست به این دیدگاه می انجامد که چیزی مستقل از آرای اخلاقی ما وجود ندارد که درستی یا نادرستی آن را تعیین کند، اما احساس دوم به نتیجه ای مخالف می رسد.وقتی مردم درباره این وضعیت ها تامل می کنند وتلاش می کنند تا یکی از آنها را بسط دهند، احتمالا تعارض مذکور موجب مناقشه ای بین دو طرف می شود ،هریک بادقت ضعف های دیگری را بررسی می کند و پاسخی که به نوبه خود چالش دیگری را پدید می آورد ، ارائه می کند.  فلاسفه تلاش کرده اند ،باهردو احساس در نظریه های خود منصفانه بر خورد کنند. اما به یکی از آن دو گرایش پیدا کرد ه اند. گروهی اندیشه اخلاقی را خالق و جاعل ارزش ها می دانند و گروه دیگر اندیشه اخلاقی را کاشف  و معرف ارزش هایی می دانند که مستقل از ما موجود هستند. این آغاز پیدایش دو دید گاه مهم در فلسفه اخلاق است:

1-واقع گرائی اخلاقی                                                                     2- غیر واقع گرائی اخلاقی

واقع گرایان معتقد ند که واقعیت اخلاقی به طور مستقل از باورهای اخلاقی ما وجود دارند ،واقعیت هائی که می توانیم از آن آگاه شویم . درستی یا نادرستی باورها به واقعیت ها بستگی دارد. نحوه ای که چیز ها هستند، نحوه وجود جهان.  این واقعیت ها هستند که تعیین می کنند باورهای ما صادق اند، یا کاذب .در حقیقت باور های اخلاقی ما در صورتی صادقند که چیز ها به لحاظ اخلاقی آن گونه باشند که ما تصور می کنیم.آنها معتقدند که تجربه ما از جهان مشتمل بر تجربه ارزش است . ما همان طور که قادریم زیبایی چشم انداز ی طبیعی را ببینیم،می توانیم زیبایی یک فعل اخلاقی را مشاهده کنیم.زیبایی ایثارکردن،یا زیبایی مهربانی کردن را.             

 اما غیر واقع گرایان اخلاقی بر ارتباط میان احساسات و عقاید اخلاقی تاکید می کنند، آنها می گویند تعهدات اخلاقی چیزی شبیه احساسات یا عواطف اند. در یک موضع گیری اخلاقی ،ما درحقیقت به لحاظ عاطفی نسبت  به آن چه مشاهده می کنیم عکس العمل نشان می دهیم ،اعتقاد به خطا بودن چیزی صرفا، واکنش عاطفی منفی نسبت به آن چیز است و ابراز این که چیزی خطاست بیان نمودن این احساس است. فرض کنید کسی بچه هایی را در حال سنگ زدن به سگی مجروح می بیند .این منظره اورا ناراحت می کند .او مطمئن است که چنین رفتاری بی رحمانه و خطاست .چه چیزی سبب این حکم اخلاقی می شود؟برطبق نظر غیر واقع گرایان و برخلاف نظر واقع گرایان اخلاقی ،آن شخص در باره عمل بچه ها باور دیگری علاوه بر آنچه ذکرشد،یعنی خطا بودن عمل آنان ندارد،بلکه از لحاظ عاطفی نسبت به آنچه مشاهده می کند عکس العمل نشان می دهد.سرزنش اخلاقی او در واقع ،پاسخی عاطفی نسبت به عمل بچه هاست.                      

دسته بندی دیدگاه های اخلاقی بر مبنایی که ذکر شد ،یکی از مهمترین دسته بندی های نظریات مربوط به فرا اخلاق است .در پژوهشهای فرا اخلاق ، ما به دنبال معیاری برای تعیین حسن و قبح افعال اختیاری انسان نیستیم،این عمل به حیطه دیگری از فلسفه اخلاق که پژوهشهای هنجاری نامیده می شود تعلق دارد.در پژوهش های هنجاری،هدف راهنمایی کردن افراد در تصمیم گیری های اخلاقی است .ما در هر موقعیتی با این پرسش مواجه هستیم که انجام چه کاری برای ما از لحاظ اخلاقی درست است.ویا باید به این سوال پاسخ دهیم که به هنگام تعارضات اخلاقی چه باید کرد.پاسخ این پرسشها بر عهده اخلاق هنجاری وپژوهشهای هنجاری است.     

اما در پژوهش های فرا اخلاق با روش عقلی و فلسفی ،به تحلیل و تبیین مفاهیم و احکام اخلاقی ،از حیث معنا شناختی وجود شناختی ومعرفت شناختی پرداخته می شودو نظریات مختلف اخلاقی در حوزه های ذکر شده مورد بررسی قرار می گیرد.  برخی از فیلسوفان اخلاق بر این باورند که احکام و جملات اخلاقی از سنخ جملات انشائی بوده و بیانگر احساسات ما نسبت به یک امر است ،لذا از هیچ واقعیت خارجی حکایت نمی کنند در مقابل گروه دیگر بر این باورند که جملات اخلاقی از قبیل جملات خبری است که  بیانگرعالم واقع  است. به یقین هیچ مکتب اخلاقی را نمی یابیم که در حیطه پژوهش فرا اخلاق قرار نگیرد ودر یکی از این دو دسته جا نگیرد.   مکتب اخلاقی اسلام، ومکتب اخلاقی کانت از مهمترین مکاتب واقع گرائی اخلاقی هستند. از مکاتب مشهور غیرواقع گرائی نیز می توان به مکاتب احساس گرائی و توصیه گرائی اشاره نمود.

 گروه فلسفه شهرستان نوشهر  -   ساره نیکخواه                                        

---------------------------------------------------------------------

   جغرافياي تاريخي خليج فارس

  زماني كه   نشريه صهيونيستي  به نام ((نشنال جئو گرافي))  نقشه  خليج فارس را با نام  جعلي  خليج  عربي  چاپ ميكند  صرف نظر از اهداف آن، از  حافظه  تاريخ  و جغرافياي  جهان  در گذشته است.  لذا حساسيت وبيداري  فرزندان ايران  در مواجهه  با چنين  دروغ  هايي  مي تواند در حفظ  هويت ملي  و تماميت ارضي  تاثير گذار باشد.مروري كوتاه و اجمالي  به  سير تاريخي نام هاي  خليج در ادوار  گذشته شايد بهترين پاسخ باشد:

1- بحر پيمايي در خليج  فارس از قرن هشتم قبل از ميلاد  به اين طرف سابقه داشته و پيش از تسلط  آريايي ها  برسرزمين ايران، در كتيبه هاي آسوريان  قديمي ترين نامي كه براي خليج فارس آمده است، نارماراتو به معني رود تلخ است.

2- پس از تاسيس  دولت هخامنشي  در كتيبه اي  كه  از داريوش اول در كانال سوئز يافته اند ، بند  سوم آن چنين است:((من پارسي ام  از پارس، مصر را تسخيركردم.امر كردم  اين  كانال را بكنند از پي رو(يعني نيل)  كه در مصر جاري است تا دريايي كه در پارس بدان روند ... به عبارتي به زبان كتيبه  ((درايته،هچا،پارسا،آني تي ))  به معني  دريايي از پارس مي رود.منظوراز درياي  پارسي همان خليج فارس است. كه درزمان هخامنشيان استعمال شده بود.

3- مورخ يوناني به نام آريانوس كه درسده  دوم ميلاد مي زيسته در يكي از تاليفات  خود  كه  آنا بنازيس  يا  تاريخ   سفر هاي جنگي  اسكندر نام داردخليج فارسي را به اسم پرسيكون كاايتاس نوشته است.

4-استرابن  جغرافيدان معروف  يوناني  كه در نيمه دوم قرن اول پيش از ميلاد  مي زيسته  مكرر همان  پرسيكون  كا اي تاس را  در مورد  خليج فارس  بكار برده  است . مخصوصا  مي نويسد خليج  عرب بحر احمر و خليج فارس جاي دارند.

5- بطلميوس منجم  و رياضيدان و جغرافيدان معروف اسكندريه در قرن دوم ميلادي در اثر معروف خود به نام مجسطي ، از خليج فارس  به نام پرسيكوس سينوس ياد كرده است.

6- در كتاب هاي  جغرافيا يي  كه  با  زبان  لاتيني  تاليف  شده  است ، اصطلاح  مذكور غالبا سينوس پرسيكوس يا ماره پرسيكوم يعني درياي پارسي نوشته اند.

7-در دوره اسلامي  مورخين  وجغرافيدانان  اسلامي درآثار خود ازاين اثر به نام بحر فارس- يا الخليج الفارس- يا خليج فارس  ياد كرده اند. از جمله  آنها  ابن خرداذ به استخري -  در مسالك الممالك -  ياقوت حموي  درمعجم البلدان و ابن فقيه  همداني وبسياري ديگراز مورخين... .

8-اصطلاح  لاتيني  سينوس پرسيكوس  در ديگرزبان هاي زنده  جهان ترجمه گرديده وهمه ملل اين  درياي ايراني رابه زبان خود خليج فارس گويند. مانند:

زبان فرانسه        گلف پرسيك.      

زبان انگليسي      پرشين گلف.  

زبان آلماني        پرسيكال گلف.

زبان ايتاليايي     گلف پرسيكو.         

 زبان روسي      پرسيكال گزالوف.    

 زبان ژاپني      وان پرسيا

9- دركليه قراردادهاي كه طي 500 سال اخيرمخصوصا در زمان قدرت پرتغاليها و بعداً: انگليس و فرانسه و...منعقد ميشد بانام "خليج فارس" بود.

10- ابن الفقيه  در كتاب البلدان ( سال 279ه.ق) جهت اصالت  اين مدعا مي نويسد  منظور از دو دريا  كه  در ايات  شريفه  بيستم  و بيست يكم وبيست  دوم  سوره ي  مباركه ي الرحمن آمده است درياي فارس ودرياي روم بوده است.

اما: فقط در روزنامهTIME   دراولين شماره  سال 1838ميلادي  نام درياي"بريتانيا"  برده  شد.

و نخستين  بار پس از خروج انگليس اين  كشور به منظورايجاد  اختلاف در منطقه  نام مجعول  خليج عربي را  بكار برد.

 با توجه به نفوذ ريشه دار وماندگار نام خليج فارس يا همان پارس ايراني در متن ادبيات  ملل  گوناگون و در كتب  تاريخي  متعدد، ديگر نمي توان  با پولهاي نفتي دشمنان و يا  قلم  مزدوران اين  واژه  هميشه ايراني را  از فرهنگ  كشور ها حذف نمود. باشد  تا همه  دلسوزان  واهل انديشه  در بالندگي ،  پايداري و سرفرازي  ايران اسلامي در طول تاريخ فكر كنند وپاسدار آن باشيم و باشند.                                                                                مذبوح اله اسحقي نيموري

    منابع مورد استفاده :

   1    - atlas his torique….paris1955     

 2   - ايران باستان   تاليف پير نيا ج1 ص571                                                                                                                                                                                   

--------------------------------------------------------------------------

پيروي نظرية ‌موجي نور

مدت بسيار درازي طول كشيد تا نظرية‌موجي هويگنس دربارة ‌نور با وجود رجحان ظاهري آن بر نظرية ذره‏اي نيوتون پذيرفته شد. علت اين امر تا اندازه‏اي مربوط بود به شخصيت بزرگ نيوتون در ميان معاصرانش و به خصوص مربوط بود به ناتواني هويگنس در تكميل نظريه‏هايش با دقت رياضي كافي كه بتواند آن نظريه‏ها را در مقابل هر مخالفتي آسيب‏ناپذير سازد. از اين‏رو موضوع جنس و طبيعت نور مدت يك قرن معلق مانده تا آنكه در سال 1800 نشريه‏اي تحت عنوان« طرح آزمايشها و تحقيقات مربوط به نور» توسط يك فيزيكدان انگليسي به نام تامس يانگ انتشار يافت. در اين نشريه يانگ پديدة حلقه‏هاي نيوتون را بر مبناي جنس موجي نور توضيح داد و آزمايش شخصي خودش را توصيف كرد كه در آن تداخل دو پرتو نور مي‏تواند به طرز ساده‏تري نشان داده شود. در اين آزمايش وي دو سوراخ نزديك به هم در پرده‏اي كه پنجرة يك اتاق تاريك را مي‏پوشاند درست كرد. اگر سوراخها نسبتاً بزرگ باشند نور خورشيد كه از آنها مي‏گذرد دو تكة روشن را به فاصلة معيني از هم بر روي پرده تشكيل مي‏دهد كه در فاصله‏اي از سوراخها قرار گرفته‏اند. اما اگر كه سوراخها بسيار كوچك باشند پرتو‏هاي نوري كه از سوراخها مي‏گذرند هويگنس منتشر مي‏شود و دو تكة روشن بر روي پرده پراكنده مي‏شود و تا حدي بر روي هم انطباق مي‏يابند. در قسمتي از پرده كه در آنجا از هر دو سوراخ نور مي‌رسد يا يك دسته رنگين كمان مشاهده كرد كه از باريكه‌هاي رنگین بسيار نازكي تشكيل يافته بود و ميان آنها فواصل تاريكي وجود داشت و كاملاَ به حلقه‌هاي نيوتن مي‌ماند وقتي كه فاصله دو سوراخ بر روي پرده يك ميليمتر و فاصله پرده تا سوراخها يك متر بود، پهناي باريكه‌هاي رنگين به حدود 6 ميليمتر مي‌رسيد.توضيح اين پديده متكي است به تداخل امواج نوراني، چنانكه درمورد حلقه‌هاي نيوتن است. نقطة بر روي پرده كه درست در نيمه اول ميان مراكز دو تصوير است، به فاصله مساوي از دو سوراخ   قرار دارد و امواج نوراني «همفاز» به آنجا مي‌رسند، يعني فراز به فراز و نشيب به نشيب دو حركت موجي بر هم افزوده مي‌شوند و افزايش روشنايي خواهيم داشت   . كارهاي تالس يانگ و معاصر فرانسويش اوگواستن فرنل صحت و اعتبار نظريه موجي نور را به طرز قاطعي برقرا ساختند و به اين ترتيب هويكنس پس از مرگ نيوتن در استدلال فرضيه هاي تمام دوران زندگي خويش موفق شد.بلوري از ايسلندمسئله ديگري كه با آن درگير شدند و نيوتن و هويكنس هيچ يك آن را حل نكرده بودند، مسئله سويدهي نور بود. در سال 1669 فيلسوف دانماركي بارتولين كشف كرده بود كه كاني شفافي به نام اسپات ديسلند اين خاصيت را دارد كه نوري را كه از آن در امتداد معيني مي‌گذرد، به شعاع مجزا تجزيه مي‌كند. اگر بلور در حال امتداد شعاع تابش نور دوران كند، يكي از دو شعاع خروجي به نام شعاع معمولي ساكن باقي مي‌ماند و حال آنكه شعاع ديگر به نام شعاع نامعمولي با گردش بلور مي‌چرخد. هويگنس اين پديده را با اين فرض توجيه كرد كه موج نوري كه در اسپات ديسلند وارد مي‌شود، به دو موج  تجزيه مي‌گردد: يكي موجي كه با همان سرعت در تمام جهان بلور منتشر مي‌شود، و ديگري موجي كه سرعتش بستگي دارد به امتداد موج نسبت به محور بلور. نقطه هويگنس دربارة اينكه چگونه اين اختلاف در سرعت‌هاي انتشار منجر به تشكيل دو شعاع مي‌شود، در شكل

9 ـ 1 نشان داده شده است، و البته اين نظر مبتني است بر اصل  هويگنس وقتي كه پرتو نور عمودي بر سطح بلور اسپات ديسلند مي‌تابد دو دسته موجك تشكيل مي‌شود كه يكي كروي و ديگري بيضي است. موجك‌هاي كروي جبهه‌اي موجبي مي‌دهند كه در همين امتداد جبهة تابش اتصالي است، در حالي كه موجك‌هاي بيضي شكل موجب مي‌شوند كه جبهة موجي پيوسته با كنار جابه‌جا شود و در نتيجه شعاع نامعمولي را تشكيل دهد. پس از آنكه هر دو شعاع از بلور خارج شد،‌فقط امواج كروي در هوا تشكيل مي‌يابند و دو پرتو با هم موازي مي‌شوند. با آنكه اين نظريه هويگنس كاملاً درست بود، وي نمي‌توانست توضيح دهد كه چرا امواج نوري در بلور به دو شيوة مختلف انتشار مي‌يابند. دليل آن اين بود كه عقيده داشت ارتعاشات در امواج نوري در امتداد انتشار امواج صورت مي‌گيرد،‌چنانكه در مورد صوت چنين است كه در آن مورد اگر بلور حول امتداد پرتو تابش دوران دهيم، هيچ فرقي نمي‌كند. از طرف ديگر نيوتن كه امواج و موجك‌هاي هويگنس را باور نداشت، در جستجوي اين بود كه اين پديده را (كه به انكسار مضاعف معروف است) ، با اين فرض توضيح دهد كه ذرات تشكيل دهندة اشعة نامعمولي در جهان مختلف عمود بر امتداد شعاع هستند. وي در چاپ دوم كتاب نور شناخت خود، تفاوت ميان دو شعاع را با تفاوت ميان دو ميلة‌ درازي مقايسه كرد كه مقطع يكي دايره و مقطع ديگري مربع مستطيل بود. اگر ميلة اول را حول محور چرخش دوران دهيم، هيچ تفاوتي ديده نمي‌شود، در حالي كه درمورد ميلة دوم، به يقين چنين نيست، بنابر نوشته نيوتن :«هر شعاع نور در نتيجه ، داراي دو پهلوي مخالف است كه در اصل داراي خاصيت هستند كه انكسار نامعمولي به آنها بستگي دارد، و نيز داراي دو پهلوي مخالف ديگر است كه اين خاصيت را ندارند».                نيوتن بوضوح تصور اين را مي‌كرد كه اشعة نور بايد بعضي خواص فرضي (يعني عمود بر امتداد انتشار) داشته باشد اما قادر نبود كه مجسم  كند اين خواص چه مي‌تواند باشند.فقط مدتها پس از آن بود كه به كمك آزمايش‌هاي فيزيكدان فرانسوي ايتن مالوس (1775-1812) ديگران نظريه ها ي هويگنس و نيوتن به صورت نظريه واحدي درآمد بدون شكست نور چيزي نيست جز انتشار موجي در فضا. اما ارتعاشات محيط چنانكه هويگنس فكر مي‌كرد، در امتداد انتشار صورت نمي‌گيرد بلكه عمود است بر آن امتداد. تفاوت ميان شعاع معمولي و شعاع نامعمولي در اسپات ديسلند اين است كه در حالت اول ارتعاشات در سطحي صورت مي‌گيرد كه بر شعاع نور و بر محور بلور مي‌گذرد ، درصورتي که در حالت دوم عمود بر آن سطح است. كشف طبيعت عرضي بودن ارتعاشات نوري گرفتاري فيزيكدانان نسل بعد را پايان نداد. حقيقت اين است كه ارتعاشات عرضي فقط مي‌تواند در اجسام جامد وجود داشته باشد كه در مقابل پارگي و خميدگي مقاومت مي‌كند. منظور  اين  است كه اتر جهاني يعني حاصل فرضي نور گاز بسيار دقيقي نبود كه هويگنس تصور كرده بود، بلكه جسمي بود جامد . اگر همه اتر نافذ جامد باشد، چگونه ممكن است كه سيارات و ديگر اجرام سماوي، بدون آن كه عملاً با مقاومتي مواجه شوند، در آن حركت كنند؟ و حتي ديگر فرض شود كه اتر جهاني مادة ‌جامدي است بسيار سبك و متحرك مانند چسبی كه امروزه در بسياري از پيوستها به كار مي‌رود، حركت اجراي سماوي چندان مجراهايي در آن به وجود مي‌آورد كه خيلي زود خاصيت حامل بودن امواج نور در خود را در آن مسافت‌هاي زياد از دست مي‌داد! اين گرفتاري مدت چندين نسل فيزيكدانان را ناراحت كرد تا سرانجام توسط آلبرت انيشتن از ميان برداشته شد كه اثر را از پنجره اتاق درس فيزيكدانان بيرون افكند.

افول نيوتن

در 50 سالگي نيوتن تصميم بر اين گرفت كه زندگي دانشگاهي را ترك كند و در جستجوي كاري برآيد كه عايدي بيشتري برايش فراهم سازد. پست رياست چارتز هاوس در لندن كه مدرسه‌اي بود براي نجيب‌زادگان انگليسي به او داده شد. اما وي نظر چندان خوبي به آن نداشت. در نامه‌اي كه براي رد اين كار نوشت، چنين اظهار كرد :

«از اينكه براي چارتر هاوس به ياد من  بوديد متشكرم ، ‌اما من چيز ارزنده‌اي در آن نمي بينم كه اين همه سروصدا داشته باشد،‌جز يك درشكه (كه قطعاً به او داده شده بود) كه به آن علاقه ندارد، چيزي جز 200 ليره در سال نيست با محصور شدن در هواي لندن و محدود شدن به آن طرز زندگي كه از آن خوشم نمي‌آيد و نيز فكر مي‌كنم كه صلاح نباشد در كاري وارد شوم كه ديگري بهتر خواهد بود» .در سال 1696 در سن 54 سالگي نخست مديريت و سپس  رياست ضرابخانه لندن به او واگذار شده و وي سازندة پول گرديد؛ هم براي خودش و هم براي ديگران. در سال 1705 عنوان «سِر» و بسياري عناوين ديگر را به دست آورد. اما آخرين ربع قرن زندگي‌اش (در سال 1727 در سن 85 سالگي از دنيا رفت) ،‌ عاري از هرگونه كشف مهمی بود كه از سن 25 سالگي تا آن زمان لبريز شده بود. بعضي از زندگينامه نويسان مي‌گويند كه علت اين امر ضعف و ناتواني و كهولت بود، و بعضي مي‌گويند علتش اين بود كه وي تمام نظريه‌هاي ممكن را كه مي‌توانست در زمان خودش به وجود آيد، ‌بيان كرده بود. در هر حال به اندازه كافي كار انجام گرفت .

شعله                                                                                      

وقتی از بررسی عمل احتراق فارغ می شویم بی اراده از خود می پرسیم، چرا شعله آتش به خودی خود خاموش نمی شود؟ مگر نه این است که محصولات احتراق دو ماده "نسوز" یعنی دوده و بخار آب هستند و طبیعی است که این دو نمی توانند آتش را روشن نگه دارند و شعله ما تا روشن می شود توسط آب و دوده محصور می شوند و راه اتصال شعله به سوخت و هوا بسته می شود. و بنابرین شعله ما باید خاموش شود. حالا بگویید چرا چنین نیست و تا سوخت تمام نشده احتراق ادامه دارد؟

فقط به این علت است که گازها بر اثر حرارت منبسط می گردند و در نتیجه طبق قانون ارشمیدس محصولات احتراق چون داغند در همان جایی که تولید شده اند باقی نمی مانند و توسط هوای تازه بالا رانده می شوند. پس شعله با هوای تازه و سوخت ارتباط پیدا می کند و به حیات خود ادامه می دهد.شما هم غالبا بدون اینکه این اصل را بدانید از آن استفاده می کنید. برای مثال زمانی که شما از بالا چراغی نفتی را فوت می کنید، در واقعا دارید محصوالات احتراق را به سمت شعله پس می زنید و شعله را خاموش می کنید. 

          گروه فیزیک نوشهر  -    رودگر - آزادیان

-------------------------------------------------------

 Essay Reading Comprehension Activity – Whip Activity

1. Use the Activity cards provided (cut the rows apart and fold in half) or create your

own on index cards using the questions/answers provided.

2. The items (or questions) in the left column are the front of the card. The items (or answers) in the right column are the back of the card.

3. After the students have read the essay, pass out the cards to each student or pairsof

students (depending on your class size). Explain to the students that the question on the front of their card does not coincide with the answer on the back of their card. It is simply part of the activity. The students should start out looking at the back (the answer-side) of the card and come up with a question they think it answers.

4. After you have allowed enough time for students to come up with answers,

explain the activity. You will have one student begin the activity by reading the

front (question) of their card. The student in the room who thinks their card

answers that question should stand and read the answer to that question.

5. If the class is in agreement that that is the correct answer then move on and have

the “answer student” read their question. If every question is answered correctly

the first student to read the question should be the last student to provide an

answer. All cards should be used.

6. If at some point the students get out of order correct the error and continue the activity.

This is a reading comprehension activity that is designed to involve all students.

You can create your own questions if you prefer, use the example below for helping

in setting up the activity.

Wildfires: A History of the Blaze Question and Answer Class Activity

Example

Records of fire scars in fossilized trees, as

well as other mineralized materials help provethis fact.

What is the title of this essay?

 

Tendency to move and change settlements

frequently

How do we know wildfires have been

around for at least 350 million years?

Preventing fires from happening or stamping

out any fires that occur as quickly as possible

What is nomadic?

Towers used for spotting fires in the National

Forests

What is fire suppression?

The source:          www.foresthistory.org

Cobra Soltani    . Mail: Soltani_C_85@yahoo.com

---------------------------------------------------------------------

   برخي از خطاهاي متداول به هنگام استفاده ازمودم براي اتصال به اينترنت

رديف

كد خطا

شرح

1

600

اگر سيستم درحال شماره گيري باشد ودوباره شماره گيري نماييداين خطانمايش داده مي شود.

2

608

راه انداز مودم نصب نشده است.

3

609

نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است.

4

629

پورت بوسيله دستگاه راه دور(سرور) قطع مي شود.(درست نبودن راه اندازمودم به برنامه ارتباطي)

5

633

پورت هم اكنون مورد استفاده مي باشدوبراي شماره گيري راه دور پيكر بندي نشده است.(راه اندازدرستي برروي مودم شناخته نشده است)

6

634

نمي تواند كامپيوتر شماراروي شبكه راه دور ثبت نمايد.

7

636

دستگاه اشتباهي به پورت بسته شده است.

8

638

زمان درخواست به پايان رسيده است.

9

642

يكي از اسامي NetBios شما هم اكنون روي شبكه راه دور ثبت مي شود.(دوكامپيوتر مي خواهند با يك اسم وارد شوند)

10

646

حساب كاربري دراين موقع روز امكان اتصال (log on) وجودندارد.

11

650

كامپيوتر راه دور(server) پاسخ نمي دهد (شماره تلفن اشتباه است يا تلفن به server  وصل نيست)

12

665

مودم درست پيكر بندي نشده است(دوباره نصب وپيكربندي شود)

13

666

مودم شما درحال حاضر كارنمي كند.

14

668

اتصال پايان يافته است.

15

676

خط تلفن اشغال است.

16

677

شخصي به جاي مودم پاسخ مي دهد.

17

678

پاسخي وجود ندارد.(تلفن وصل نيست)

18

680

خط تلفن وصل نيست

19

691

دسترسي امكان پذير نيست ،نام كاربري يا كلمه عبور اشتباه است(يا وجودندارد)

20

692

سخت افزار در درگاه يا دستگاه متصل شده ازكارافتاده است.

21

704

شماره اشتباه است.

22

708

اعتبار حساب تمام شده است.

23

715

به دليل كيفيت ضعيف خط تلفن خطاهاي فراواني رخ مي دهد.

24

723

شماره تلفن ازجمله پيشوند وپسوند بيش از حد طولاني مي باشد.

25

755

سيستم قادر به اجراي شماره گيري خودكار نمي باشدزيرا اين ورودي يك شماره گير عادي دارد.

26

756

اين اتصال هم اكنون در شماره گيري مي باشد.

27

763

اشتراك اتصال اينترنت فعال نمي باشد.دواتصال LAN يا بيشتر به علاوه اتصالي كه با اين LAN ها مشترك شده است وجوددارد

28

769

مقصد مشخصي قابل دست يابي نمي باشد.

29

770

دستگاه راه دور تلاش براي ايجاد  اتصال را نمي پذيرد.

30

771

اقدامات اتصال صورت نمي گيردزيرا شبكه اشغال است.

31

773

امكان ايجاد اتصال ميسر نمي باشد زيرا شماره مقصد تغيير كرده است.

          تهیه وتدوين :   محمد رودگر سرگروه  كامپيوتر شهرستان  نوشهر

---------------------------------------------------------------------

اثر حرارت بر هسته سلول:

استفاده از حرارت به ويژه درتلفيق با پرتو درماني امروزه توجه دانشمندان را به عنوان يك روش درماني براي سرطان  برانگیخته است.حرارت ،در محدوده بيولوژي سلولي هم حائز اهميت است.پديده  هاي زيادي مانند :تنظيم بيان ژن،تمايز و ميانكش يك سلول و محيط آن در اثر حرارت و يا Stress  متأثر مي شود.

تغييرات مشاهده شده در فيز يولوژي سلولي، پس از حرارت دهي  را پاسخ شوك  حرارتي مي گويندكه شامل مجموعه تغييراتي است كه به نظر مي رسد به منظور بقاي سلول رخ مي دهند.يكي از اولين تظاهرات پاسخ سلولي به حرارت  توليدhsp  ها است.(يعني پروتئين هاي شوك حرارتي )پاسخ سلولي در برابر شوك حرارتي ،همه سيستم هاي سلولي حفاظت شده ،مانند تنظيم بيان ژن،سازمان بندي كروماتين ،سنتز DNA  و RNA و پروتئين ،غشاء هاي سلولي،اسكلت سلولي و هموستاز كلسيم را  در بر مي گيرد.بنا بر اين ،حرارت  مي تواند به عنوان وسيله اي براي مطالعه مكانيزم هاي تنظيمي اين فر آيند ها ،به كاررودمطالعات درباره اثر حرارت بر سلول ها از دو جنبه بررسي مي شود:يكي كشتن سلول ها توسط حرارت ،كه اين پديده اساس درمان حرارتي سرطان هاست و ديگري تغييرات ايجاد شده در شكل ظاهري ،ساختار و عملكرد سلول ها در اثر حرارت ، دو نكته را بايد در نظر داشت:اول اينكه اثر حرارت بر سلول ها تابع درجه حرارت  و زمان حرارت دهي است و دوم گونه هاي مختلف سلولي از نظر حساسيت حرارتي با هم متفاوتند.

اثر حرارت بر هسته:

1-تغييرات ظاهري:  كاهش در محتوي هتروكروماتين ،ظهور دستجات آكتيني در هسته ،از جمله تغييرات مشاهده شده در هسته پس از حرارت دهي است.هستكها ،حساس ترين ارگانل در سلول هاي پستانداران است  كه تغييرات ساختاري و عملكردي شديدي  را در اثر حرارت هايي را كه ساير ارگانل ها تحت تأثير آن ،دست نخورده باقي مي مانند،متحمل مي شوند. به عنون مثال گرانول هاي هستكي و كروماتين هستكي در 41 درجه سانتيگراد كه حرارت چندان شديدي نيست ناپديد مي شوند.

تغييرات عملكردي

اثر بر رونويسي

حرارت بر عمل  هر سه نوع RNA پلي مر ازI  و II  و  III تأ ثيرمي گذارد.تأثير حرارت بر رونوشت  هاي RNA پلي مر از  I و سنتز ريبوزوم ها.  سنتز   RNA r به حرارت حساس است .در واقع ممانعت اوليه در مرحله پردازش يا processing Pre- r RNA صورت مي گيرد و مرحله سنتز Pre- r RNAبه كندي در اثر حرارت كنترل مي شود. در توقف پردازشPre- r RNA ، RNA r بطور ناقص متيله مي شود. جالب است كه در حرارت هاي افزايش يافته ،hsp 70 در هستك برخي سلول ها ديده مي شود.از طرفي مداركي وجود دارد كه نشان مي دهد hsp 70 در بازگشت مورفولوژي هستك ها  به حالت عادي پس از حرارت دهي نقش دارد.پس،ممكن است hsp 70 نقش مهمي در processing ريبوزوم ها داشته باشد.

رونوشت هاي RNAپلي مر از II  وSplicing:

آقاي Pederson فرضيه اي دارد كه مي گويد :دو مسيربراي processing  وجود دارد:يك مسير براي ژن هاي واجد اينترون و مسير ديگر براي ژن هاي فاقد اينترون كه گفته در شرايط حرارتي ،فقط مسير دوم فعال است.چون در شرايط حرارتي Splicing متوقف مي شود .در اين حالت رونوشت هايي كه نياز بهSplicing دارند ، در اين شرايط در هسته تجمع مي كنند جالب است كه ژن هاي hsp فاقد اينترون هستند.

البته مكانيزم هاي دقيق ممانعت از Splicing توسط حرارت سناخته شده نيست.اثر حرارت بر رونوشت هايRNA

پلي مر از III چندان بررسي نشده است و نتايج ضد و نقيض است.

اثر حرارت بر سنتز DNA:

حرارت باعث ممانعت ازشروع و طويل شدن كه دو مرحله از همانند سازي DNA است مي شود،همچنين ،حرارت از اتصال قطعات   DNA تازه ساخته شده ،به يكديگر ممانعت مي كند و منجر به اين مي شود كه بخش هايي از DNA به مدت زمان چند برابر حالت طبيعي ،به صورت ناپايدار باقي بماند مكانيسم بازداشت سنتز DNAپس از حرارت دهي پيچيده است.احتمالا تغيير در محتوي پروتئين  هسته در اثر حرارت ،از عوامل اين بازدارندگي است.

به طور ي كه گفته مي شود بيشتر پروتئين هاي اضافي در هسته (در اثر حرارت)،با ماتريكس هسته همراه مي شو نداز طرفي ماتريكس هسته محل همانند سازي DNA است.پس حضور اين پروتئين ها مي تواند در ميانكنش هاي كمپلكس همانند سازي دخالت كند.

تغييرات كروموزومي القا شده توسط حرارت در هسته در فاز S :

تخريب كروماتين يك نقش اساسي در كشتن  سلول هاي فاز  Sدارد.تصور مي شود كه نواحي تك رشته ايDNA،كه به خاطر تأخير سازي در همانند سازي  شوند كه به حذف و تغييراتي  رهنمون  شود كه در نهايت منجر به خرابي هاي كروموزومي  مي شود. در سلول هاي حرارت ديده در  فاز S،شكست هاي كروموزومي ،نواقص در تشكيل غشاء هسته و نيز تكه تكه شدن هسته و متراكم شدن كروموزوم ها مشاهده مي شود.

تغيير در تراكم هسته:

حرارت تغييراتي را در محتواي پروتئيني هسته القا مي كند. در هسته سلول هاي پستانداران بلافاصله پس از حرارت دهي ،افزايش در نسبت  مشاهده مي شود. اين پروتئين هاي اضافي  شامل پروتئين ها ي غير هيستوني مي شوند اين افزايش نسبت ،وابسته به زمان و حرارت است  و رابطه خوبي بين اين افزايش و كشتن سلول در اثر حرارت وجود دارد. يكي از اعضاي اصلي اين پروتئين هاي اضافي hsp 70 است به نظر مي رسد مشاهده اين پروتئين هاي اضافي به دليل  ورود برخي پروتئين ها ي سيتوپلاسمي به هسته  نيز افزايش اتصال پروتئين هاي موجود در هسته به ماتريكس و كرو ماتين است وچنانچه قبلا ذكر شد ،وجود اين پروتئين هاي اضافي كه به ماتريكس هسته ملحق مي شوند ،نقش اساسي در اثر حرارت بر همانند سازي و بيان مواد ژنتيكي دارد و اين عمل را از طريق در دسترس بودن الگو و نيز ايجاد محدوديت در آزادي توپولوژيك DNAاينتر فازي اعمال مي كند.مشاهده اثرات هسته اي  حرارت،به عنوان يك ابزار تجربي براي مشخص كردن جزئيات مكانيزم هاي فرآيند هاي طبيعي هسته اي به كار مي رودوبه فهم چگونگي عملكرد سلول هاي نرمال كمك مي كند.دانستن چگونگي عملكرد سلولهاي نرمال پيش نياز فهم عملكرد سلول هاي سرطاني و در نتيجه مقابله با آنها است.                  

     سرگره هاي  زیست شناسی -   سیما غفوری-اسماعیل بحرینی

منابع:

  1.A:Lafzio,1992,the effect of hyperterma on mammalium.cell structure and function                                                                 

2.H.Young,Wlauzon and I.LEMAJRe,1992,effects of hyper termia on natural killer cell                                                            

---------------------------------------------------------------------شعر عصر ا موي

         سر آغاز اين دوره با به قدرت رسيدن معاويه در سال 40هجري مي باشد  وبه سال 132 هجري يعني همزمان با روي كار آمدن اولين خليفه عباسي  پايان مي يابد

         عصر اموي عصر بازگشت ارزش هاي جاهلي به ممالك اسلامي ناميده مي شود زيرا فساد حاكمان وعصبيت ها وافتخار به اصل ونسب از ويژگي هاي بارز اين دوره مي باشد شعر دوره اموي بازگشت به مضمون ها وارزش هاي جاهلي است اگرچه شعر از لحاظ معاني خيال عاطفه  واسلوب تغييرات چشمگيري داشت اما شاعر عصر اموي همچنان به دوره جاهلي نظر داشته و ايستادن بر اطلال ودمن خود بارزترين نمونه ودليل اين بازگشت جاهلانه مي باشد رشد شعر سياسي واستقلال غزل ، تصوير آشكاراز اوضاع سياسي واجتماعي را به نمايش مي گذارد رشد شگرف شعر سياسي اشعار نقائض(1)  استقلال غزل تكوين شعر فقهي از دستاورد هاي ادبي اين دوره مي باشد

       شعر ديني سياسي، غزل مجون(2)، غزل عذري(3) و اراجيز در اين دوره رواج يافت از شاعران معروف اين دوره اخطل، جرير، فرزدق و كميت  مي باشند

        نمونه اي از اشعار اين دوره در مدح امام زين العابدين (ع):

        1-  هذا الذي تعرف البطحاء وطاته     البيت تعرف من انكرت والحل والحرم

        2-ســـهل الخليقه لا تخشـــي بوادره     يزينـــه اثنــان حسن الخلق والشيـــم

       3-عـم البريه بالاحســـــان فانقشعت       عنهـــا العمـــايه والامــلاق والظلــــم

       4-هــم الغـيــوث اذا مـا ازمـه ازمت       والاسد اسد الشري والبــاس محـتــدم

1  -اين كسي است كه مكه جاي پاي اورا مي شناسد وخانه كعبه وزمين هاي مجاور خارج وداخل حرم اورا مي شناسند

2- او شخص نرم خويي است كه در تندي هاي خشم او ترس وجود ندارد زيرا در هنگام خشم نيز جز حق انجام نمي دهد دو خصلت بردباري و بزرگواري اورا مي آرايند

3- او كسي است كه احسانش همه را شامل شده است و در نتيجه ‎‏؛ خيره سري وتنگدستي وتاريكي ها از آن ها برطرف شده است

4- آنان در هنگام قحطي همچون باران رحمتند ودر گرماگرم سختي همسان شيرانند .                                                                                            

توضيحات:

1- نقائض اشعاري است كه شاعران در مقابل هم مي سرودند واز مشهورترين آن نقائض جرير وفرزدق است

2- مجون غزلياتي است كه درآن اصول اخلاقي رعايت نمي شود

3- اشعار عذري : اشعاري است كه درآن شاعر پايبند اصول اخلاقي است.گروه عربي متوسطه-علی قمی اویلی-علی حیدری

-------------------------------------------------------------

اخلاق و سيره ي عملي  رسول گرامي اسلام

پيامبر گرامي  اسلام را مي توان به حق ،شخصيتي بي همتا در طول تاريخ بشريت  دانست.شخصيتي كه همچون خورشيد  تابان در آسمان انسانيت  مي درخشد و كالبد  ارزشهاي والاي اخلاقي و كمالات و سجاياي انساني را روح مي بخشد.الگويي به تمام معنا از جميع كمالات و امتيازاتي كه يك انسان  در همه ابعاد وجودي خود مي تواند داشته باشد، در زندگي پر عظمت و شگفت انگيز آن حضرت ،ترسيم شده است كه براي هميشه چون مشعلي فروزان فرا راه آدميان پرتو افشاني مي نمايد.

هر چند قلم هيچ نويسنده  وبيان هيچ خطيب،توانايي اداي حق مطلب را در وصف ابعاد شخصيت  و خلق و خوي آن  بزرگوار ندارد ،ولي تنها جهت تعليم و تربيت و يادگيري و آشنايي  با الگوهاي عالي اخلاقي در اينجا به شرح مختصري از پاره اي از خصوصيات خلقي آن حضرت  مي پردازيم:

پيشواي عظيم الشان اسلام ،بسيار بزرگوار وبا ابهت  بودند در دلها جاي داشتندو عزيز بودند .صورت مباركشان چون ماه تابان مي درخشيد وبه زيبايي و پاكيزگي آراسته بودند در ميان جمع ،بشاش و گشاده رو بوده  همواره بدون اينكه بخندد ،تبسمي بر لب داشتند ولي در تنهايي ،هاله اي از حزن وجود مقدسشان را فرامي  گرفت.همواره در حال تفكر بوده وبا غصه ها قرين بودند.(مكارم الاخلاق)

از امور دنيا به آنچه موجب دلبستگي و غرور مردم  مي شد نظر نمي كردند.بسيار دوست مي داشتند كه با خداي خويش خلوت كنند.بسيارسهل گير و خوشخو بودند و هرگز آنچنانكه روش اغلب قدرتمندان عالم است،برخوردي تند و رعب  آورنداشتند.خوشخويي . ملايمت ،روش ايشان بود.

روزي عرب باديه نشين  خدمت ايشان آمد و حاجتي داشت ،وقتي جلو آمد از هيبت آن حضرت و روي حساب  چيز هايي كه شنيده بود ،جذبه پيغمبر اكرم او را گرفت و زبانش به لكنت افتاد .حضرت ناراحت شدند ،پرسيدند:از ديدن من زبانت به لكنت افتاد؟سپس او را فورا به بغل گرفتند و فشردند به طوري كه بدنش، بدن پيامبر(ص)  را لمس كرد. سپس فرمودند :آسان بگير و آ سوده باش ،من از جبابره نيستم ،من پسر آن زني هستم كه با دست خودش از پستان گوسفند شير  مي دوشيد ،من مثل برادر شما هستم .(سيره نبوي)نگاهشان كوتاه بود .به روي كسي خيره نمي شد ند و بيشتر اوقات چشمانشان را به زمين مي دوختند.نه عيب جو بودند و نه مداح و از شنيدن مداحي و چاپلوسي هم بيزار بودند و مي فرمودند :به چهره مداحان و چاپلوسان خاك بپاشيد(وحي و نبوت استاد مطهري).به كسي ظلم نمي كردند  وكسي را خوار و پست نمي شمردند.در حياو شرم حضور ،بي مانند بودند،به طوري كه كه اگر دوست نداشتند از سيماي آن حضرت متوجه مي شدند كه آن را دوست ندارند(سنن النبي).

هرگاه كسي هديه اي به آن بزرگوار تقديم مي داشت با گشاده رويي آن را مي پذيرفتند و از اهدا كننده تشكر كرده  و پاداش مي دادند ،حتي اگر هديه ،جرعه اي شير بود . ولي صدقه را به هيچ وجه قبول نمي كردند  واز خوراكي صدقه اي ميل نمي فر مودند.

دعوت و هديه افراد معيني را نمي پذيرفتند ،بلكه از همه كس ،اگر چه كنيزي زر خريدو يا مسكيني گوشه نشين بود ،اجابت مي كردند(المحجة البيضا،ج 4)اگر مجلس ،خاص فاسقان بي پروا بود در آن صورت به چنان مجالسي توجه ننموده  و دعوت احدي را براي اينگونه مجالس قبول نمي كردند.(احيا العلوم،ج).حسن خلق و كرامت نفس و كمال رأفتشان متوجه همه بودو همچون پدري مهربان در آحاد خلق نظر مي نمودند و مسلمانان را مشمول  عواطف و عنايات خويش مي فرمودند و همه از حيث حق در نزد آن  حضرت برابر بودند.

از كسي يا چيزي بيم و هراس نداشتند و امري از امور دنيا ،ايشان را متزلزل نمي ساخت و به وحشت نمي افكند (المحجة البيضا،ج 4)از امور دنيا ،چيزي و كسي نبود كه اعجاب ايشان را بر انگيزد و نظر  آن حضرت را به خود جلب كند مگر تقواي صاحب تقوايي(المغني،ج 2)        

   سرگروه آموزشی  معارف :  راضیه توکلی-جواد متاجی

----------------------------------------------------------------

جوشیدن آب با برف (فیزیک )

   یقینا با خواندن تیتر این آزمایش کمی تعجب کرده اید ولی بهتر است فعلا در قضاوت عجله نکنید، یک بالن کروی بردارید و آن را تا نصفه پر کنید و توسط شعله آن را به جوش آورید. سپس در آن را محکم ببندید و به صورت برعکس به گیره ای متصل کنید و منتظر بمانید تا از جوش آمدن بیفتد. بعد روی آن مقداری آب سرد یا برف بریزید. در کمال تعجب خواهید دید که آب درون شیشه شروع به جوشیدن می کند. جالب این است که اگر به بالن دست بزنید مشاهده می کنید که خیلی هم گرم نیست!
حال می رویم سراغ بررسی این پدیده:
راز این پدیده در این است که بخار آب حاصل از جوشیدن آب درون شیشه تمام هوای داخل شیشه را به بیرون رانده و در واقع زمانی که ما در بطری را بستیم قسمت خالی بطری فقط بخار آب بوده است. در نتیجه زمانی که ما آب سرد روی قسمت خالی شیشه می ریزیم، آن بخار آب تبدیل به مایع می شود. نتیجه این است که فشار در آن قسمت خالی خیلی خیلی کم می شود، و همان طور که می دانیم فشار کم باعث می شود مایعات در دمای کمتری به جوش بیایند. درست است که آب درون شیشه در حال جوشیدن است اما این آب جوش داغ نیست!

سرعت نسبی: 

اشتباه نکنید. ما نمی خواهیم نقد یک فیلم را بنویسیم و یا اصلا در مورد یک فیلم صحبت کنیم. ما می خواهیم در مورد یک مسئله فیزیکی قابل توجه و همچنین توام با خشونت صحبت کنیم....بحث را با یک سوال شروع می کنم. به نظر شما هواپیماها در جنگ جهانی دوم و یا در همین جنگ تحمیلی خودمان وقتی می خواستند جایی را بمباران کنند (البته عراقی­ها که دیمی بمباران می کردند!)، در بالای هدف توقف کرده و بمبها را تخلیه می کردند؟!!! این جواب کمی مضحک و ناعاقلانه و همچنین پرخطر به نظر می­رسد. پس نتیجه این می­شود که هواپیماها در حین حرکت بمبها را رها کرده تا به هدف اصابت کنند. ولی بمبها در چه جایی باید تخلیه شود تا به هدف برخورد کنند. شاید شما بگویید این شرایط با شرایط قبلی تفاوتی ندارد و در هر صورت بمبها باید بالای هدف رها شوند. ولی در کمال تاسف باید بگویم جوابتان کاملا غلط است. جواب درست کمی دور از ذهن به نظر می رسد. یعنی بمبها را باید قبل از هدف اصلی رها کنیم. دلیل این موضوع هم بسیار ساده است. بحث را با یک مثال دنبال می کنیم. فرض کنید شما پشت یک وانت نشسته اید و تکه سنگی در دست شما است. حالا وقتی این سنگ را به سمت بالا پرتاب می کنید، به نظرتان سنگ در کجا فرود می­آید. همانطور که فهمیده اید سنگ در همان جای قبلی یعنی در دستان شما فرود خواهد آمد ولی حالا این چه ربطی به بحث ما داشت. ربطش ساده است. وقتی بمبها تخلیه می شوند، دارای دو سرعت متفاوت هستند که به صورت بردار نمایش داده می شوند. یعنی یکی سرعت افقی و دیگری سرعت عمودی. وقتی بمبها رها می شوند سرعت افقی آنها با سرعت هواپیما (سرعت افقی آن) برابر است. وقتی عمل تخلیه صورت می گیرد، و چون بمبها در حال سقوطند، پس به سرعت عمودی آنها افزوده و از سرعت افقی آنها کم خواهد شد که در این صورت مانند شکل زیر به هدف برخورد خواهند کرد. حالا یک سوال. شاید (حتما !!!) تا حالا زباله ای را از شیشه ماشینتان بیرون انداخته اید. حتما هم دیده اید که زباله به سمت عقب حرکت می کند. ولی این که با حرف ما صدق نمی کند. به نظر شما مشکل از کجاست. آیا حرف ما مشکلی دارد و یا در این سوال نکته ای انحرافی؟!!

البته یک نکته را فراموش نکنید. وقتی بمبها رها می شوند، به علت وجود مقاوت هوا، کمی از هواپیما عقب می مانند و هواپیما زودتر از بمبها به هدف خواهد رسید.

 گروه فیزیک نوشهر : رودگر------- آزادیان

-------------------------------------------------------------

شكل گيري هويت در نوجوان (ادامه چهار وضعيت هويت)

3-تعليق هويت (identity-moratorium  ):در تعليق هويت هدفها و ارزشها زير سؤال مي روند و شقوق مختلف بررسي مي شوند ولي فرد هنوز اسير شك است و تعهد ندارد ،تلاش براي آگاه شدن و انتخاب مناسب در اين افراد مشهود است.

نوجوانان كه هم اكنون در بحران بسر مي شوند ولي تعهدات مبهمي دارند در وضعيت تعليق به سر مي  برند،دوراني كه در آن ،هنوز براي تعهدات صريح و روشن آمادگي ندارند .آنها امكانهاي زيادي را مي آ زمايند كه برخي از آنها حتي افراطي است ولي تعهدات نهايي شان محاففظ كارانه تر است.كسيكه در وضعيت تعليقي بسر مي برد آدم خوشحال و خوشبختي نيست .نوجواناني كه در حال كشف هويت هستند نسبت به ساير نوجوانان بيشتر به خودشان شك مي كنند و بيم آشفتگي و تعارض بيشتري با والدين و ساير مظاهر قدرت دارند.

آنها غالبا احساس تنهايي مي كنند و به راهها و گزينه هاي پيش روي خود مي انديشند.تعليق هويت از لحاظ ثبات در بين وضعيت هاي ديگر،ضعيف ترين موقعيت را دارد ولي ممكن است براي فرد مورد نظر ضروري باشد .اين خود انسانها هستند كه پس از يك دوره جستجوي پاسخها ،متعهد مي شوند.

4-دستيابي به هويت (identity-achievers ):كسي كه به هويتش دست مي يابد به هدفها و ارزشهاي شخصي خودش شك مي كند(بحران)شقوق مختلف را در نظر مي گيرد ،تعهد دارد و حداقل به صورت آزمايشي برخي ارزشها و تصميمات شغلي  رادر نظر دارد كسانيكه به هويت دست مي يابندخودشان اين كار را مي كنند  آنها راه هاي مختلفي را كشف مي كنند و به يكي متعهد مي شوند هويت ها ي شخصي مستقل آنان رو نوشت هويتهاي پدر و مادرشان نيست.در عين حال در تضاد كامل  با هويت  هاي پدر و مادرشان نيز نيست. در هويت آنها برخي از ارزشها و نگرش هاي  پدر و مادرشان حفظ شده  و برخي ديگر حذف شده است.اين گروه از نوجوانان ،سازگاري خوبي دارند و با همسالان و مظاهرقدرت ،روابط خوبي دارند.كسانيكه خودشان به هويت خويش دست مي يابند نسبت به سه گروه ديگر معدل هاي بالاتر و وضعيت مطالعه بهتري دارند.

هويت چيزي نيست كه بتوان به آساني در اوايل و اواسط نوجواني به آن رسيد .با افزايش سن ،تعداد كسانيكه به هويت خويش دست مي يابند  افزايش مي يابد و شمار كسانيكه هويت مختومه اي دارندخصوصا كسانيكه هويت پخشي دارند كاهش مي يابد18 تا 21 سالگي ظاهر نقش بسيار مهمي در تشكيل هويت دارد .تا قبل از اين سالها،تعداد زيادي از نوجوانان صاحب هويت مختومه يا تعليقي شده اندد . در د وران دبيرستان  يا قبل از آن تغييرات بسيار محدودي روي مي دهد.به طور كلي نوجوانان بزرگسال تر با مقوله آينده در گيري بيشتري دارند همچنين بيشتر درگير اكتشاف هستند و تعهد بيشتري دارند اما وضعيت هويتي حالت ثابت  ولا يتغيرندارد. برخي از افراد به دنبال بحران ها يا تصميمي جديد به گروه ديگري ملحق مي شوند .يك تجربه نامعمول ممكن است نوجوان را به حالت تعليق هويت باز گرداند .براي مثال يك دختر جوان ممكن است پس از چند سال نگرش براي خبرنگار روزنامه شدن ،كاري پيدا نكند  مجبور شود يك هويت شغلي جديدي بيابد ،يا كسي كه طلاق گرفته مجبور است يك هويت شخصي يا اجتماعي جديدي پيدا كند .

وضعيت هويتي افراد  با عمق صميميت هاي آنان در اوايل بزرگسالي رابطه دارد .بحران روانشناختي اوايل بزرگسالي عبارت است از صميميت در مقابل انزوا .صميميت عبارت است از برقراري روابط  بسيار نزديك و انزوا عبارت است از عدم تعهد در صميميت دو نفر بايد بدون مستحيل شدن در يكديگر،هويتهاي خويش  را تسهيم كنند. كسانيكه ازدواج يا پدر و مادر شدن براي آنها  حكم يك دوراهي هويتي را مي يابد ، با مشكل واجهه مي شوند آنها در واقع معضل هويت را حل نكرده اند بلكه معضل هويتي آنان مثل آتش زير خاكستر بوده كه منتظر مجالي براي پديدار شدن بوده است .انسانها در حال تعليق هويت و دستيابي به هويت،صميميت هاي عميق تري را تجربه مي كنند .اگر چه رابطه بنيادي هويت و صميميت صحت دارد ولي اين رابطه براي مردان  و زنان تا حدودي متفاوت است  بعضي از زنان قبل از مطرح شدن هويت مي توانند  معضلات صميميتي را بر طرف كنند  در حاليكه مردان بسيار كمي يك چنين قابليتي دارند .مردها ممكن است تا پيشرفت چشمگيري در خصوص هويت نداشته باشند نتوانند به صميميت برسند در حالي كه اين قضيه در مورد تمام زنان صادق  نيست .    

سرگروه علوم اجتماعی شهناز مشایخی فر

---------------------------------------------------------------------

وهابیت،عقایدو تاریخچه

    جنبش وهابیت توسط محمدبن عبدالوهاب در قرن 18م/12هـ در نجد از بلاد عربستان پیدا شد.این سرزمین در آنزمان جزءقلمرو امپراتوری عثمانی بود.ارتفاعات نجد و مرکز آن یعنی ریاض در عربستان داخلی در میان بیابانها

محصور بود و از این جهت برای نیروهای مهاجم خارجی این ناحیه تسخیرناپذیر یا دورافتاده و کم اهمیت بود.نجدیان اغلب بادیه نشین بوده و در پراکندگی ،جهل وخرافات و قتل و غارت و بی خبری از علم و صنعت و دنیای خارج از دیار خود به سر می بردند،در واقع زمینه های داخلی بخصوص پراکندگی و تفرقه سیاسی ،اجتماعی، مذهبی و قبیله ای در عربستان داخلی و منطقه ی نجد موجب شد تا مردم آن زمان ،دعوت وهابیان به وحدت و  انسجام را بپذیرند.                                                                                                                

    محمدبن عبدالوهاب (1115-1206هـ )بنیانگذار جنبش وهابیت در شهر عیینه از بلاد نجد متولد شد.او  از همان کودکی به تحصیل فقه حنبلی پرداخت . به عراق ،شام و ایران سفر کرد و پس از بازگشت از سفر به اظهار عقاید اعتراض آمیز خود در باره ی انحراف مردم و وجود بدعت ،شرک و خرافات در میان مردم پرداخت.وی در اثر مهم خود یعنی (کتاب التوحید) به تبلیغ دعوت خود پرداخت. عنوانهای کلی تبلیغ او مسائلی چون مبارزه با بدعت و خرافه در اسلام و بازگشت به آنچه وی سنت های واقعی و حقیقی می نامید بود.با تشدید مخالفت مردم او به درعیه رفت و به امیر محمدبن سعود پناهنده شد و در تحت پوشش جهاد در راه خدا و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با شرک  که دعوت وهابیت مدعی آن بود قدرت سیاسی و نظامی ابن سعود نیز مشروعیت و گسترش یافت.

دولت وهابی نجد که بدین ترتیب ایجاد گردید به تدریج گسترش یافت و علاوه بر سراسر نجد تقریبا سراسر شبه جزیره عربستان را تحت سلطه خود درآورده و سپس متوجه سوریه و عراق شدند.

   شهرها و روستاهای سوریه ،عراق و فلسطین شرقی در معرض حملات وهابیان قرارگرفت ،بویژه دو شهر مقدس کربلا و نجف در فاصله سالهای 1216تا1225 چندین بار مورد شدیدترین تهاجمات واقع شد.اینان با عقاید افراطی ضد شیعی و خشونت فراوان به تخریب و قتل و غارت در این بلاد پرداختند.آنان گنبد و بارگاه ائمه شیعه را خراب نموده و اشیای قیمتی و جواهرات را غارت نموده و شیعیان را به وضع فجیعی کشتند. با قدرت گیری دولت وهابی آل سعود عثمانی ها به طور کامل از عربستان بیرون رانده شدند.شریف حسین شریف مکه نیز که رویای فرمانروایی مستقل بر حجاز و شبه جزیره عربستان را داشت در سال1924در جنگ با ابن سعود شکست خورده و تبعید شد و بدین ترتیب سلطنت وهابی آل سعود در سال 1932 بر سراسر عربستان آغاز شدو کشور عربستان سعودی متولد شد.

عقاید وهابیون

   جریان وهابیت ریشه در جریانهای مذهبی گذشته در تاریخ اسلام دارد.این جریان از نظر روحیه و خط مشی بسیار شبیه جریان خوارج صدر اسلام بود،هرچند که به ظاهر با آن مخالف بود.اینان همچنین از جریان اهل حدیث متأثر بودندکه بر خلاف اصحاب رأی که به عقل و رأی و قیاس و استحسان در مسائل فقهی توجه می کردند سخت مخالف عقل بوده و به ظواهر قرآن و حدیث و نقل اخبار و روایات و احادیث تکیه می کردند.وهابیون از نظر مذهب جزء پیروان احمدبن حنبل هستند. حنبلیان در میان مذاهب اسلامی شدیدترین موضع گیری ها را علیه شیعیان دارند.مذهب ابن حنبل با گرایش شدید به ظواهر و قشری گری و اجتناب از هرگونه تأویل و بدعت و حتی تفسیر و نوآوری شکل جمود و تحجر به خود گرفته است.از برجسته ترین و بزرگترین علما و فقهای حنبلی ابن تیمیه است که محمدبن عبدالوهاب او را نمونه و سرمشق خود قرار داده است.

محورهای اصلی تعالیم ابن عبدالوهاب به این شرح است :

1-          مبارزه با شرک و خرافات و بازگشت به اسلام سلف و سلف صالح.اندیشه بنیادی شیخ محمد مسأله مبارزه با شرک و دعوت به توحید بود ،به عقیده او مسلمانان طی قرون به انواع خرافات و بدعتها آلوده شده اند و با پذیرش دعوت او مسلمان می شوند. وهابیون در عمل بیشتر مشلمین را مشرک ،بت پرست و یا کافر قلمداد کرده اند. از نظر اینان زیارت قبور و نمازگزاردن در کنار قبر مطهر پیامبر (ص)ساختن گنبد و بارگاه برای درگذشتگان و نذر و چراغانی برای آنها ،بوسیدن ضریح و نمازگزاردن در کنار آن ،غیر خدا را صدا زدن و توسل و شفاعت و استغاثه نزد غیر خدا حتی انبیاو اولیا شرک است.

2-         مبارزه با عقل ،فلسفه،اجتهاد،تفسیرقرآن،تصوف،عرفان و هرگونه نوآوری با عنوان بدعت. وهابیون جزمی ،جبری و قدری مسلک بودند و با این گرایش ضدعقل با استناد به ظاهر آیات حتی برای خدا ،اعضا و جوارح نظیر دست و چشم و صورت قائل می شدند و جهت و رؤیت را برای او اثبات می کردند. آنها به آنچه از قدیم مانده سخت پایبند بودند و عقاید صحیح اسلامی را در همان ظاهر و صورت قرآن و سنت منحصر می دانستند.

جنبش وهابیت گرچه ظاهرا مردم را به وحدت فرا می خواند ولی عملا باعث تفرقه و تشتت در جهان اسلام شد. پیروان این مذهب امروزه در بسیاری از کشورهای اسلامی به تبلیغ آیین خود پرداخته و بخصوص به مخالفت با شیعیان می پردازند. این فعالیتهای ضدشیعی امروزه در عراق نمود بیشتری یافته و پولهای فراوانی که به شکل زکات توسط علمای وهابی در عربستان جمع آوری گردیده است به دست وهابیون در عراق می رسد و به مصرف عملیات تروریستی علیه شیعیان می رسد.در روسیه نیز دولت این کشور بارها از فعالیت وهابیون در چچن و حمایت آنان از جدایی طلبان این منطقه ابراز نگرانی عمیق نموده است.از نمونه های دیگر تلاشهای وهابیون می توان از فعالیت گروه الجهاد و سایر

گروههای سلفی در مصر نام برد که نفوذ گسترده ای در این کشور دارند.سودان ،پاکستان ، اندونزی ،ازبکستان نیز از جمله کشورهایی هستند که وهابیون ثروتمند با صرف مبالغ هنگفت در آنها به تبلیغ آیین خود پرداخته و هواداران زیادی را به خود جلب نموده اند .در پایان باید گفت که ظهور وهابیت پیامدهای بسیار ناگواری برای جهان اسلام داشته و علاوه بر ممانعت از انسجام مسلمین به وجهه اسلام در سطح جهان خدشه واردنموده و این دین بزرگ را که پیامبر آن پیام آور رحمت و مهربانی بود به عنوان دینی خشن و تحجر گرا به جهانیان شناساند و این ضربه ای بزرگ به دین اسلام بود.به امید آنکه مسلمین بتوانند مجد و عظمت پیشین را به دست آورده و چهره ی واقعی اسلام را به جهانیان نشان دهند.

منابع : 1-  وهابیان  , علی اصغر فقیهی 2- جنبش های سیاسی معاصر     دکتر موثقی

تهیه و تنظیم : نرگس سینایی مقدم  سرگروه تاریخ

----------------------------------------------------------

گروه هاي خوني عامل تندرستي

 خيلي از مسائل راجع به سلامتي ما،طول عمر يا حفظ انرژي و قدرت تا پايان عمر ،داشتن مقاومت در برابر بيماري ها در نوع گروه خوني ما نهفته است هنوز دو نفر يافت نشده كه اثر انگشتشان ،اثر خطوط لبها،نوع امواج صدايشان ،شكل و تركيب DNA خونشان با هم يكي باشد به همين جهت نيز غذايي كه اشخاص مي خورند نبايد يكي باشد و هر كس بايد  همان غذ ايي را بخورد كه برايش مناسب است و عامل مهم در اين ميان گروه خوني انسان ها است كه از يكي به ديگري فرق دارد ولازم است به آن توجه خاص و دقيقي مبذول گردد.

 گروه خوني B :

خواص و صفات بسيار مهم اين گروه:1-تعادل ارزنده          2-دستگاه بسيار نيرومند دفاعي بدن            3-داشتن امكان دسترسي به بسياري از غذاها            4-توانايي ارزشمند براي استفاده از لبنيات            5- مقاومت ارزشمند در مقابل  انواع استرس ها با استفاده از خلاقيت ذاتي و تشخيص مناسب محيط              6-داشتن توازن و تعادل بين فعاليت فيزيكي و مغزي براي حفظ توان و كارايي خويش

عوامل مؤثر در وزن گروه خوني B :

مهمترين عوامل،زياد كردن وزن در افراد گروه خوني  B   خوراكي هايي مثل ذرت ،گندم،عدس،بادام زميني و كنجد است.هر كدام از اين خوراكيها داراي لكتين خاص خود مي باشد ولي هر كدام از اين لكتين ها مي توانند روي سوخت وساز بدن اثر كرده و باعث جمع شدن آب در بدن  و كم شدن قند خون  شوند كه هر دو سرانجام به افزايش وزن مي انجامند و گلوتن در اين افراد باعث كند كردن متابوليسم بدن شده  و غذاها به خوبي هضم و جذب  نشده و كاملا نسوزند و اغلب به صورت چربي در بدن ذخيره مي گردند.

غذاهاي كم كننده وزن بدن:

انواع سبزيهاي خوراكي باعث افزايش متابوليسم در بدن و سوخت مواد خورده شده مي شوند،گوشت و جگر سياه باعث افزايش متابوليسم بدن  مي شوند  دم كرده شيرين بيان جلوي كم شدن قند خون را مي گيرد و اشتها را كاهش مي دهد .مصرف گوشت مرغ براي افراد اين گروه زياد صلاح نيست زيرا در گوشت مرغ يك نوع لكتين وجود دارد كه باعث انعقاد خون در افراد اين گروه  مي شود.

گوشت هاي مفيد:بره،گوسفند،بز،خرگوش،مرغابي،بلدر چين

گوشتهاي  متوسط الاثر:بوقلمون،گاو،گاوميش،گوساله،جگر سياه ،قرقاول

گوشت هاي مضر:سوسيس ،كالباس،ژامبون

غذاهاي دريايي ماهي آزاد،كفال،سفيد،قباد،عروس ماهي،شير ماهي ،خاويار،ماهي كپور ،كولي،كيلكاو ساردين

غذاهاي خوبي براي افراد اين گروه ميباشند.بهتر است از خوردن ميگو ،ماهي تون پرهيز نماييد كه داراي لكتين هستند افراد اين گروه تنها گروهي هستند كه مي توانند به راحتي از لبنيات استفاده كنند علت آن اين است كهقند موجود در شير يعني لاكتوز داراي تركيب مشابه قند موجود در آنتي ژن موجود در افراد گروه خوني B   تمام مي شود.لبنيات مفيد:پنير بدون چربي ،شير بز،گوسفند وگاو،ماست،دوغ،كشك وماست ميوه  لبنيات متوسط الاثر:كره خامه ،سر شير،  پنير هاي چرب، پنير پيتزا و شير پر چربي

بهترين روغن براي اين گروه روغن زيتون است برعكس استفاده از روغن كنجد ،روغن آفتابگردان و ذرت مفيد نمي باشد.تنها آجيلي كه شايد گروه خوني  B مي تواند  مصرف كند تخم هندوانه است  كه كمتر براي بدن ضرر دارد  ،بادام ،فندق  و گردو داراي اثر خنثي است.

حبوبات: افراد اين گروه مي توانند از بسياري از حبوبات استفاده كنند  ولي بعضي از آنها مثل عدس ،ماش،لوبياي چشم بلبلي و پاچه باقلا براي بدن ضرر دارد  و روي انسولين بدن اثر تخريبي دارد .

سبزيها: به طور كلي گوجه فرنگي ،ذرت و زيتون  براي افراد گروه خوني B مفيد نيست.سبزيهاي مفيد:چغندر و برگ آن ،كلم قرمز و براكلي ،هويج ، گل كلم ،قارچ،فلفل سبز ،سيب زميني ، كلم ريز  ، ريحان ، مرزه،شنبليله،نعنا،بادمجان ،جعفري و فلفل قرمز.

سبزيهاي مضر:ارتيشيو،ذرت،زيتون سبز،كدو حلوايي ،گوجه فرنگي ،تربچه و زيتون سياه.

ميوه هاي مفيد:موز،انگور بي دانه قرمز ،انگور عسگري ،آلو ،آلو زرد ،آناناس،انگور ياقو تي و آلوي سياه.

ميوه هاي مضر : نار گيل ، خر مالو ،انار ،ازگيل و زالزالك. 

   منبع :گروه هاي خوني عامل تندرستي وسلامتي-دكتر طهمورث فروزين 

تهيه كننده : ياسمين خزاعي    

-------------------------------------------------------------
ریاضیات لانه زنبوری    

 چرا شکل لانه زنبور عسل شش گوشه است؟   بی شک هر کسی که لانه زنبور عسل را مشاهده کرده باشد از زیبایی ساختمان هندسی آن دچار حیرت شده است ؛ لانه ای که در آن دو لایه خانه های شش ضلعی کنار هم چیده شده است .  هر لانه زنبور به صورت یک شش ضلعی منتظم است که اضلاع آن باهم وزوایای آن باهم مساویند.

خانه زنبور عسل ، الهام بخش افرادی نظیر ارسطو،ویرژیل ،کپلر و داروین درباره اشکال ریاضی طبیعت بوده است. گرچه خانه انبور عسل برای مدتی دراز به عنوان چیزی عجیب مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته است ، با این حال خیلی چیزها درباره آن ناشناخته و اسرار آمیز باقی مانده است .

        نخستین توضیحی که درباره ساختمان شش گوش خانه های زنبور عسل عنوان شده ، از سوی پاپوس ستاره شناس وهندسه دان قرن سوم اسکندریه بوده است.او بحث مربوط به لانه زنبور عسل را درکتاب دایرةالمعارف گونهِ خود درباره تاریخ ریاضیات یونان آورده است.

تفویض الهی

        پاپوس به دنبال ستایش انتظام زنبورها وارتقای آنها تا ملائک می گوید که «زنبورها نظافت خاصی در گردآوری عسل ودوراندیشی در نگهداری آن از خود نشان می دهند.به احتمال ،آنها این کار را بدین خاطر انجام می دهند که خودرا امانتدارآوردن سهمی ازشهد خدایان برای مردم می دانند .درضمن به نظرآنان این کاردرست نیست که این شهد را از روی دقتی روی زمین،چوب ویا چیزهای دیگر بریزند ؛بلکه قبل از جمع آوری شیرینی زیباترین گلهای روی زمین ،به منظورانبارکردن عسل نخست لانه ای با خانه های متعدد به شکل شش ضلعی های مساوی به هم چسبیده بسازند»

        با توجه به گفته پاپوس این عمل برای این است که فقط در شش ضلعی های منتظم به هم چسبیده است که هیچ جسم خارجی به هیچ وجه نمی تواند در بین آنها نفوذ کندتا بتواند پاکی ونظافت عسلی که تولید شده است تضمین گردد.

       از طرفی دیگرممکن است گفته شود سه ضلعی های منتظم یا مربعها یا مستطیلهای هم ضلع به هم چسبیده نیز می توانست نظرزنبورها را بخود جلب کند ،اما در جواب باید گفت که تنها چندضلعی های منتظم که در خود بیشترین عسل را می توانند جمع کنند فقط شش ضلعی های منتظم می باشد؛ زیرا تنها  شکلی است که در مقابل محیط معینی بیشترین فضا را در بر می گیرد.می توان نشان داد اگر طول محیط را p بگیریم ،مساحت مثلث متساوی الاضلاع با این محیط برابر 0/05p2  و مساحت مربعی با این محیط برابر0/06p2 و مساحت شش ضلعی منتظم با این محیط برابر 0/07p2 خواهد شد.

   به بیان دیگر ؛ زنبورها با هوش وذکاوت خاص خدا دادی شکلی را برای ساختن خانه های خود انتخاب کرده اند که درمقابل مصرف کمترین مقدار موم بیشترین فضا را بری نگهداری وذخیره عسل دراختیار داشته باشند.

       لازم به یادآوری است که مساحت دایره در مقابل داشتن محیط معین (مثلا p )بیشتراز همه است (0/09p2 ) اما چیزی که با ساختار وجودی زنبورها در استفاده ازدایره برای لانه سازی می شود این استکه بین دایره های به هم چسبیده فضاهای خلی زیادی وجود داردکه باعث تجمع انواع آفتها خواهد شد.

       مطلب مهم دیگری که میتوان به آن اشاره کرد ممکن است به این فکر بیافتیم که شکل کلی خانه ها آنچه در اصطلاح ریاضی به آنها منشور شش ضلعی منتظم می گوییم باشد. یعنی منشوری هشت وجهی که دو قاعده آن به شکل شش ضلعی منتظم وسطحهای جانبی آن به شکل مستطیل هستند،البته در واقع اینطور نیست،

با کمی دقت وظرافت می توان دریافت که انتهای پایینی خانه ها مسطح نیست ،بلکه به صورت یک هرم سه وجهی بر آمده است .این بر آمدگی ازسه متوازی الاضلاع (یا بطور دقیقترلوزی )به صورت چند ضلعی های چهار وجهی که در تمام اضلاع با هم مساوی اند ووجوه روبرو با هم موازی هستند ، تشکیل می شود . این سه متوازی الاضلاع لانه را به صورت یک هرم ده وجهی در می آورند.

        در سال 1712 ژاکوس فیلیپ مارالوی ستاره شناس فرانسوی این مسأله را مورد بررسی دقیقی قرار داد ونتیجه گرفت زاویه رأس متوازی الاضلاعها در حدود  110 الی 120 درجه است.

      حال سئوال اینجاست زنبورها چگونه خانه های زیبا وکارای خود را می سازند؟

      ژاکوس می گوید: نظمی که در ساختن خانه ها اعمال می شود بدین ترتیب است که با ساختن پایه خانه که از سه متوازی الاضلاع یا شکلهای لوزی الماس گونه تشکیل می شود شروع می گردد.آنها نخست یکی ازاین متوازی الاضلاع ها را می سازندودردولبه این متوازی الاضلاع دو صفحه درنظرمی گیرند،سپس متوازی الاضلاع دوم را با زاویه معینی به اولی اضافه می کنند وبه همین ترتیب دردو لبه دیگردوصفحه درنظر گرفته وبهمین ترتیب کار را ادامه می دهند نتیجه این کارالزاماً شش گوشه های منتظم هم ضلع را بوجود خواهد آورد که به آنها کندوی عسل می گوییم .

   سئوال دیگری که اینجا مطرح می شود این است که  شش ضلعی های منتظم متوالی چگونه باعث کاهش کشش سطحی موم می شود ؟

      (کشش سطحی نیرویی است  در سطح مایع که می خواهد سطح مایع را در کمترین حد خود نگهدارد.)

             این خیلی مختصربود از هزاران راز نگفته ریاضی وار از لانه های زنبوری 

              تهیه و تنظیم : جواد طاهایی  -دبیر ریاضی شهرستان نوشهر    

-------------------------------------------------------------------------------------------

بررسی لزوم پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی

سابقه سازمان تجارت جهانی به بعد از جنگ جهانی  دوم باز می گردد. به دنبال پایان یافتن این جنگ دنیا توافق کرد تا در چهارچوب سه سازمان اقتصادی جهانی به مبادلات تجاری و مالی سامان دهند. نهاد نخست بانک جهانی دیگری صندوق بین المللی پول ( IMF ) و سومی هم سازمانی برای همکاری های بازرگانی بود.بانک و صندوق زودتر تاسیس شدند و قرار بر این شد تا نهادی هم به نام سازمان بین المللی تجارت ( ITO ) شکل بگیرد.

مخالفت ایالات متحده باعث شد این سازمان هرگز تاسیس نشود و به جای آن در سی ام اکتبر 1947 موافقت نامه ای با عنوان ((موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت )) گات سابق به امضای نمایندگان 23 کشور جهان رسید و تا اوایل دهه 1980 میلادی این تعداد به 83 کشور رسید و پس از آن نیز افزایش یافته است.

هدف اصلی این موافقت نامه ایجاد نظام اقتصادی بین المللی آزاد بود و در آن از کشورهای امضا کننده خواسته شده بود که دخالت خود را در امور تجارت بین الملل به کمترین حد برسانند تا بنگاه های تولیدی از قدرت و امکانات رقابتی یکسانی در سطح بین المللی برخوردار شوند.

ایران از سال 1340 تا 1374 هجری شمسی عضو ناظر گات بود و سال 74 مقارن شد با تبدیل گات به WTO. در این زمان عضویت کشورها در گات لغو شد و کشورها برای عضویت در WTO باید تقاضای عضویت مجدد می کردند.گرچه این قضیه حالت صوری داشت اما ترکش آن به ایران اصابت کرد. عضویت ناظر ایران لغو شد و برای عضویت مجدد با مخالفت آمریکا روبرو شدیم. البته دلیل مخالفت آمریکا در شورای عمومی این طور مطرح شد که باید قضیه را بر رسی کنند و در مورد آن باید نظرسنجی صورت بگیرد. در شورای عمومی به دلیل اصل اجماع با وجود مخالفت آمریکا در خواست ایران رد می شد تا بالا خره در بیست و دومین نشست شورای عمومی در 5 خرداد 1384 عضویت ناظر ایران در WTO پذیرفته شد.

سازمان تجارت جهانی چیست؟

سازمان تجارت جهانی WTO تنها نهاد بین المللی است که به قواعد بازرگانی بین کشورها می پردازد. هدف این سازمان عبارت است از تسهیل تجارت بین کشورها از طریق ایجاد شرایطی منصفانه و عادلانه برای رقابت. در راستای این هدف سازمان تجارت جهانی کشورها را به مذاکره برای کاهش تعرفه ها و رفع سایر موانع تجارت ترغیب کرده و از آنها می خواهد فواعد مشترکی را در مورد تجارت کالا ها و خدمات اجرا کنند. WTO توسط کشورهای عضو اداره می شود. به طور کلی تمام تصمیمات اصلی توسط اعضا یا از طریق کنفرانس وزرا ( که حد اقل هر دو سال یک بار تشکیل جلسه می دهند ) یا از طریق مقامات رسمی سازمان ( که به طور منظم در ژنو دیدار می کنند ) اتخاذ می شود.

دنیا دنیای قدرت است. در زمیته سیاسی و اقتصادی قدرت حرف اول را می زند. در هر کدام از این بخش ها هم قدرت به عوامل مختلفی بستگی دارد. با گسترده تر شدن فرآیند جهانی شدن و لزوم حضور قدرتمند کشور ها برای احقاق حقوق خود، فراهم شدن زمینه های قدرت سیاسی و اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است.در اقتصاد قدرت به عوامل مختلفی از جمله قدرت تولید، در دست گرفتن بازارها و استفاده از تکنولوژی و ... بستگی دارد. احتمالا اگر کشوری نتواند اقتصاد خود را با فرآیند جهانی شدن تطبیق دهد متضرر می شود. اما در صورت نپیوستن به WTO و فرآیند جهانی شدن ضرر کشور ها بیشتر است. به دلیل پیوستن بیشتر کشور ها به پروسه جهانی شدن در صورت انفصال و جدایی یک کشور، کشور منزوی هزینه بیشتری باید بپردازد. در حال حاضر 150 کشور عضو سازمان تجارت جهانی هستند و 27 کشور هم عضویت ناظر دارند و برای کسب عضویت دائم در حال مذاکره هستند.

اگر کشوری مثل ایران به بهانه ترس از تبعات الحاق در خصوص لزوم پیوستن به WTO تردید کند از کاروان جهانی عقب می ماند. ضمن آن که با سپری شدن زمان عضویت دشوارتر می شود چرا که برای تبدیل عضویت ناظر به دایم باید با تعداد بیشتری از کشورها مذاکره کرد تا بتوان نظر مثبت آنها را جلب نمود. هر چقدر دیرتر به WTO بپیوندیم هزینه بیشتری به کشور تحمیل شده است.

با پیوستن به WTO امکان بهره برداری از بازارهای مختلف برای ایران فراهم می شود ضمن آن که هزینه هایی هم بر عضویت ایران مترتب است که با مدیریت صحیح می توان آن را کاهش داد.

قطعا عضویت دائم ایران بر WTO می تواند نظام اقتصادی کشور را متحول کند. گروهی از نگرانی حضور شرکت های چند ملیتی در کشور های در حال توسعه سخن می رانند. این تصور وجود دارد که حضور شرکت های چند ملیتی علاوه بر تضعیف حاکمیت ملی امکان تولیدات داخلی را از بین می برد،در حالیکه سرمایه گذاری شرکت های چند ملیتی در کشور های در حال توسعه موجب می شود که عملا این کشور ها به بازار ها و شیوه تولید این شرکت ها دسترسی پیدا کنند. شرکت های چند ملیتی زمانی بر اساس مزیت های اقتصادی یک کشور آنرا بعنوان انتخاب اقتصادی بر می گزینند که ریسکهای سیاسی و اقتصادی آن در حداقل ممکن باشد. در ایران به دلیل ریسک سیاسی بسیاری از کشورها حاضر به سرمایه گذاری نیستند. اگر این معضل برطرف شود و انتخاب اقتصادی شرکت های خارجی را برای سرما یه گذاری به ایران بیاورد باید زمینه ی این حضور نگه داشته شود و بسط یابد. اگر این مزیت حفظ  نشود عملا سرمایه از کشور خارج شده و به سمت سرزمین دیگر می رود. نباید از حضور شرکت های خارجی ترسید بلکه باید به مزایای این حضور که عبارتند از استفاده از تکنولوژی روز، برخورداری از مدیریت نوین و باز گشایی بازارهای جدید توجه کرد. اگر امکان حفظ این مزایا را داشته باشیم می توانیم آثار مثبت آن را به سایر بخش ها تسری دهیم. اگر نتوانیم سهم خود را از دست می دهیم. باید در سطح اقتصاد ملی منافع و مضار هر کاری را بررسی کرد و به سمت منافع رفت. گاهی وزن منافع نسبت به مضار 51 به 49 درصد است و البته باید طرف 51 درصدی را انتخاب کرد. در خصوص WTO هم میتوان در میان مدت، هزینه های پیوستن را کم کرد. ایران به دلیل جغرافیای سیاسی کشوری جهانی است و باید نقشی جهانی ایفا کند. اگر چنین نقشی را ایران انجام ندهد این نقش به سایر کشور ها داده می شود. ایران باید گام های اساسی را برای عضویت در WTO بردارد. و برای تحقق این امر  باید علائمی قابل فهم برای همکاری با دنیا صادر کند که حاصل
آن اعتماد و همکاری بین المللی باشد.

                                          سرگروه آموزشی اقتصاد- زهرا پور مؤمن اعرابی

--------------------------------------------------------------------------------------------

  از خواص شلغم چه می دانيد؟

                     خواص با ارزش شلغم:

  -در درمان درد مفاصل ونقرس مفيد است.شلغم درد مفاصل را تسكين می دهد.به اشخا ص مبتلا به نقرس و درد مفاصل توصيه می شوديك عدد شلغم را پخته و به صورت ريز خرد كنند وبه  شكل فرنی درآورند ومانند ضمادی روی مفاصلی كه درد می كند،بگذارند.

-از مواد سازنده خون است.حاوی مقدار زيادی آهن ومس می باشد كه موجب افزايش خون   به وي‍‍ژه همو گلوبين می شود.

- شلغم برای ترك دست وپا مفيد است.

- شلغم قدرت بينايی را افزايش می دهد.

   برای رشد و استحكام استخوان بندی بسيار مفيد است.

- بر طرف كننده سرفه است.  موجب تقويت موها ، ناخن ها و دندانها می گردد.   فشار خون را پایین می آورد.

  ريشه های نازك شلغم ورم طحال وسوزش ادرار را بر طرف می كند .بدين منظور بايد   ريشه های باريك شلغم را تمييز شسته و پس از خشك كردن ساييده وهمراه كمی عسل ميل   نماييد.

- برای بهبودی ورم ، مصرف شلغم به صورت پخته توصيه می شود.

- خلط آوربوده و برای درمان آنژين تجويز میشود.   سنگ های مثانه ، كليه و كبد را خرد می كند.    

-در تقويت تخمدانها نقش اساسی دارد ورحم را برای پرورش نوزاد سالم تقويت می كند.

- برای تقويت كبد مفيد می باشد.   باعث چاقی بدن می شود .   داروی طبيعی خواب آور است.

-افرادی كه با آب شلغم موی خود را بشويند مو و ريش آنها سفيد نمی شود. 

- برای بهبودی شقاق سشتشوی ناحيه ی مبتلا با آب جوشانده ی شلغم مفيد است.

-در پيشگيری از بروز سرطان موثر است.

- برای بهبود خارش بدن،سشتشوی ناحيه ی مبتلا با آب جوشانده ی شلغم مفيد است.

-نرم كننده سينه وروده ومعده است.شلغم به دليل داشتن خواص و مواد غذايی زياد،

-يكی از بهترين مواد غذايی برای خا نم های حامله و شيرده  محسوب می شود.

- برای مغز مفيد است.به علت داشتن فسفر برای اعصاب ،مغزوحافظه مفيداست ازطرفی   فسفر موجود در شلغم موجب تقويت بافت های عصبی می گردد.

                       نكات توجه  مورد

1-مبتلايان به ديابت مراقب با شند ،شلغم دارای مقدار زيادی مواد قندی است .از اين رو مصرف آن برای افراد مبتلابه ديابت (مرض قند)منع شده است.

    2-لازم است شلغم خام را با دقت واحتياط بجويد تا معده ی شما ناراحت وخسته نشود .

3- چنانچه هر روز از شلغم استفاده می كنيد،يك مقدار ازآن رابه صورت خام يا بخارپزمصرف  كنيد،چراكه پختن آن باآب مقداری ازتركيبات شيميايی ضد سرطان را از بين می برد.

                          سرگروه رشته كودكياری- معصومه فرجی                                        

------------------------------------------------------------------

      بمب هسته اي

     بمب هسته اي چگونه كار مي كند ؟ شما احتمالا در كتابهاي تاريخ خوانده ايد كه بمب هسته اي در جنگ جهاني دوم توسط امريكا عليه ژاپن بكار رفت وممكن است فيلم هايي را ديده باشيد كه در آنها بمب هسته اي منفجر مي شوند.در حاليكه دراخبار مي شنويد ‍‍‍‍‌،برخي كشورها راجع به خلع سلاح  اتمي با  يكديگر گفتگو مي كنند، كشور هايي مثل هند  و پاكستان سلاحهاي اتمي خود را توسعه مي دهند.ما ديده ايم كه اين وسايل چه نيروي مخرب خارق العاده اي دارند،ولي آنها واقعاچگونه كار مي كنند؟در اين قسمت خواهيد آموخت كه بمب هسته اي چگونه توليد مي شود و پس از يك انفجار هسته اي چه اتفاقي مي افتد ؟در فيزيك هسته اي انرژي هسته اي به دو روش توليد مي شود  :

1-شكافت هسته اي :در اين   روش هسته يك اتم توسط يك نوترون به دو بخش كوچكتر تقسيم مي شود.در اين روش غالبا از عنصر اورانيوم  استفاده  مي شود.