فصل اول :

 چگونگی تشکیل حزب توده ، معرفی برخی رهبران و سازمانهای وابسته به آن      

    در جریان انقلاب مشروطیت برای اولین بار در کشور حزب « اجتماعیون عامیون » قدم به میدان مبارزه گذاشت و نقشی بزرگ در آن انقلاب بازی کرد . رهبران این حزب بعد ها حزب عدالت و حزب کمونیست ایران را بنیان نهادند . در دوران حکومت رضا خان احزاب و سازمانهای سیاسی و اتحادیه های صنفی و کارگری در نتیجه ی ضعف داخلی و فشار خرد کننده ی استعمار بتدریج متلاشی شدند . بدین ترتیب آخرین دسته رهبران حزب کمونیست ایران ( پیشه وری و یارانش ) گرفتار شدند و دسته ی پنجاه و سه نفر به زعامت دکتر تقی ارانی روانه زندانها و تبعید گاهها گردیدند .(1) رضا خان این عده را به دادگاه نظامی نمی فرستد احتمالاً  به این دلیل که مصلحت ندیده است در آن سالها تنشی بین ایران و شوروی بوجود آورد .2 ولی بهر حال تقی ارانی در زندان رضا خان به قتل رسید .

   گروه 53 نفری که به این نام معروف شدند در خارج از ایران با اصول مارکسیسم آشنا شده بودند و خود را روشنفکرانی می دانستند که با افکار جدید جهان آشنا شده اند و می توانند راه تحول فکری را بسوی تحقق انقلاب کمونیستی در ایران هموار سازند . بعد از شهریور 1320 و سقوط حکومت رضا شاه عده ای از این افراد با ورود ارتش سرخ به ایران آزاد شدند و هسته ی اصلی حزب توده را در هفتم مهر ماه 1320 تشکیل دادند (3) بنیاد گذاران حزب ، سپس سلیمان میرزا اسکندری شاهزاده ی رادیکال را به دبیر کلی برگزیدند . اسکندری کسی بود که در انقلاب مشروطه در تشکیل فرقه ی دموکرات در مجلس دوم شرکت داشت . اهداف اولیه ی این گروه به رسمیت شناخته شدن حزب توده بعنوان سازمانی قانونی و تهیه و تدوین برنامه ای بود که بدون بر انگیختن مخالفت علما ، امکان جذب دموکراتها ، سوسیالیستها و کمونیست های کهنه کار و حتی مارکسیستهای رادیکال را فراهم نماید . در شش ماه بعدی  این اهداف تأمین شد و در اواسط بهمن ماه پلیس اجازه داد تا حزب توده مجلس یاد بودی برای سالگرد درگذشت ارانی برگزار کند و در واقع شناسایی رسمی حزب هم حاصل شد .(4)

   حضور ارتش سرخ در ایران زمینه را برای فعالیت آنان مساعد نمود . البته شوروی به جهت پیشگیری از حساسیت امریکا و انگلیس در صدد ایجاد تشکیلاتی به نام حزب کمونیست برنیامد . کمینترن ( دفتر بین الملل سوم ) به کسانی که مورد اعتماد ش بودند خبر داد که حزب جدید ، حزب کمونیست نخواهد بود . اولاً بعلت وجود قانون ضد کمونیستی مورخ 1310 که فعالیت احزاب کمونیستی را ممنوع و عضویت در آن را جرم اعلام کرده بود و این قانون کماکان اعتبار قانونی داشت و ثانیاً بعلت وضع اجتماعی ایران که در آن وجود یک حزب مستقل کمونیستی را غیر لازم می کند . طبق این توصیه ، کمونیست ها و عناصر ملی باید مشترکاً حزب وسیعی بوجود آورند و برنامه ایجاد اصطلاحات اجتماعی را مطرح نمایند . حزب توده یک حزب علنی بود و مانند حزب اجتماعیون بطور علنی فعالیت قانونی خواهد داشت ، اما کمونیست ها از پشت پرده فعالیت حزب علنی را اداره می کردند. (5)  

   یک دلیل پیچیده نیز برای پرهیز از عنوان کمونیست وجود داشت . بنیاد گذاران حزب توده در اندیشه ی جذب فعالان جوان و اعضای حزب کمونیست ایران بودند و نمی خواستند مطیع رهبران کهنه کار آن سازمان شوند .(6 ) کلمه ی « توده » برای نام حزب را ایرج اسکندری پیشنهاد می کند . اسکندری جزو 15 نفر اول ، بلافاصله پس از اینکه در شهریور 20 از زندان مرخص می شود برای آزادی سایرین و تشکیل حزب دست به کار می شود . تمام اقدامات اولیه برای تشکیل حزب بر محور ابتکار اسکندری پیش می رود . برای استفاده از وجهه ی ملی  سلیمان میرزا اسکندری ، به پیشنهاد ایرج ، او را ملاقات می کنند و او برای همکاری راضی می نمایند . در اوایل مهرماه 20 در منزل سلیمان میرزا نشستی با شرکت 25 30 نفر برگزار می شود که در واقع جلسه ی مؤسسان حزب است. اساسنامه و حزب و نیز کمیته موقت 15 نفری انتخاب می شوند که سلیمان محسن اسکندری صدر آن است .(7) نام توده برای آن انتخاب شد تا یک جبهه ی وسیعی را در بر گیرد و فقط به کمونیست ها محدود نشود .(8) این نام اسکندری پیشنهاد می کند .(9)  حزب توده در شرایطی فعالیت خویش را آغاز کرد که بخشی از جامعه تحت تأثیر تبلیغات فاشیستها و هواداران ایرانی آنان ، در بند تفکرات آلمان دوستانه بودند و جاسوسان و خرابکاران آلمانی با استفاده از چنین روحیاتی می کوشیدند اهداف خویش را به پیش برند . بر این اساس فعالیت حزب توده دو عرصه را در بر می گرفت ، یکی بدست آوردن آزادیهایی که به موجب قانون اساسی برای ملت ایران شناخته شده بود و عرصه ی دیگر فعالیت گسترده بر علیه فاشیسم و زدودن روحیات آلمان دوستانه در جامعه . با انتشار روزنامه های مردم و سیاست در بهمن و اسفند 20 کارزار تبلیغاتی حزب توده آغاز شد . با دستگیری اعضای شبکه جاسوسان آلمانی در ایران ، هواداری از آلمان میتلری را ضعیف شد .(10) حزب توده با تبلیغات خود و اعلام شعار مبارزه با هر گونه استعمار در کشور سعی نمود تا حمایت گروههای مختلف اجتماعی را جذب کند و بتدریج توانست در جامعه ایران مطرح شود و هواداران زیادی جلب نماید .

   حزب در برنامه ی سیاسی خود وفاداری اش را به قانون اساسی و سلطنت مشروطه اعلام کرده بود . وابستگی طبقاتی حزب توده در ابتدا حدود مرز مشخصی نداشت ، اما کمی بعد حزب موقعیت طبقاتی خود را روشن نمود . حزب توده ایران مجموعه ای از چهار طبقه است و منافع این چهر طبقه را در مرامنامه ی خود گنجانیده است ، کارگران دهقانان روشنفکران و پیشه وران . (11) پایه گذاران حزب توده به شوروی احترام و اعتقاد صادقانه ای داشتند و البته دلیل این احترام را نیز انقلاب اکتبر1917 روسیه می دانستند که با قرداد 1921 با ایران به تجاوز های روسیه تزاری پایان دادند . برخی رهبران سابق این حزب معتقدند که تبدیل حزب توده از یک حزب مستقل به وابستگی امری بوده که بتدریج پیش آمده و نقطه آغاز این وابستگی را ورود هیأت اقتصادی

« کافتارادزه » به ایران و تقاضای امتیاز نفت شمال از ایران را دانسته اند این امر نقشی تعیین کننده در سرنوشت تاریخی حزب توده ایران بازی کرد و در نهایت به بدنامی حزب در افکار عمومی منجر شد .(12)  پانزده عضو کمیته مرکزی موقت که در کنفرانس تهران برگزیده شدند از بنیاد گذاران و رهبران حزب توده بودند . برای اطلاع از خاستگاه اجتماعی آنان به معرفی برخی از این رهبران می پردازیم . دکتر محمد بهرامی که یکی از اعضای اصلی 53 نفر بود ده سال زندان محکوم شده بود. وی متولد استان تهران و فرزند یک پزشک برجسته بود که در برلین به تحصیل طب پرداخته و در آنجا با ارانی آشنا شده بود . دکتر مرتضی یزدی دیگر عضو برجسته ی پنجاه و سه نفر استاد دانشگاه تهران و از جراحان بزرگ کشور بود که در تهران متولد شده و فرزند یک واعظ رادیکال یزدی بود . ایرج اسکندری ، برادر زاده ی سلیمان اسکندری و فرزند یحیی اسکندری شاهزاده ی معروفی بود که در انقلاب مشروطه توسط محمد علی شاه کشته شده بود . وی در فرانسه به تحصیل در رشته ی حقوق پرداخت و پس از بازگشت به ایران در انتشار مجله « دنیا » با ارانی همکاری می کرد و در زمان انتخاب شدن به عضویت کمیته ی مرکزی ، روزنامه ی « رهبر » ارگان حزب توده را منتشر می کرد . نورالدین الموتی ، حقوقدان برجسته اهل روستای الموت بود که عضو گروه 53 نفر بوده و با ارانی دستگیر شده بود . در دوران اصلاحات غیر دینی رضا شاه به وزارت دادگستری راه یافت . نوشین کارگردان برجسته ی تئاتر و مشهدی بود و در فرانسه تحصیل کرده بود . رضا روستا ، مهمترین شخصیت در جنبش کارگری ، وصل دهقان زاده ای گیلانی و فارغ التحصیل مدرسه ی کشاورزی رشت بود که به شاخه ی جوانان حزب کمونیست پیوست و در سال 1310 به زندان افتاده در آنجا با گروه 53 نفر آشنا شد .

دکتر فریدون کشاورز تنها عضو بدون پیشینه سیاسی این کمیته بود که استاد دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران بود . پدر او یک تاجر گیلانی و از فعالان انقلاب مشروطه بود که با بورس دولتی به پاریس رفت و ادامه ی تحصیل داد و پس از تشکیل حزب توده  به کمک دوست خود سلیمان اسکندری به عضویت حزب در آمد . اردشیر آوانسیان ، تنها عضو غیر مسلمان کمیته بود که در یک خانواده ارمنی روستایی در آذربایجان بدنیا آمده و به تحصیل داروسازی پرداخت و در اوایل دهه ی 1310 سر پرستی بخش جوانان حزب کمونیست را بر عهده داشت . وی یازده سال در زندان بسر برد و در آنجا با 53 نفر آشنا شد . وی بعنوان تئوریسین برجسته مطرح شد و در یکی از اسناد وزارت خارجه ی انگلستان او را زیرک ترین عضو حزب توده نامیده اند.آوانسیان با نام مستعار« آهنین » در کتاب«یادداشتهای زندان» به دفاع از53 نفر پرداخته است . دکتر رضا راد منش ، فیزیکدان و فارغ التحصیل فرانسه و استاد دانشگاه تهران بود . وی از یک خانواده ی زمین دار گیلانی بود که در اروپا با ارانی آشنا شده و در بازگشت به جرم عضویت در گروه 53 نفر به 5 سال زندان محکوم شده بود .

   بیشتر اعضای نخستین گروه کادر رهبری ، حزب توده را روشنفکران نسل جوان فارسی زبان ساکن تهران تشکیل می دادند و بیشتر آنان تحصیلات عالیه داشتند . اگر سلیمان میرزا اسکندری را استثنا کنیم،سن متوسط اعضای کمیته به سی و هفت سال می رسید . در آنزمان تنها 2 درصد از اعضای حزب را دهقانان تشکیل می دادند در حالی که سهم روشنفکران و کارمندان بیش از 23 درصد بود . حزب فقط در مناطق روستایی گیلان ، مازندران و روستاهای نزدیک به شهرهای بزرگ طرفدار داشت . پس از نخستین کنفرانس تهران ، حزب توده در استانهای دیگر بویژه شهرهای شمالی و کار خانه های نساجی اصفهان گسترش یافت . مهمترین موفقیت حزب توده در سازماندهی کارگران در 11 اردیبهشت ( روز کارگر ) سال 1323 بود . همزمان با موفقیت های حزب در حوزه ی کارگری نخستین کنگره ی حزبی در مرداد 23 با شرکت 168 نفر از نمایندگان حزبی در تهران تشکیل شد . 44 نفر از این افراد از استان تهران 440 نفر از آذربایجان ، 38 نفر از مازندران ، 11 نفر از گیلان ، 10 نفر از خراسان ، 8 نفر از کردستان و 13 نفر از شهرهای اصفهان ، اراک و اهواز بودند از این عده 77 نفر عضو طبقه روشنفکر بودند . برنامه ی حزب از نظر محتوا سوسیالیستی شد ولی از نظر صوری در چارچوب قانون اساسی باقی ماند .

   پس از تصویب برنامه ی جدید ، اعضای کمیته مرکزی انتخاب شدند که یازده نفر عضو کمیته مرکزی موقت بودند و برخی از تازه واردان عبارت بودند از محمد پروین گنابادی ، احسان طبری ، عبد الصمد کامبخش ، خلیل ملکی ، دکتر نورالدین کیا نوری . کیا نوری  بعد ها  دبیر اول حزب شد . وی استاد معماری دانشگاه تهران و نوه ی شیخ فضل الله نوری  و برادر همسر کامبخش بود . (13) در آن ایام از 18 میلیون جمعیت ایران ، تعداد کارگران صنعتی نزدیک به دویست هزار تن بود که بطور عمده در تهران ، آبادان ، اصفهان و قائم شهر بودند . در نتیجه ی جنگ جهانی دوم صنایع سبک محدود کشور بطرف ورشکستگی و بحران می رفت . اکثریت طبقه ی کارگر صنعتی ایران مذهبی بودند و کسانی که به حزب توده و شورای متحده روی می آوردند بیشتر بدنبال نیازهای اقتصادی خود بودند .(14)  از نخستین سازمانهایی که حزب تشکیل داد یکی سازمان جوانان توده بود که مستقیماً به حزب وابسته بود و دکتر رضا راد منش مسئول آن شد . سازمان دیگر ، تشکیلات دموکراتیک زنان بود که در سال 21 تشکیل شد . سلیمان میرزا با عضویت زنان در حزب مخالف بود و به این جهت ، زنان تنها پس از مرگ او توانستند عضو حزب شوند . زنان فعال عبارت بودند از : مریم فیروز همسر کیا نوری . زهرا اسکندری خواهر سلیمان محسن اسکندری . بدرالملوک علوی . مهرانگیز اسکندری و عالیه شرمینی مادر نادر شرمینی.(15) جمعیت ملی مبارزه با استعمار از دیگر گردهمایی بود که توسط حزب توده در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت تشکیل شد و روزنامه ای به نام « شهباز » منتشر می کرد . حزب به تشکیل اتحادیه های کارگری نیز اقدام نمود . اردشیر آوانسیان و رضا روستا که از کمونیست های قدیمی بودند در این کار پیشقدم شدند . حزب همچنین به تشکیل اتحادیه های دهقانی پرداخت . یکی دیگر از مهم ترین سازمانهای وابسته به حزب ، سازمان نظامی حزب توده بود که توسط عبد الصمد کامبخش ، عزت الله سیامک و خسرو روزبه تأسیس شد . تاریخ تأسیس آن ظاهراً اوایل سال 23 بوده اولین آن کامبخش بود . (16) 

    در ارتش حزب توده تلاش می نمود تا افسران ناراضی و آرمان خواهی را که پس از ناامید شدن از آلمان هیتلری در جست و جوی محملی برای تحقیق برنامه هایشان بودند به سمت خود بکشاند . از همان آغاز فعالیت ، تنی چند از افسران بویژه در نیروی هوایی که تمایلات مارکسیستی داشتند به این حزب روی آورده و نام نویسی کردند .در اثر تلاش و فعالیت سرهنگ عبدالرضا آذر و سرگرد علی اکبر اسکندانی که در دوران اقامت و تحصیل در اروپا با مارکسیسم آشنا شده بودند شمار قابل توجهی از افسران و دانشجویان جذب شده و تشکیلات نظامیان حزب توده شکل گرفت . مسئولیت تشکیلات پس از بازگشت کامبخش از باکو به وی واگذار شد ، علت آن بود که وی در گذشته افسر بود و به کارهای ارتش آشنایی داشت . کامبخش علاوه بر آن نماینده مجلس شورای ملی نیز بود و حتی بخشنامه های محرمانه ارتش را از تریبون مجلس شورای ملی قرائت می کرد و شرح  می داد . مطبوعات توده ای نیز بی پروا به انتشار اخبار و مقاله هایی در مورد شرایط درون ارتش ، نقد عملکرد مسئولان و فرماندهان و فساد و رشوه خواری آنان می پرداختند . بدین ترتیب حزب توده به بزرگترین و متشکل ترین حزب سیاسی کشور مبدّل شد . (17)  

 پانوشت هاي فصل اول :

1- جامي ، «گذشته چراغ راه آينده است» ، تهران : انتشارات ققنوس ، چاپ هفتم ،1381 ،    صص138-136 . 

2- بابك امير خسروي ، « نظر از درون به نقش حزب توده ايران » ،تهران : انتشارات اطلاعات ، 1375    ، ص62 . 

3- جلال الدين مدني ، « تاريخ سياسي ايران » ، جلد اول ، دفتر انتشارات اسلامي ، چاپ سوم ، 1362    ، صص      153-152

4- يرواند آبراهاميان ، « ايران بين دو انقلاب » ، ترجمه احمد گل محمدي ،تهران : نشر ني ، چاپ    هفتم ، 1381 ،  صص349-346

5- احسان طبري ، « كژراهه » ، تهران : انتشارات اميركبير ، چاپ سوم ، 1367 ، ص 43 .

6- يرواند آبراهاميان ، همان منبع ، ص 348 .

7- بابك امير خسروي ،همان منبع ، ص 74 .

8- نورالدين كيانوري ، « خاطرات نورالدين كيانوري » ، تهران : انتشارات اطلاعات ، چاپ دوم ،    1372 ، ص 67 .

9-بابك امير خسروي ،همان منبع ، ص73  .

10- محمد حسين خسرو پناه ، « سازمان افسران حزب توده ايران » ، تهران : انتشارات شيرازه ، 1377     ،  صص18- 17 .

11- جامي ، همان منبع ، صص 142-141.

12- بابك امير خسروي ،همان منبع ، صص78-76 .

13- يرواند آبراهاميان ، همان منبع ، صص368-352 .

14- احسان طبري ، همان منبع ، ص 52 .

15-نورالدين كيانوري ، همان منبع ، ص79.

16- همان منبع ، صص85-80 .

17 - محمد حسين خسرو پناه ،همان منبع ، صص 26 19 .

فصل دوم :

 وضعیت توده و اقدامات آن تا نخست وزیری دکتر مصدق

    سال 1323 ، سالی بود که نسل روشنفکر حتی کارگر تحت تأثیر مستقیم تبلیغات و نوشته های خلیل ملکی ، جلال آل احمد ، حسین ملک ، انور خامه ای و دیگران همچنین فراکسیون حزب توده ای در مجلس شورای ملی گروه گروه به حزب کشیده می شوند در کابینه دوم قوام سه وزیر توده ای به کابینه وارد شدند . ایرج اسکندری بعنوان وزیر کار ، فریدون کشاورز وزیر فرهنگ و دکتر مرتضی یزدی وزیر بهداری دولت قوام شدند . بدین ترتیب زمینه تخلیه شمال ایران از ارتش شوروی که با وجود پایان جنگ جهانی دوم حاضر به خروج نشده بودند فراهم گشت ، هر چند که پس از عقب نشینی سیاست شوروی و تخلیه ایران از قوای آن کشور ، وزیران توده ای پس از 75 روز از کابینه خارج شدند. طبق اسناد سیاسی وزارت خارجه امریکا ، عقب نشینی استالین از آذربایجان بخاطر اولتیماتوم جدی ترومن و ترس شوروی از بمب اتم ایالات متحده امریکا بود .(1)

    در سال 1324 حوادثی در خراسان روی داد . در حدود 20 نفر از افسران که بعداً گفته شد عضو توده بوده اند دست به شورش زدند و با برداشتن اسلحه و خلع سلاح دیگران به ترکمن صحرا رفتند و شروع به مقاومت نمودند ، اما اقدام آنها با شکست مواجه شد و به شوروی پناهنده شدند . قیام افسران خراسان به رهبری سرهنگ آذر و سرگرد اسکندانی از اعضاء سازمان نظامیان حزب توده درمرداد این سال روی داد . این رهبران معتقد بودند که مبارزات پارلمانی مسالمت آمیز راه به جایی نمی برد و می کوشیدند تا رهبری حزب را به تجدید نظر در خط مشی حزب وادار کنند . این نگرش از سوی رهبری حزب توده رد می شد ولی برخی از اعضاء سازمان نظامیان از آن حمایت می کردند . آذر و اسکندانی تحت تأثیر مبارزات پارتیزانی در چین و یوگسلاوی بهترین راه را ایجاد یک کانون پارتیزانی    می دانستند که توانایی دفاع از خود و تهاجم مسلحانه را داشته باشد . قیام به شکست انجامید و سرگرد اسکندانی و تعدادی از یارانش در گنبد کشته شدند . عده ای نیز به شوروی گریختند . قیام افسران خراسان هیئت حاکمه و ستاد ارتش را بیش از پیش متوجه عواقب نفوذ حزب توده در ارتش و حوادثی نمود که می توانست به دنبال بیاورد . عمده ترین تأثیر این قیام محدود شدن مقطعی آزادیهای سیاسی در کشور بود . عمده ضربات و فشارهای ناشی از آن بر حزب توده وارد شد که بعنوان عامل و محرک قیام معرفی شد .(2)

    دولت انگلیس از طریق تقویت نیروهای مسلح در عراق ، فرستادن کشتیهای جنگی به آبادان ، تشویق شورشیان عشایر و ایلات  به تشکیل حکومتهای خود مختار طرفدار غرب در استانهای جنوبی و گماردن سفارت انگلیس به تضعیف حزب توده از طریق یافتن مدارکی دال بر روابط یک حزب با شوروی و انداختن تفرقه در درون حزب ، طرحهای پیشگیرانه را برای جلوگیری از قدرت یافتن حزب توده به اجرا در آورد . شورشهای عشایر در جنوب نقطه آغاز چهار سال سرکوب پی در پی حزب توده در طی سالهای  1328 1325 شد . عشایر در جنوب شورش کردند و در کرمان فارس و سیستان دفاتر حزب را غارت و چاپخانه های آنها را ویران کردند . در اصفهان نظامیان دفاتر اصلی حزب را اشغال کردند و فرماندار نظامی خوزستان ، رهبران حزب را تبعید و شرکت نفت بیش از هزار کارگر مسئله ساز را بیرون کرد . در تهران با برقراری حکومت نظامی همه گردهمایی های خیابانی را ممنوع کرد و دستور داد آوانسیان . کامبخش و امیر خیزی و ایرج اسکندری را به جرم تحریک شورش در آذربایجان دستگیر کنند .

    هر چند دولت در این سالها ضربه ی شدیدی بر حزب توده وارد ساخت اما کاملاً آن را منحل نکرد و به سازمان مرکزی اجازه داد تا گردهمایی خیابانی برگزار کنند و روزنامه منتشر کنند و بین دانش آموزان . زنان و روشنفکران فعالیت کنند . این کار دلایل گوناگونی داشت . قوام امیدوار بود که شاید بتواند روزی حزب توده را علیه شاه به کار گیرد ، همچنین شاید نمی خواست با غیر قانونی اعلام کردن حزب توده مخالفت روسها را         بر انگیزد . این رویدادها بحران بزرگی در حزب توده پدید آورد و پس از شکست دموکراتها ی آذربایجان ، رهبران درجه ی دوم حزب به ریاست خلیل ملکی کادر رهبری را زیر فشار گذاشتند تا کمیته اجرایی هفت نفری جایگزین کمیته مرکزی شود . رهبران جدید حزب بیشتر از اعضای جوان 53 نفر بودند . کمیته اجرایی موقت ، روزنامه « مردم » را به جای روزنامه رهبر که متعلق به ایرج اسکندری بود بعنوان ارگان حزب تعیین کرد . در زمستان 1326 خلیل ملکی که از وابستگی و اطاعت کورکورانه ی رهبران حزب از سیاست های دولت شوروی ناراضی بود از آنان جدا شد . با بروز این انشعاب بسیاری از رهبران قدیمی و ملی گرا از حزب توده جدا شدند و کیا نوری کنترل حزب را بدست گرفت.(3 )

    در بهمن 1327 حزب توده اجازه یافت تا مراسم یادبود برای ارانی برگزار کند . از آذر 25 به بعد این نخستین گردهمایی عمومی بود که حزب برگزار می کرد میزان جمعیت شرکت کننده بین ده هزار تا سی هزار نفر برآورد شد . روزنامه های غربی هشدار دادند که حزب توده روز به روز قدرتمند تر می شوند . ولی روند پیشرفت و تجدید حیات حزب توده در پی یک سوء قصد مرموز به جان شاه در 15 بهمن 1327 به پایان رسید . به دنبال سوء قصد دولت حکومت نظامی اعلام کرد و نه تنها رهبران توده ای بلکه سیاستمداران برجسته ای مانند کاشانی و مصدق بازداشت کرد .(4)

در مورد این سوء قصد که در دانشگاه تهران روی داد مطالب گوناگونی نوشته شده است . سوء قصد کننده ناصر فخر آرایی نام داشت و در این حادثه به قتل رسید . همراه داشتن کارت خبرنگاری روزنامه ی مذهبی پرچم اسلام باعث شد که عده ای این ترور را به گروههای مذهبی و از جمله کاشانی نسبت دهند. از طرف دیگر مدارکی به دست آمد که بیانگر ارتباط حزب توده با فخر آرایی بود این مسئله باعث شد تا دولت با توسل به قانون 1310 ، حزب توده را بعنوان سازمانی کمونیستی مخل و غیر قانونی اعلام کرد . از این پس فعالیت این حزب زیر زمینی شد . در پی این رویداد پلیس دفاتر حزب توده را اشغال نموده اموال آنها را ضبط کرد و بیش از 200 تن از رهبران و فعالان حزب را دستگیر و در ماههای بعد بیشتر این رهبران در دادگاههای نظامی محاکمه شده و عده ای نیز غیاباً به اعدام محکوم شدند .

     چند ماه بعد از انحلال حزب توده ، روزنامه مردم ارگان حزب توده به طور مخفی چاپ شد و انتشار یافت . مجلس مؤسسان و سنا تشکیل شد و بر خلاف موازین مشروطیت ، تجدید نظر هایی در قانون اساسی به نفع شاه و ضرر ملت صورت گرفت . در اینزمان انگلستان برای تجدید قرارداد نفت زیر پوشش تبلیغاتی استیفای منافع ایران توافقی معروف به « گس گلشائیان » با دولت ایران صورت داد . عقد قرارداد الحاقی گس گلشائیان احساسات ملی مردم ایران را تحریک نمود و طیف وسیعی از مردم را به میدان سیاست کشاند . مطرح بودن نفت در صحنه سیاست و اقتصاد آن روز نمی توانست آزادیخواهانی از قبیل دکتر مصدق را آرام و بی اعتنا به جریان های ملی باقی گذارد و او ناگزیر به فعالیت های سیاسی خود افزود و به تدریج صورت هسته ی مرکزی جبهه ای درآمد که جبهه ی ملی نامیده شد . دخالت شاه در انتخابات دوره شانزدهم ، مصدق و یارانش را متحد ساخت و اتحاد کنندگان با نیرو گرفتن تمایلات و احساسات ملی پرچمدار مبارزه برای احیای حقوق ملت ایران در رابطه با نفت شدند . به بهانه ی نفت گروههای ضد دیکتاتوری فرصت مبارزه تبلیغاتی محدودی پیدا کرده بودند . (5)

    در طی روزهای پس از بهمن 27 حزب توده به فعالیت پنهانی پرداخته و توانسته بود یک شبکه مخفی در نیروهای مسلح ایجاد نموده و نشریات مخفی چاپ کنند . انتخابات جنجالی مجلس شانزدهم و تصمیم دولت در برگزاری رأی گیری نسبتاً آزاد در تهران ، به حزب توده فرصت داد تا روزنامه های خود را پخش کرده و نظرات خود را آشکار کند . نخست وزیری رزم آرا به سود حزب توده بود زیرا نخست وزیر جدید محدودیت هایی را که نسبت به نیروهای چپ اعمال می شد کاهش داد تا شاید بتواند اتحاد شوروی را آرام نموده و جبهه ی ملی را تضعیف نماید . هنگامی که وی افسر چپ گرا را سرپرست زندان کرد رهبران توده ای ( یزدی جودت کیا نوری علوی نوشین قاسمی حکیمی بقراطی شاندرمنی ) توانستند از زندان گریخته و پنهان شود . (6)  امیر تیمور که مدتی وزیر کار در دولت مصدق بود و از نزدیک شاهد رخنه توده ایها در کارخانه ها و ایجاد اخلال در امور بود رزم آرا را عامل تقویت توده ایها می داند که برای خوشامد شوروی به تقویت توده پرداخت .(7)

از سال 1950 م ( 1329 ش ) با تجدید فعالیت و بروز ناآرامی های فزاینده ناشی از مناقشه بر سر نفت و بحران شدید اقتصادی ایران ، سیاستگزاران امریکایی به نحو روزافزونی نگران اوضاع ایران شدند . قابلیت رهبری شاه مورد انتقاد قرار گرفت تا جایی که وضعیت ایران خطرناک و در آستانه ی انفجار و محتملاً یک چین دوم توصیف شد . در این موقع اقداماتی در زمینه اقتصادی و نظامی صورت گرفت . تعداد اعضای سفارت امریکا و کارکنان سیا در ایران افزوده شد . هنری گریدی*که در طی جنگ های داخلی یونان نقش تعیین کننده ای را ایفا نموده بود به سمت ایالات متحده در تهران منصوب شد . (8)  حزب توده برای اینکه واگذاری امتیاز نفت شمال را به شوروی هموار سازد با ملی شدن نفت در سراسر کشور به مخالفت برخاست . در دوره ی14 مجلس از قرارداد نفت شمال دفاع کرده و حتی هنگام آمدن کافتارادزه به ایران با ترتیب دادن تظاهرات خواهان اعطای امتیاز مزبور به دولت شوروی شده بود . احسان طبری در روزنامه مردم نوشت «... باید معترف باشیم که دولت شوروی در ایران منافع جدی دارد و نواحی شمالی ایران در حکم حریم امنیت شوروی است . دولت باید به فوریت برای دادن امتیاز نفت شمال به شوروی و نفت جنوب به کمپانیهای انگلیسی و امریکایی وارد مذاکره شود ..» حزب توده هرگونه کوشش به منظور استیفای حقوق ایران از شرکت نفت سابق را بی فایده قلمداد کرد . این حزب با سیاست جبهه ی ملی و دکتر مصدق در امر ملی شدن نفت از ماههای نخست دولت رزم آرا مخالفت کرد و در آغاز آن توطئه ای انگلیسی قلمداد کرد که به دست عوامل داخلی انگلستان ( مصدق و یارانش ) در حال اجراست و حتی روزنامه ی به سوی آینده ارگان حزب توده در یک شماره ی خود شعار ملی  را که مصدق و طرفدارانش مطرح می کردند به شدت تقبیح نموده و آنرا سرپوشی بر قبایح و رذایل دانست که آخرین تیر ترکش استعمار است . (9)  

    رزم آرا در تاریخ 16 اسفند 29 توسط خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام به قتل رسید . کشته شدن رزم آرا به پیروزی نهضت یاری رساند و سرانجام در اثر مبارزات ملت به رهبری دکتر مصدق صنعت نفت در تاریخ 29 اسفند 1329 ملی شد . مدتی بعد مجلس به نخست وزیری مصدق رأی تمایل داد و دوران 28 ماهه نخست وزیری دکتر مصدق در اردیبهشت سال 1330 آغاز شد .

 پانوشت هاي فصل دوم :

1- عبدالمجيد مجيد فياض ، « از باغ قصر تا قصر آرزوها » ، تهران : انتشارات كوير ، 1381 ،    ص223 .

2- محمد حسين خسرو پناه ، « سازمان افسران حزب توده ايران » ، تهران : انتشارات شيرازه ، 1377 ،    صص66-28

3- يرواند آبراهاميان ، « ايران بين دو انقلاب » ، ترجمه احمد گل محمدي ، تهران : نشر ني ، چاپ    هفتم ، 1381 ، ص 377-375 .

4- همان منبع ، ص 389 .

5- عبدالمجيد مجيد فياض ، همان منبع ، صص 302-300 .

6- يرواند آبراهاميان ، همان منبع ، صص 391-389 .همچنين ، غلامرضا نجاتي ، « جنبش ملي شدن    صنعت نفت »  ، تهران : شركت انتشار ، 1368 . ص 103 .

7- محمد ابراهيم امير تيمور ، « ناگفته هايي از دولت مصدق »  ، تهران : مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر    ، 1380 ،  ص28 .

8- مارك گازيوروسكي ،« كودتاي 28 مرداد » ، ترجمه غلامرضا نجاتي ، تهران : شركت انتشار ،    1367 ، صص25-24. 

9- محمد ابراهيم امير تيمور ، همان منبع ، صص25-24 .

   فصل سوم : عملکرد حزب توده در زمان نخست وزیری مصدق چگونگی وقوع کودتای 28 مرداد 32 

    احزاب و تشکلهای سیاسی ملی در جریان اعتراض به تقلبات انتخاب مجلس شانزدهم و مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق در آبان 28 فعالتر شدند . مصدق طرح اصلی تشکیل جبهه ی ملی را بر مبنای سه اصل کلی ، آزادی انتخابات ، مطبوعات ، لغو حکومت نظامی ارائه داد و برای تحقق اهداف فوق تمام شخصیت های  روحانی و سیاسی را به همکاری دعوت نمود . تلاش دکتر مصدق آن بود که با گردآوری تشکلها احزاب سیاسی و شخصیت های ملی و آزادیخواه در جبهه ی ملی ، قدرت حکومت را تضعیف کرده و بر علیه نفوذ سیاست غرب در ایران مبارزه نماید تا به این ترتیب زمینه را برای ملی کردن صنعت نفت فراهم آورد .)1(با پیدایش جبهه ی ملی مشکل عمده ای برای حزب توده به وجود آمد و آن علم شدن جبهه ملی به عنوان رقیبی جدی در برابر حزب توده بود که باعث جذب نیروهای ملی اعم از روشنفکران ، بازاریان بخشی از روحانیون و حتی گروهی کارگردان به جبهه ملی شد . جبهه ی ملی با پیشنهاد ملی شدن نفت توانسته بود علاوه بر جذب مردم ، مصدق را به نخست وزیری برساند . با افزایش تعداد هواداران جبهه ی ملی ، حزب توده دریافت که نی تواند آن را انکار نماید ، از اینرو سعی نمود با استفاده از حداکثر بهره گیری از کاهش محدودیت های دولت در مورد فعالیت های سیاسی و به کار گرفتن تاکتیک ایجاد سازمانهای پوششی به تجهیز هواداران قدیمی خود بپردازد و اعضای جدیدی را نیز جذب نماید ، این امر باعث شد که دو سال پس از بهمن 27 به سازماندهی بپردازد و از سوی دیگر حزب بعنوان یک سازمان کمونیستی تر و مخفی تر تجدید سازمان کند .) 2( نخست وزیری مصدق آزادی عمل حزب توده را بیش از گذشته نمود زیرا نخست وزیر جدید به روند فضای باز سیاسی شتاب بخشید . او گرچه قانون 1310 را لغو نکرد و حکم ممنوعیت و غیر قانونی بودن حزب توده را که در سال 1327 وضع شده بود ملغی نساخت ، بر این باور بود که سخت گیریها ی نیروی انتظامی ، آزادیهای مدنی و قانون اساسی را نقض می کند .  او پی برده بود که برای کوتاه کردن دست انگلیس از نفت ایران و بیرون کردن شاه از حوزه سیاست ، به پشتیبانی همه ی گروهها نیازمند است . همزمان با کاهش سختگیریهای دولت ، حزب توده و هواداران آن فعالیت های جدیدی را

برای انتشار روزنامه ها و ایجاد سازمانهایی با نشریات منظم آغاز کردند و روزنامه ای با عنوان « به سوی آینده » منتشر شد که روزنامه ی قانونی حزب بود .

 سازمان جوانان توده ی ایران و تشکیلات دموکرات زنان جایگزین سازمانهای منحله ی جوانان و زنان شد. با شکل گیری سازمانها ، حزب توده دوباره به صورت نیروی سیاسی عمده ای در آمد. در بهار 1330 که اوج مبارزه ی ملی کردن نفت بود حزب توده چندین اعتصاب در حوزه های نفتی ترتیب داد و یک اعتصاب 65 هزار نفری را در خوزستان سازماندهی کرد. در اردیبهشت 1330 که دولت پس از سال 25 برای نخستین بار برگزاری مراسم روز کارگر را مجاز اعلام کرد ، حزب توده در همه ی شهرهای اصلی راهپیمایی برگزار کرد . در تهران 35 هزار نفر راهپیمایی کردند .)3(

   در دوران نهضت ملی و 28 ماه حکومت مصدق جامعه ی سیاسی از بارز ترین شرایط و فضای سیاسی ممکن برخوردار بود . مصدق در اولین اطلاعیه خود اعلام داشت که هیچ مقام و مرجعی حق ندارد تا فرد و نشریه ای که نسبت به او توهین روا بدارد مورد بازخواست قرار دهد . او سعی نمود دموکراسی واقعی را در جامعه ی استبداد زده ی ایران محقق سازد . اما متأسفانه رهبران حزب توده به بدترین شکل ممکن از این فضا بهره بردند . با نیرومند شدن دوباره حزب توده و تبدیل آن به یک نیروی عمده در سالهای 30 تا 32 . رهبران حزب پشتیبانی مخالفت با مصدق دچار   دو دستگی شدند. اعضای مجربتر کمیته مرکزی خواهان ائتلافی هر چند غیر مستقیم با جبهه ی ملی شدند زیرا این جبهه بعنوان نماینده بورژوازی ملی در جنگ با امپریالیسم انگلیس بود و حزب توده می توانست از طریق این ائتلاف انقلاب دموکراتیکی را که جبهه ملی ایجاد می نمود به انقلاب سوسیالیستی کارگری مبدل سازد . ولی اعضای جدیدتر نه تنها مخالف چنین ائتلافی بودند بلکه از رویارویی مستقیم با جبهه ی ملی و مصدق پشتیبانی  کردند . آنها مصدق را دست نشانده ی وابسته به امپریالیسم امریکا و یک قوام دیگر می دانستند که حتماً به نیروهای چپ خیانت خواهد کرد و به این نتیجه رسیدند که حزب توده باید جبهه ی ملی را بی پناه گذارد و به تنهایی طبقه ی متوسط را بسیج کرده و انقلاب دموکراتیک ملی و انقلاب سوسیالیستی طبقه کارگر را به پیروزی رساند .

   این بحث و جدال با پیروزی گروه دوم پایان یافت زیرا بیشتر رهبران مجرب تر در تبعید بودند و تجربه ی مصیبت بار دوره ی قوام بر آنان تأثیر منفی گذارده بود و   دعوا های آشکار سالهای 25 تا 27 را به یاد داشتند . مصدق حاضر نبود به استانها و اقلیتهای زبانی امتیاز بدهد از اینرو بیشتر سازمانهای استانی حزب با مصدق مخالف بودند . شورویها  نیز طرفدار گروه دوم بودند زیرا استالین جهان را به کشورهای سوسیالیستی و امپریالیستی تقسیم نموده و جایی برای افراد بی طرف مانند مصدق باقی نگذاشته بود . بدین ترتیب گروه دوم پیروز شد و سیاست های خود را به اجرا گذاشت.)4( در نخستین ماههای حکومت دکتر مصدق ، نهضت ملی یک توطئه امریکایی قلمداد شد . توطئه ای که مصدق و امریکا آن را رهبری می کنند تا انگلستان را از ایران بیرون رانده و صنعت نفت را به امریکایی ها بسپارند . این از نظر حزب خطرناکتر بود زیرا امریکا بعد از جنگ دوم جهانی بزرگترین رقیب شوروی بود . از نظر حزب مطلوبتر آن بود که به جای امریکا ، انگلستان در منطقه خاورمیانه باقی بماند ، از این رو حزب توده به مبارزه ای پیگیر در مطبوعات و تظاهرات خیابانی تا سرنگونی دولت مصدق ادامه داد .

   به موجب اسنادخانه ریچارد سدان رئیس شرکت نفت در ایران که در خرداد 1320 بدست آمد معلوم شد که شرکت سابق نفت علناً به مطبوعات توده ای کمک مالی می کرد تا مخالفت آنها با دولت مصدق را مؤثرتر و کارآمدتر کند . از این نظر عبارت مشهور « توده نفتی » که مصدق به این گروه اطلاق کرد مفهوم بیشتری پیدا می کند.) 5( در جریان خلع ید و هنگامی که دولت انگلستان ایران را مورد تهدید نظامی قرار داده بود مطبوعات حزب توده دولت مصدق را خیانتکار نامیدند که در صدد سازش با انگلستان است و نوشتند که مصدق نقش دلال نفت را بازی می کند ولی پس از تصویب قانون ملی شدن نفت حزب توده کوشید مصدق و جبهه ی ملی را عامل امپریالیسم امریکا معرفی کند . )6( برخی نویسندگان توده ای معتقدند که مصدق در برابر سیاست امریکا ملاحظه کاری نموده است به آن امید که مشکل نفت به دست آن کشور حل شود . حتی برخی از آنان مدعی اند که دولت امریکا توسط سفیر خود  در تهران درخواست نموده که ایران از فروش نفت به شوروی و سایر کشورهای سوسیالیستی خودداری نماید و دولت مصدق در این زمینه مسامحه نموده و نتوانست برای فروش نفت ملی شده اقدام نماید . (۷) این ادعا در حالی مطرح می شود که دولت شوروی به منظور تضعیف دولت مصدق نه تنها از خرید نفت ملی شده ی ایران حتی به قیمت ارزانتر از گذشته ( 50 درصد کمتر از قبل ) خودداری نمود بلکه حتی در شرایطی که دولت مصدق در شرایط سخت اقتصادی قرار داشت از بازپرداخت بدهی های خود از جمله 11 تن طلا به ایران خودداری نمود ولی پس از سقوط مصدق آنها را به دولت زاهدی تقدیم نمود .  افزایش تحرکات حزب توده و ترس امریکا از گسترش نفوذ شوروی در ایران و تشکیل یک حکومت کمونیستی و نیز بحران نفت و لزوم حفظ ثبات بازار نفت در جهان باعث حضور امریکا و افزایش نفوذ آن در ایران شد . دولت امریکا از سال 1948 برای مقابله با شوروی و حزب توده در ایران یک سلسله عملیات با رمز بدامن *[1] را در ایران آغاز نمود . بدامن یک برنامه تبلیغاتی و سیاسی بود که از طریق شبکه ای به سرپرستی دو تن ایرانی اداره می شد و ظاهراً بودجه ای معادل یک میلیون دلار داشت . این عملیات در جهت رویگردانی ایرانیان علیه حزب توده و حتی کمک به سازمانهای راستگرای ضد کمونیستی مانند احزاب سومکا و پان ایرانیسم که پیوسته با دستجات توده ای در خیابان های تهران زد و خورد می کردند رهبری می شد . بدامن حتی در تظاهرات حزب توده نفوذ می نمود و همچنین اقداماتی برای جدایی کاشانی و هوادارانش از مصدق و جبهه ملی انجام داد .)8 (ین شبکه در مرداد 32 نقش مهمی را در سقوط دولت مصدق ایفا نمود .   پس از اینکه دولت ایران ، قرار دیوان دادگستری بین المللی در مورد شکایت دولت انگلیس را رد کرد و اقدامات مربوط به خلع ید از شرکت سابق را به طور جدی تعقیب نموده دولت امریکا برای جلوگیری از بن بست مذاکرات و یافتن راه حل مورد قبول طرفین به نحوی که منافع کمپانی های بزرگ نفت امریکا محفوظ بماند ، در صدد وساطت برآمد . بدین منظور ترومن رئیس جمهور امریکا طی پیامی برای مصدق ، آورل هریمن را که از شخصیت های برجسته امریکا و مورد اعتماد رئیس جمهور بود برای فراهم کردن زمینه جهت مذاکره بین انگلستان و ایران به تهران معرفی نمود . دکتر مصدق به پیام او پاسخ گفته و با پیشنهاد او موافقت نمود . سفیر امریکا[2] ( هنری گریدی ) هریمن را مطمئن ساخته بود که مصدق مورد حمایت کامل مردم ایران است . هریمن با دو تن از همراهان خود روز 23 تیرماه 1330 در جریان یک حادثه خونین وارد تهران شدند . در آن روز رهبری حزب توده به مناسبت سالروز اعتصاب کارگران نفت خوزستان ولی در واقع به نشانه اعتراض به ورود فرستاده ی رئیس جمهوری امریکا تظاهرات وسیعی ترتیب داد .

    در ان روز قریب به 20 هزار نفر از اعضای حزب توده و طرفداران آن در میدان بهارستان اجتماع کردند و با پخش شعارهایی علیه انگلستان و امریکا با افراد حزب زحمتکشان دکتر بقایی که آنها نیز از پیش برای مقابله با افراد حزب توده بسیج شده بودند به زد و خورد پرداختند . مأمورین انتظامی بدون هیچ مجوزی به سوی تظاهر کنند گان آتش گشودند . طی این حادثه 20 نفر کشته و دهها تن زخمی شدند . بدینسان تظاهرات و نمایش قدرت حزب توده به منظور نا آرام نشان دادن وضع ایران و اخلال در حل مسئله نفت به سود شرکت سابق و انگلیسی ها تمام شد . حزب توده بعدها این تظاهرات را بعنوان بزرگترین راهپیمایی ضد امپریالیستی که تاریخ ایران به یاد نداشت توصیف کرد . در این حادثه بدون تردید شاه نیز دست داشت . مأمورین انتظامی به دستور سرلشکر بقایی ، رئیس شهربانی به سوی مردم آتش گشودند . پس از این واقعه دکتر مصدق وی را به علت دستور تیر اندازی خود سرانه به سوی مردم دستگیر و به دادگاه نظامی او را تبرئه کرد .) 9(

    واقعه ی 23 تیر نشان دهنده ی موضع گیری و عملکرد مشترک حزب توده با خواسته های بیگانگان و شبکه مشترک سیا و اینتلیجنت سرویس بود . مسئولیت این شبکه بر عهده ی شاپور ریپورتر و اسدالله علم بود که می خواست دولتمردان امریکایی را از خطر کمونیسم در ایران بترساند .)10(« ریچارد کاتم » کارشناس برجسته امریکایی  در مورد مسائل ایران می گوید : « عقیده ی من در آن زمان این بوده و هست که انگلیسی ها از ایجاد ترس و نگرانی امریکا از کمونیسم آگاه بودند و انگلیسی ها با زیرکی و مهارت از این ترس برای قانع کردن و درگیر ساختن ما در کودتا استفاده کردند .)11( » از سوی دیگر انگلیسی ها  قصد داشتند در بدو ورود هریمن به ایران آشوبی برپا کنند تا مصدق را در اداره ی امور ناتوان جلوه دهند . مخالفین دولت در مجلس و روزنامه های وابسته به دربار از حادثه 23 تیر استفاده نموده و دولت را به ناتوانی و سهل انگاری در اداره ی امور کشور متهم کردند .روزنامه ی طلوع پس از ماجرای خونین 23 تیر نوشت : «دست دولت مصدق تا مرفق در خون بی گناهان فرو رفته است . » و بسوی آینده ارگان علنی حزب توده نوشت : « ملت ایران پیشنهاد ها و تفسیرهای خائنانه دولت مصدق را رد می کند...»کاتوزیان معتقد است که مصدق نگران فعالیت وسیع حزب توده نبود این وضع ادامه یافت و تشدید شد . حزب توده برنامه های جبهه ملی برای ملی شدن را در دوران مصدق توطئه امریکایی خوانده است . همانطور که قبلاً ذکر شد اسناد خانه ی سدان کمک شرکت نفت انگلیس را به مطبوعات توده ای به قصد صریح ابراز مخالفت بیشتر آنان افشا کرد .

    دکتر مصدق هیچگاه توده نفتی را مستحق اعمال فشار و خشونت و سرکوب نمی دانست چرا که آنها را عامل اصلی تهدید علیه نهضت ملی و دولت خود تلقی نمی کرد . مصدق در خاطرات خود می نویسد : « ... تسلط دولت بر اوضاع سیاسی به نفع اجانب است . افراد حزب توده مثل سایر احزاب از اصول دموکراسی برخوردار بودند . دولت نه می توانست این آزادی را از مردم سلب کند نه می توانست یک عده ی نامعلومی را از این اصول محروم سازد . » مصدق معتقد بود که خفه کردن کار سیاست استعماری است . نمی شود جلوی اظهار نظر و مردم را گرفت و خفه شان کرد .)13( وی بر این اعتقاد بود که توسل به شدت عمل موجب خواهد شد تا کادرهای حزب به فعالیت مخفی و زیرزمینی بپردازند و رهبران آن در تبلیغات خود دولت را متجاوز به حقوق و آزادی قلمداد کنند و با چنین شیوه تبلیغاتی توجه مردم را به حقانیت عقاید و ایدئولوژی خود جلب کنند . )14( برخی نویسندگان معتقدند که مصدق نسبت به حزب توده سیاست ناپایداری را در پیش گرفت ، از یکسو تظاهرات غیر قانونی سازمانهای وابسته به حزب را ممنوع نساخت و حتی سه تن از هواداران آن را وارد کابینه کرد ولی از سوی دیگر انحلال حزب ( حکم سال 1327 ) را لغو نکرد . رهبران تبعیدی را به کشور باز نگرداند و از گفتگوی رسمی برای تشکیل ائتلافی گسترده خود داری نمود . این محققان بر این اعتقادند که مصدق بخاطر ترس از رنجش و مخالفت امریکا و قطع کمکهای اقتصادی ، سیاسی و دیپلماتیک آن کشور از ائتلاف با حزب توده خودداری نموده است .) 15(ولی در حقیقت آن است که این حزب توده بود که از هرگونه کمک و ائتلاف با نیروهای ملی و دولت مصدق خود داری نمود حتی زمانی که مصدق برای بهبود شرایط دشوار اقتصادی که بر اثر قطع ارز ناشی از فروش نفت به آن دچار شده بود به انتشار اوراق قرضه اقدام نمود و تمام وطن پرستان برای خرید آن اقدام نمودند رهبران حزب خرید این اوراق را تحریم نمودند تا مشکلات اقتصادی کشور و دولت مصدق افزایش یابد .   در بهمن 1320 دوره شانزدهم مجلس به پایان رسید و طبق قانون انتخابات دوره ی هفدهم باید 29 آبان 30 شروع می شد . دولت مقدمات انجام انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی را آغاز نمود . چون عده ای از نمایندگان مخالف دولت امیدی به انتخاب شدن مجدد خود نداشتند ، معوق ماندن کار نفت و مشکلات اقتصادی را بهانه قرار داده و می گفتند چون دولت در حل مسئله نفت به نتیجه نرسیده است باید کناره گیری نماید . این گروه با استفاده از روزنامه های وابسته به دربار ، دولت را مورد حمله قرار دادند . حزب توده نیز برای پیشبرد هدفهای خود با برپا کردن تظاهرات خیابانی به بهانه های مختلف با مخالفین دولت همگامی می کرد . در آذر 1330 تظاهرات و زد و خوردهایی بین حزب توده و طرفداران دولت خیابانهای تهران به وقوع پیوست که هدف آن اخلال در نظم و امنیت پایتخت وضعیت جلوه دادن اقتدار دولت بود . روز 14 آذر سازمان دانشجویان حزب توده بعنوان اعتراض به اخراج چند تن از دانش آموزان دبیرستان نوربخش ، کلاسهای خود را تعطیل نموده و در خیابانهای نادری و میدان بهارستان با دستجات مخالف و نیروهای انتظامی به زد و خورد پرداختند که در نتیجه 50 نفر کشته و تعدادی از طرفین زخمی شدند . عصر همان روز عده ای از مخالفین حزب توده ( بقایی و گروه چاقو کشان او ) به خانه صلح و دفاتر روزنامه های حزب توده حمله کردند . جناح وابسته به دربار و نیز نشریات حزب توده ، دولت به بهانه ی ناتوانی در حفظ امنیت تهران مورد هتاکی قرار دادند این در حالی بود که دولت مصدق در اثر قطع صدور نفت و نیز رد درخواست وام از امریکا و بانک صادرات بین الملل برای خرید کالاهای مورد نیاز بشدت در تنگنا قرار داشت)16(

     انتخابات دوره هفدهم علیرغم اعتراض مخالفین که حزب توده نیز از علمداران معترض بود در موعد قانونی شروع شد . در انتخابات تهران کلیه نامزدهای جبهه ملی و طرفداران دولت پیروز شدند . نامزدهای حزب توده در هیچیک از نقاط ایران انتخاب نشدند . همه ی مخالفین دولت در مجلس شانزدهم که با دربار بستگی داشتند از شهرستانها انتخاب شدند . روز 7 اردیبهشت 31 دوره هفدهم مجلس شورای ملی گشایش یافت . دکتر امامی کاندیدای دربار و امام جمعه تهران به ریاست مجلس انتخاب شد .)17( حزب توده مصدق را در پیدایش مجلس 17 گناهکار می دانست و معتقد بود که او عمداً و به زور از ورود نمایندگان حزب توده به مجلس جلوگیری نموده است . سران حزب در 29 تیر 31 در ارگان علنی خود نوشتند : « ... علت جلوگیری از ورود نمایندگان واقعاً ملی به مجلس این بود که مصدق می خواست مجلس با اکثریت امریکایی تشکیل دهد . » نظر خصمانه ی رهبری حزب توده نسبت به مصدق هیچگاه تغییر نکرد و او را عامل سازشکار امپریالیسم می دانستند  . اما حقیقت آن بود که مصدق و یاران او شخصاً در انتخابات هفدهم دخالتی نداشتند چرا که اگر مصدق قدرت اعمال نفوذ داشت از اعمال نفوذ شاه و ارتش جلوگیری می کرد و حسن امامی امام جمعه ی تهران از مهاباد کرد سنی نشین هرگز به مجلس راه نمی یافت یا شریک  عمده ی کودتا به نام میرا شرفی پایش به مجلس نمی رسید تا توطئه قتل مصدق را در صحن مجلس طرح کند . مصدق حتی در مقابل شاه که مخالف سرسخت راه یافتن توده ای ها به مجلس بود ایستادگی نمود و گفت : مردم را آزاد بگذارید تا خودشان راه صحیح را پیدا کنند .) 18 (

    در 8 فروردین 31 حادثه خونین دیگری در میدان فوزیه رخ داد . بنا به دعوت کانون دموکرات وابسته به حزب توده به مناسبت پایان هفته ی جهانی جوانان میتینگی ترتیب داده شد . پس از آن شرکت کنندگان بطور دسته جمعی به طرف کانون جوانان دموکرات به راه افتادند . پلیس مخالف حرکت دسته جمعی آنان بود و لذا به متفرق کردن آنها پرداخت و زد و خوردی بین قوای پلیس و جوانان روی داد که به کشته شدن دو نفر و زخمی شدن بیش از 50 نفر انجامید . به استناد این حادثه از 10 / 1/ 31 به مدت یکماه در تهران و حومه حکومت نظامی اعلام شد . در سال 1331 مشکلات اقتصادی و مالی دولت روزبروز افزایش می یافت لذا دکتر مصدق با قطع  امید از کمک امریکا برنامه « اقتصاد بدون نفت » را برای ایران طرح ریزی نمود . در اینزمان چون مصدق از امضای پیمان امنیت متقابل خودداری کرد ( پیمانی که می گوید اگر دولت امریکا جنگ با کشور دیگری را شروع کرد دول امضا کننده ی این پیمان نیز متعهد به شرکت در آن جنگ می شوند ) لذا دولت امریکا از ارسال کمک نظامی به ایران نیز خودداری نموده در بیست و دوم تیرماه نخست وزیر در جلسه خصوصی مجلس شورای ملی برای اصلاح امور مالی ، اقتصادی ، بانکی و ایجاد سازمانهای ملی از مجلس شورای ملی تقاضای اختیارات شش ماهه نمود و آن را برای اجرای اصلاحات ضروری دانست . عده ای از نمایندگان مخالف و عده ای دیگر موافق تفویض این اختیارات به مصدق بودند .) 19(

     در این مدت حزب توده همچنان به تخطئه مصدق پرداختند و از برقراری حکومت نظامی که به معنای لغو آزادیهای فردی و اجتماعی مردم است انتقاد می کردند . در 25 تیرماه31 بدنبال رد درخواست مصدق از شاه برای در اختیار گرفتن پست وزارت جنگ ، نخست وزیر استعفا نمود. شاه در 26 تیر قوام را برای دریافت رأی اعتماد به مجلس معرفی کرد . اکثر نمایندگان حاضر به شرکت در رأی گیری نبودند و فقط جناح وابسته به دربار در این رأی گیری شرکت نموده و با 40 رأی مثبت قوام به نخست وزیری منصوب شد . این امر اکثر نمایندگان مجلس و نیز مردم را که مصدق را رهبر واقعی خود می دانست بلکه برعکس معتقد بود که هدف هایی مصدق چیزی جز تحکیم نفوذ امپریالیسم در کشور نیست و از روش ساعد و رزم آرا پیروی می کند ، از استعفای مصدق و تعیین قوام با بی تفاوتی گذشت و به دعوت نمایندگان مجلس برای تعطیل روز سی تیر توجهی نکرد . در مطبوعات علنی و مخفی حزب هیچگونه دعوتی مبنی بر شرکت در تعطیل عمومی مشاهده نشد .)20    (

    در حالی که سراسر بازار و کلیه مغازه ها در خیابان های تهران از 26 تا30 تیر بسته بود و خطوط اتوبوسرانی از 28 تیر تعطیل کرده و به اعتصاب همگانی پیوسته بودند و کارمندان ادارات دولتی دست از کار کشیدند اما کارخانه هایی که کارگران آنها وابسته به حزب توده بودند تعطیل نکرده و به اعتصاب ملحق نشدند . کارگران وابسته به حزب دست به کاری نزدند زیرا رهبران حزب آنها را زیر بمباران تبلیغاتی به دولت ملی بدبین و متنفر ساخته بودند .)21( بالاخره در آخرین ساعات روز 29 و صبح روز 30 تیر رهبران حزب پس از ملاحظه ی موج فزاینده ی اعتصاب و اعتراضات مردم به دنبال جنبش خلق افتادند و دستوری جهت شرکت در اعتصابات عمومی صادر کردند . بدیهی است که به علت عقب افتادگی از جنبش توده ی مردم ، نتوانستند رهبری واقعی این نهضت را به دست گیرند. )22 (دکتر مظفر بقایی در خاطرات خود می نویسد : « در قیام 30تیر توده ایها یک پیراهن سفید پوشیده و مشخص بودند . اینان مردم را جلوی نظامی ها تحریک می کردند و همینکه درگیری شروع می شد فرار می کردند و مردم را با سرنیزه نظامیان رودررو می ساختند . یک توده ای هم جزو کشته شد گان یا مجروحان آن روز نبود .)23(»

    کیا نوری در کتاب 28 مرداد که بعد از انقلاب نوشت مدعی شده است که رد عصر 28 تیر 31 با ورود حزب توده به صحنه نبرد اوضاع تغییر یافته است . اولین تماس حزب با جناح مصدقی جبهه ملی از 27 تیر برقرار شده و عصر 28 تیر به نتیجه رسیده است . روز 29 تیر جمعیت مبارزه با استعمار طی اعلامیه ای از کلیه احزاب و شخصیت های ضد استعماری برای تشکیل یک جبهه ی واحد دعوت به عمل آورده و روز 29 تیر اعضاء و هواداران حزب همه ی نیروهای خود را به کار انداختند . بنا به ادعای کیانوری موتور اصلی و واقعی نبرد 30 تیر اعضا و فعالین حزب توده بودند.)24( بعد از قیام 30 تیر بنا به گفته دکتر بقایی تا سه روز هیچ پاسبانی در خیابانها نبود و مردم خود شهر را اداره می کردند . بقایی حتی مدعی می شود که پس از این قیام شاه به او پیشنهاد نخست وزیری داده است ولی او نپذیرفته است .)25(مصدق برای بار دوم به نخست وزیری رسید و مجلس اختیارات 6 ماهه را به وی واگذار نمود . قیام سی تیر در مطبوعات جهان بعنوان پیروزی ملت ایران و دکتر مصدق مورد بحث قرار گرفت . در محافل سیاسی انگلیس ، قیام سی تیر و رأی دیوان دادگستری بین المللی به نشانه شکست امپراتوری بریتانیا در ایران و خاورمیانه تلقی شد و حتی پاره ای از نویسندگان بر این اعتقادند که کودتای افسران آزاد در مصر به رهبری جمال عبدالناصر که چند ماه بعد صورت گرفت مهم ترین پیامد این واقعه بوده است . جرج میدلتون کاردار سفارت انگلیسی پس از حادثه طی تلگرافی به لندن پیشنهاد سرنگونی دولت مصدق را عنوان کرده و گفت : « ... به نظر می رسد تنها راه جلوگیری از سقوط ایران به دامن کمونیست ها کودتاست .»(۲۶)    حملات بسیار شدید حزب توده به شخص مصدق بعد از 30 تیر31 و زمستان این سال شد و آن زمانی بود که دکتر مصدق از تمدید قرارداد امتیاز شیلات شمال به سود امتیاز خواهی شوروی خودداری کرد و آن را به نفع ایران دانست . ( 9 بهمن 1331 ) توده ایها به علت عدم تمدید مدت امتیاز شیلات بدترین اهانت ها را نثار مصدق کردند.) 27( در چهلم شهدای 30 تیر حزب توده در میدان فوزیه مراسمی برگزار کردند و حکومت نظامی در آن روز از 6 صبح تا عصر لغو شد . اما تحرک دربار و استعمار گران خارجی باعث حمله ی گروههای وابسته به حزب زحمتکشان و سومکا به سازمانهای وابسته حزب توده و به آتش کشیدن آنها شد . این گروهها در خیابانها به شرارت پرداخته و حتی به محل اداره روابط فرهنگی ایران و شوروی و اداره بازرگانی مجارستان حمله بردند . دولت منشی زاده ، سردسته اوباش سومکا و عضو کتابخانه ی سلطنتی را توقیف کرد اما چندی بعد آزاد شد . )28(در نیمه دوم شهریور 31 حزب توده با اطلاعاتی که بوسیله سازمان نظامی خود کسب نمود آماده شدن دربار و عوامل استعمار را برای انجام کودتا افشا نمود و در روزنامه ی « بسوی آینده » از مردم خواست تا کودتا را به جنگ ضد کودتا مبدل سازند . دولت ابتدا چندان توجهی به این هشدارها نشان نداد ولی جریان حوادث صحت این اطلاعات را ثابت نمود و کودتاچیان بازداشت شدند ولی مصدق در برابر آنها روش کوبنده ای اتخاذ نکرد و مدتی بعد با وساطت دربار آنان را آزاد نمود . سرتیپ آریانا که یکی از عوامل مسلم کودتا بود چندی بعد بعنوان وابسته نظامی ایران به پاریس فرستاده شد .)29 (سرلشکر فضل الله زاهدی که سناتور بود بخاطر مصونیت پارلمانی در امان ماند و کانون افسران بازنشسته را به مرکز اصلی توطئه های ضد ملی مبدل کرد . برخی از افسران ارتش بازنشسته شدند و از دخالت در امور ارتش منع گردیدند .

     در 30 مهرماه 31 دولت تصمیم خود را مبنی بر قطع روابط سیاسی با دولت انگلستان اعلام کرد . محمدرضا شاه که می ترسید امنیت تاج و تخت او به خطر افتد با کمک« لویی هندرسن » سفیر کبیر امریکا سعی زیاد نمود تا از این امر جلوگیری نماید، اما این کوشش ها راه به جایی نبرد و طی یادداشتی از طرف دولت ایران به سفارت کبرای انگلستان قطع روابط رسماً ابلاغ شد « جان میدلتون » کاردار سفارت انگلیس و سایر اعضای این سفارتخانه ایران  را ترک کردند . دولت امریکا از قطع روابط ایران و انگلستان نگران شد . آچسن وزیر امور خارجه امریکا معتقد بود که ادامه اختلاف بین ایران و انگلستان موجب افزایش نفوذ کمونیست ها ( حزب توده ) و احتمالاً منجر به کشانده شدن ایران به پشت پرده آهنین خواهد شد . در چنین شرایطی نجات ایران بسیار دشوار خواهد بود .)30( در آبان ماه قانون امنیت اجتماعی به تصویب مصدق رسید . مطابق این قانون اعتصاب جرم شمرده می شد و هر کارفرما یا رئیس اداره حق داشت که کارگر یا کارمند را به اتهام تحریک و عصیان به سه ماه تا یکسال حبس یا تبعید بدون  استفاده از حقوق تهدید نماید . مصدق در دفاع از این لایحه گفت : « ... اگر این لایحه را نگذرانیم مجبوریم حکومت نظامی را ادامه دهیم . باید مخالفین را سر جای خود بنشانیم)31 (...» این قانون در مجلس به تصویب رسید .

    پس از قیام سی تیر 31 بتدریج اختلافات داخلی عمیق تر و گسترده تر می گردید . در مجلس بقایی و حائری زاده به مخالفت با مصدق پرداختند و آیت اله کاشانی نیز به آنان پیوست . اختلافات باعث شکسته شدن پوست ظاهری جبهه ی ملی گردید . در نیمه دوم مهرماه دکتر مصدق که دوره ی اختیارات شش ماهه اش پایان می پذیرفت تقاضای تمدید اختیارات به مدت یکسال را از مجلس شورای ملی نمود . کاشانی و عده ای از نمایندگان مجلس با آنان مخالفت کردند ولی سرانجام در دی ماه 31 این اختیارات به تصویب رسید . در اینزمان اختلافات به درون حزب توده نیز رسوخ نموده و این سازمان دیگر یکپارچه نبود . ولی حزب همچنان مصدق را نوکر سیاست امریکا  می نامید . حادثه آفرینی ها زد و خورد های  خونین و برخوردها بر سر اختلاف عقیده در دانشگاهها ، مدارس ، ادارات ، کارخانه ها ، همچنان ادامه داشت . در اواخر بهمن ایل بختیاری به سرپرستی ابوالقاسم بختیار با نیروهای نظامی به زد و خورد پرداخت . دخالت برخی از نمایندگان مخالف دولت و نیز عده ای از افسران باز نشسته در این ماجرا محرز بود . لذا در ششم اسفند سرلشکر زاهدی و نیز ابوالقاسم بختیاری دستگیر شدند ولی طبق معمول مماشات مصدق مانع از مجازات مسئولین این حادثه شد و مدتی بعد این دو آزاد شدند .

   در نهم اسفند همان سال توطئه دیگری برای قتل یا ساقط کردن مصدق از قدرت به اجرا درآمد . قرار بود که شاه در این تاریخ به عنوان معالجه و بدون سر و صدا از ایران خارج شده و به بغداد برود ولی شب نهم اسفند کاشانی به دیدن شاه رفته و از او   خواست تا در ایران بماند . مصدق که در 9 اسفند به کاخ شاه آمده بود در بازگشت به محاصره اوباش طرفدار شاه درآمد ولی بطور معجزه آسایی توانست از چنگ آنها گریخته و به ستاد ارتش برود . در اینزمان خانه مصدق نیز  محاصره شد . مصدق بعنوان وزیر دفاع احکام متعددی برای ایجاد نظم و امنیت صادر نمود و بلو او توطئه درهم شکسته شد . از آن پس پرده ها کنار رفت و صف ها مشخص شد . یاران قدیمی مصدق مثل حائری . بقایی . مکی و یوسف مشار آشکارا به دشمنی با وی پرداختند . کاشانی طی اعلامیه ای از شاه حمایت کرده و خروج او را از کشور باعث آشفتگی و اقدامی ندامت آمیز تلقی نمود.)32 (در اردیبهشت 32 حادثه دیگری روی داد و آن ربوده شدن و قتل سرتیب افشار طوسی رئیس شهربانی کل کشور بود . در این حادثه دکتر بقایی زاهدی و حتی پسر کاشانی متهم گردیدند . بقایی نماینده مجلس بود و وزیر دادگستری درخواست سلب مصونیت او را نمود ولی این درخواست تا انحلال مجلس هفدهم تصویب نشد . زاهدی نیز با موافقت کاشانی در مجلس متحصن شد . ربودن و قتل رئیس شهربانی در تضعیف اقتدار دولت تأثیر به سزایی داشت .)33 (

     فضل الله زاهدی ژنرال بازنشسته ارتش و عضو مجلس سنا بود ( در این زمان مجلس سنا تعطیل شده بود .)  وی در سال 1914 ( 1320 ش ) در هنگام حضور متفقین در ایران به اتهام شرکت در تهیه طرح یک حرکت همه جانبه علیه نیروهای متفقین در ایران از سوی انگلیسی ها بازداشت شده و در اراک زندانی شده بود ، در آنجا پایه دوستی زاهدی با کاشانی که او نیز دستگیر شده بود بنا شد . در سال 1328 به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد . اختلاف او با رزم آرا به پیروزی انتخابات تهران کمک کرد زیرا زاهدی از اعمال نفوذ رزم آرا در انتخابات تهران جلوگیری نمود و این امر رابطه ای دوستانه بین زاهدی و مصدق ایجاد نمود . بعد از قتل رزم آرا در کابینه ی حسین علاء وزیر کشور شد و در کابینه مصدق نیز همین سمت را داشت ولی به توطئه علیه مصدق پرداخته و پس از واقعه ی 23 تیر 30 مجبور به استعفا شد . برخی محققان بر این عقیده اند که تجدید فعالیت حزب توده و فروپاشی اقتدار نظامیان او را  به صف مخالفان مصدق ملحق نموده است .)34 (زاهدی و برادران رشیدی کمی بعد از 30 تیر توطئه  علیه نخست وزیر را آغاز کردند .

    در بهار و تابستان 32 حزب توده همچنان به تشکیل میتینگ و یا اعتصاب ادامه داد. وقتی دولت مصدق با مسئله کمبود ارز مواجه شد ، ارسال ارز برای همه ی دانشجویان ایرانی مقیم خارج چه فقیر و چه غنی با مشکل مواجه شد و برخلاف ادعای کیانوری که می گوید : « مصدق تنها ارز دانشجویان توده ای را قطع کرد . » هیچ گونه تبعیضی در این مورد اعمال نگشت . توده ایها این مشکلات را بهانه ای برای تشدید مبارزات تبلیغاتی و سیاسی خود بر ضد مصدق قرار دادند . نامه سرگشاده به نخست وزیر نوشتند و در سفارتخانه های مختلف تحصن کردند . در برابر آنها به تظاهرات پرداخته و میتینگ دادند و این جنجالها را به جلسات  اتحادیه دانشجویان ایرانی هم کشاندند .)35 (چند هزار کارگر راه آهن تهران که تحت رهبری حزب توده اتحادیه بزرگی داشتند در قیام 30 تیر شرکت نکردند ولی همین کارگران به دستور حزب توده چند ماهی پس از اعتصاب یکپارچه و نیرومندی بر ضد دولت مصدق را آغاز کردند . کارخانه دخانیات 1500 کارگر داشت که در دست سندیکای حزب توده بود . این کارخانه یکی از پایه های اصلی درآمد دولت ایران بود ، چنانکه یک روز اعتصاب آن سرنوشت دولت مؤثر بود . اینها نیز چند ماه پس از سی تیر بر ضد دولت مصدق دست اعتصاب زدند . در شهرستانها نیز بخصوص بهشهر . شاهی و چالوس و سایر نقاط کارگران اعتصابات متعددی بر پا کردند که جز ضرر برای نهضت ملی حاصلی نداشت .)36 (

    در روز سی تیر 1332 به مناسبت سالروز قیام سی تیر سال 31 ،  میتینگ ها و تظاهرات وسیعی بعنوان تجلیل از قیام مزبور و پشتیبانی از مصدق انجام شد . در تهران تظاهرات سازمانهای سیاسی بطور جداگانه صورت گرفت . صبح افراد حزب ایران ، نیروی سوم و دیگر دستجات طرفدار دولت و عصر جمعیت ملی مبارزه با استعمار و افراد حزب توده هر دو دسته شرکت کنند گان در میتینگ های صبح و عصر خواستار انحلال فوری مجلس هفدهم بودند . سالها بعد دکتر غلامحسین صدیقی استاد دانشگاه و وزیر کشور دولت مصدق درباره ی تظاهرات سی تیر 32 چنین اظهار نظر کرد :   « به نظر من خمیر مایه ی حرکت 28 مرداد در سی تیر آماده شده بود زیرا مردم  از کلیه طبقات طرفدار مصدق بودند ولی خلیل ملکی و عده ای دیگر اصرار  می کردند که عناصر وابسته به حزب توده در یک تظاهر جدا گانه شرکت کنند و  ملیون  در یک زمان دیـگر . در نتیجه یک نیم روز چپ ها با نظـــم و ترتیب  خاصـی و  قدرت تشکیلاتی فراوان و یک نیم روز ، عناصر ملــی با  ضعف   تشکیلاتی دست به تظاهـــرات زدند و تقسیم قـــوا  نشانه ای بوجودآورد که دولتهای غربی در ارزیابی قدرت  دولت مصدق به تضعیف پایـــگاه دولت  معتقد شوند زیــرا تظاهـرات توده ای چند برابر طرفداران نهضت ملــی بود و   دولت انگلیس توانست نظر موافق امریکا را برای آغاز یک حرکت ضد ملی   در ایران آماده سازد . »

امریکا تظاهرات سی تیر 32 را نشانه ی قدرت و نفوذ کمونیست ها در ایران اعلام کرد و برای توجیه کودتا از آن سود جست . )37 (

  در روز پنجم مرداد 32 دکتر مصدق طی پیامی از رادیو خطاب به ملت ایران درباره ی مراجعه به آراء عمومی در زمینه ابقاء یا انحلال مجلس هفدهم فرستاد و از مردم خواست درباره ی انحلال یا ابقای مجلس صریحاً ابراز عقیده نماید و تکلیف دولت او را روشن نمایند . این اقدام برای تعیین تکلیف مجلس بود که به صورت پایگاه توطئه چینان در آمده بود . البته برخی از رهبران جبهه ملی و هواداران دولت از جمله خلیل ملکی با این رفراندوم موافق نبود . در 12 و 18 مرداد مردم تهران و شهرستانها در رفراندوم شرکت کردند و با اکثریت قریب به اتفاق به انحلال مجلس هفدهم رأی دادند . ژنرال آیزنهاور رئیس جمهور امریکا از انحلال مجلس هفدهم ابراز نگرانی کرده و این واقعه را نشانه ی نزدیک تر شدن مصدق به کمونیست ها دانست .)38( مخالفین دولت از جمله مظفر بقایی دولت را به اعمال نفوذ و تقلب در رفراندوم متهم کردند .)39( پس از تعطیلی مجلس ، زاهدی که تا آنزمان تحت حمایت کاشانی در مجلس متحصن شده بود با حمایت دکتر معظمی از مجلس خارج شده و مخفی گردید .

      همانطور که قبلاً اشاره شد دولت امریکا از سال 1948 عملیاتی را با رمز « بدامن » برای مقابله با شوروی و حزب توده در ایران آغاز کرده بود . پس از نخست وزیری چرچیل در انگلستان و قطع روابط ایران و این کشور در پائیز 31 دولت محافظه کار انگلستان طرح کودتا را که قبلاً طرحهایی برای آن ارائه شده بود برای سرنگون کردن دولت مصدق بطور جدی دنبال کرد و موفق شد امریکا را نیز در این نقشه وارد نماید . امریکا در طول یکسال پیش از کودتا از طریق بدامن توانسته بود پایگاههای مردمی دولت مصدق را تضعیف کرده و زمینه کودتا را فراهم نماید . در شبکه امریکای سرپرستی توطئه با دو تن ایرانی با نام های رمز « نرن » و « سیلی » بود . مدیر سیا در بخش خاورمیانه همراه با کرمیت روزولت و سازمان جاسوسی MI6ترتیب عملیات کودتا با نام طرح آژاکس را فراهم نمودند . برادران رشیدیان نیز جاسوس نیم جاسوسی I MI6 بودند . فرماندهی عملیات به روزولت سپرده شده بود . اولین اقدام برای پیاده کردن طرحهای آژاکس تماس و ملاقات با محمدرضا شاه و آماده کردن او برای همکاری بود . شاه تا آن موقع توطئه های چندی برای برانداختن دولت دکتر مصدق ترتیب داده بود ولی هیچکدام به نتیجه نرسیده بود. در 11 مرداد ژنرال نورمن شوارتسکف امریکایی با دو چمدان محتوی چند میلیون دلار به ایران آمد . وی فرستاده سیا بود که به بهانه جهانگردی به ایران سفر کرد او شاه را از پشتیبانی کامل انگلستان و امریکا مطمئن ساخت و او را برای همکاری با روزولت آماده نمود . در روزهای بعد شاه در ملاقات با روزولت درباره ی صدور فرمان نخست وزیری زاهدی  موافقت می نماید . قرار می شود پس از امضای فرمان عزل مصدق و انتخاب زاهدی به سواحل مازندران سفر کرده و در انتظار کودتا بماند .

    روز بیستم مرداد نتیجه رفراندوم اعلام گردید . در همین روز شاه و همسرش ثریا به مازندران پرواز کردند . در این کودتا چون امیدی به همکاری واحدهای نظامی پادگان تهران نبود در صدد جلب همکاری سرهنگ تیمور بختیار فرمانده تیپ زرهی کرمانشاه و سرتیپ محمد دلو فرمانده لشکر اصفهان برآمد . طبق طرح عملیات قرار بود کودتا در نیمه شب 24 مرداد انجام شود . از اوایل مرداد روزنامه های تهران اخبار و مطالب گوناگونی درباره ی تشدید فعالیت توطئه چینان و عوامل دربار منتشر کردند . اقدامات سران حزب توده در روزهای پیش از کودتا از انتشار مطالب و بیانیه های هشدار دهنده تجاوز نکرد.)40(ولی اعضای حزب مدعی اند که در ساعت 5/10 23 مرداد جزئیات نقشه کودتا و اسم فرماندهان و مأموریت های آنان بوسیله حزب به شخص مصدق اطلاع داده شده و مصدق به محض اطلاع از جریان امر دستور آماده باش و رسیدگی به ستاد ارتش و سایر مراجع انتظامی را صادر کرد . کودتاچیان به قصد غافلگیر نمودن دولت ساعت یازده شب اقدام کردند . دکتر فاطمی وزیر خارجه و نیز نفر دیگر را توقیف کرده و به سعد آباد بردند اما به دستگیری رئیس ستاد توفیق نیافتند . عده ای دیگر سیم های تلفن ستاد ارتش را قطع نموده و تلفنخانه بازار را اشغال نمودند ساعت نیم بعد از نیمه شب سرهنگ نصیری به بهانه تقدیم یک نامه محرمانه از طرف شاه به خانه نخست وزیر رفت . نامه ی او حکم برکناری مصدق بود . مصدق دستور دستگیری او را صادر نمود .41))

پس از شکست کودتا شاه و همسرش که در مازندران به سر می بردند به عراق پرواز کردند . توده ایها مدعی اند که مصدق از پرواز شاه در تاریخ 25 مرداد از رامسر مطلع شده و در پاسخ به تقاضای فرمانده نیروی هوایی که خواسته بود هواپیما را مجبور به فرود کرده یا در آسمان سرنگون کند گفته است : « بگذارید برود . » ولی سرهنگ نجاتی که خود افسر نیروی هوایی بود این ادعا را بی پایه می داند زیرا در آن زمان حتی در فرودگاههای بزرگ کشور ارتباط با بی سیم برقرار نشده بود چه رسد به فرودگاه کوچک و بدون تجهیزات رامسر .خود شاه هم خبر شکست کودتا را از رادیو تهران شنید . هیچ کس هم از مسیر و مقصد پرواز شاه اطلاع نداشت .(42)

     در 25 مرداد هم زمان با فرار شاه از کشور طرفداران حزب توده به خیابان ها ریختند و مجسمه شاه و رضا شاه پایین کشیده و خواستار حکومت جمهوری شدند . در برخی از شهرها تظاهر کنندگان حزب توده ساختمان های شهرداری را اشغال نموده و پرچم های سرخ برافراشتند . چنین به نظر می رسید که شکست سلطنت طلبان ، پیروزی کمونیست ها را به ارمغان آورده است تا پیروزی ملی گرایان را .(43)مارک گازیوروسکی محقق امریکایی در این زمینه می نویسد : « در خلال این رویدادها نرن و سیلی « جاسوسان ایرانی امریکا » دستجات متعددی را اجیر کرده و در 26 مرداد با سر دادن شعارهای حزب توده و حمل آرم هایی که در آنها شاه تقبیح شده بود در خیابانهای تهران به راهپیمایی پرداختند این جمعیت توده ای قلابی وظیفه داشتند که با ایجاد بیم و هراس از خطر به قدرت رسیدن توده ایها موقعیت زاهدی را تقویت نمایند . »(44)کیانوری ادعای گازیوروسکی را در مورد شرکت توده ایهای بدلی در تظاهرات 26 و27 مرداد رد می کند .(45) تظاهر کنندگان توده ای تا آخر شب و روز 27 مرداد در تظاهرات شرکت کردند . پس ازملاقات مصدق با لویی هندرسون « سفیر امریکا در ایران » که طی آن هندرسون  مصدق را تهدید نموده بود نخست وزیر دستور سرکوب شدید تظاهر کنندگان را صادر نمود و این میدان را از هوادارانش خالی کرد . لویی هندرسون مأموریت داشت تا مصدق را وحشت زده کرده و به او التیماتوم دهد که اگر جلوی مخالفت مردم با امریکا گرفته نشود امریکا تمام وابستگان خود را از ایران فرا خواهد خواند .(46)   هندرسون به مصدق تکلیف کناره گیری نمود ولی مصدق با لحن تندی او را از خانه ی خود بیرون کرده و اعلام کرد که فردا با امریکا قطع رابطه خواهد نمود .(47) در طی روزهای 25 تا 28 مرداد حزب توده کوشش خود را مصروف تأمین فعالیت علنی حزب ساخته بود و    روزنامه ی  مردم ارگان حزب آزادانه در خیابانها به فروش می رسید و در عین حال بر سر اختلاف شعار « مصدق پیروز است » که طرفداران مصدق سر می دادند و « ملت پیروز است » که پیروان حزب توده عنوان می کردند به زد و خورد و منازعه نیز پرداختند . دولت فعالانه از توسعه ی تظاهرات مردم جلوگیری نمود .(48)حزب توده می خواست بی درنگ القای سلطنت و اعلام جمهوری به رفراندوم گذاشته شود و برای تغییر قانون اساسی مجلس مؤسسان تشکیل شود . حال آنکه مصدق و یارانش با اساس سلطنت مخالفتی نداشتند و فراکسون نهضت ملی در 27 مرداد تصمیم گرفت که شورای سلطنت تشکیل شود تا بعد تکلیف شاه روشن شود .(49)بعد از ظهر 27 مرداد فرمانداری نظامی به فرمان مصدق دستور ختم تظاهرات خیابانی را اعلام کرد و غروب آن روز پاسبانان و مأمورین انتظامی به دستجات پراکنده حزب توده که در خیابانهای مختلف تجمع کرده و خواستار برقراری رژیم جمهوری دموکراتیک شده بودند حمله کردند . در این موقع گروههای کوچکی از چاقوکشان به سردستگی طیب و حسین رمضان یخی به شعار زنده باد شاه پرداختند و مأمورین انتظامی هم با آنان هم آواز گشته و تظاهر کنندگان را پراکنده ساختند.(50)

     مقارن نیمه شب 27 مرداد مأمورین انتظامی به قرارگاههای خود بازگشتند . سران حزب توده نیز اعضای خود را از خیابانهای تهران فرا خواندند . در روز چهارشنبه بسیاری از افراد پلیس به صف مخالفین پیوستند . خیابانها تخلیه شد و بدین ترتیب نیرویی برای مقابله با طرفداران زاهدی که روز 28 مرداد در خیابانها بودند وجود نداشت .(51)بنا به ادعای رهبران حزب توده ستاد  کودتا در سفارت امریکا بود و نقشه کودتا از دیدگاه افسران و سازمان نظامی حزب به دور مانده بود به همین جهت حزب توده مقرر می کرد که کودتا چیان صحنه عملیات خود را به شهرستانها منتقل ساخته اند اما صحنه اصلی کودتا هنوز در شهر تهران بود .(52)کودتای 28 مرداد با حضور مزدوران و اوباش مجهز به چوب و چماق در خیابانهای تهران و شمیران ن آغاز شد . مهاجمین در حالی که چند کامیون پاسبان و سربازان پیشاپیش آنها حرکت می کردند به حزب ایران و دفتر روزنامه باختر حمله کرد . آن را به آتش کشیدند . ساختمان روزنامه شهباز متعلق به حزب توده نیز دستخوش حمله م حریق مهاجمان شد . در خیابانهای نادری و شاه آباد عده ای از زنان    بد کاره به سردستگی ملکه اعتضادی در حالی که عکسهای شاه را در دست داشتند و زنده باد شاه می گفتند به صف اوباشان ملحق شدند . ساعت یک بعد از ظهر پس از اشغال مرکز فرستنده رادیو تهران آماده حمله به خانه نخست وزیر شدند . مصدق که توطئه های چندی را پشت سر گذاشته بود پس از سرکوب کودتای 25 مرداد به تظاهرات مشتی اوباش در 28 مرداد اهمیت نمی داد . رئیس ستاد ارتش . فرماندار نظامی و رئیس شهربانی نخست وزیر را مطمئن ساخته بود که اوضاع زیر کنترل آنهاست . سرتیپ محمد دفتری ( برادر زاده مصدق ) به افسران و افراد شهربانی دستور داد تا متعرض آشوب گران نشوند و در تظاهرات به نفع شاه با آنها هم آواز شدند . (53)تنها مقاومت جدی که در برابر کودتا چیان نشان داده شد از طرف گارد محافظ خانه مصدق بود . افراد گارد به فرماندهی سرهنگ ممتاز تا ساعت 5/7 بعد از ظهر سرسختانه جنگیدند تا اینکه مصدق که از خیانت اطرافیان خود مطلع شده بود به منظور پایان دادن به خون ریزیها دستور ختم آن را صادر کرد . بدین ترتیب در پایان روز 28 مرداد مهاجمین پیروز گشته مصدق دستگیر می شود و دولت ملی مصدق با کودتایی امریکایی انگلیسی ساقط می شود .

 پا نوشتهاي فصل سوم :

1-سيد عليرضا  ازغندي ، « تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران » ، تهران : انتشارات سمت ، چاپ   دوم ، 1383 ، ص310 .

2-محمد ابراهيم امير تيمور ، « ناگفته هايي از دولت مصدق »  ، تهران : مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر    ، 1380 ، صص27-26.

3- يرواند آبراهاميان ، « ايران بين دو انقلاب » ، ترجمه احمد گل محمدي ،تهران : نشر ني ، چاپ    هفتم ، 1381 ، صص393-392 .

4-همان منبع ، صص398-394 .

5- محمد ابراهيم  اميرتيمور ، همان منبع ، صص26-24 .

6-غلامرضا نجاتي  ، « جنبش ملي شدن نفت » ، تهران : شركت انتشار ، چاپ پنجم ، 1368 ،    ص296 . 

7- جامي ، «گذشته چراغ راه آينده است» ، تهران : انتشارات ققنوس ، چاپ هفتم ، 1381 ، ص565 .

8- گازيوروسكي ، مارك ، « كودتاي 28 مرداد » ، ترجمه غلامرضا نجاتي ، تهران : شركت انتشار ،    1367 ، صص28-27.

9- غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، صص181-179 .

10- محمد ابراهيم  اميرتيمور ، همان منبع ، صص48-40 .

11- غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، ص282 .

12-عبداله  برهان ، « كارنامه حزب توده و راز سقوط مصدق » ، جلد دوم ، تهران : نشر علم ، 1378 ،     ص38.

13- محمد ابراهيم  اميرتيمور ، همان منبع ، صص40-33 .

14-غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، ص283 .

15- يرواند آبراهاميان ،همان منبع ، صص399-398 .

16-جامي ، همان منبع ، ص560  . همچنين  مظفر بقائي،« خاطرات دكتر مظفر بقائي » ، تهران : نشر     علم ، چاپ دوم ، 1383، ص11 .

17-غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، صص219-217 .

18-عبداله  برهان ،  همان منبع ، صص36-35 .

19-جامي ، همان منبع ، صص572-570 .

20- همان منبع ، ص576 .

21-عبداله  برهان ،  همان منبع ، ص27 .

22- غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، ص227 . همچنين جامي ، همان منبع ، ص577 .

23- مظفر بقائي ، همان منبع ، ص 289 .

24- عبداله  برهان ،  همان منبع ، صص18-17 .

25-مظفر بقائي ، همان منبع ، صص299-298 .

26- غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، ص233 .

27- عبداله  برهان ،  همان منبع ، ص40 . غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، ص252 .

28- مظفر بقائي ، همان منبع ، ص 516 . جامي ، همان منبع ، ص584 .29- جامي ، همان منبع ، ص586 .

30-غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، ص241 .

31- مظفر بقائي ، همان منبع ، ص 267 .  جامي ، همان منبع ، ص590 .32- غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، صص268-263 .

33- همان منبع ، ص274 .

34-  مارك گازيوروسكي ،همان منبع ، صص23-22 .

35- عبداله  برهان ،  همان منبع ، ص449 .

36-  همان منبع ، ص153 .

37- يرواند آبراهاميان ،همان منبع ، صص395-394 . غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ،      صص302-301  .

38-غلامرضا نجاتي  ،همان منبع ، صص306-303 .

39- مظفر بقائي ، همان منبع ، ص256 .

40- غلامرضا نجاتي ، همان منبع ، صص390-330 .

41- جامي ، همان منبع ، ص613 .

42- عبداله  برهان ،  همان منبع ، صص173-172 .

43- يرواند آبراهاميان ،همان منبع ، ص399 .

44- مارك گازيوروسكي ،همان منبع ، صص36-35 .

45- نورالدين كيانوري ، « خاطرات نورالدين كيانوري » ، تهران : انتشارات اطلاعات ، چاپ دوم ،        1372، ص271 .

46- همان منبع ، ص275 .

47- جامي ، همان منبع ، ص 617 .

48- - همان منبع ، ص621-620 .

49- - همان منبع ، ص616 .

50- غلامرضا نجاتي ، همان منبع ، ص432 .

51- مارك گازيوروسكي ،همان منبع ، ص36 .

52- جامي ، همان منبع ، ص621 .

53-  غلامرضا نجاتي ، همان منبع ، صص441-437 .

فصل چهارم : بررسی و تحلیل عملکرد حزب توده در کودتای 28 مرداد و نگاهی اجمالی به وضعیت حزب توده تا انحلال آن

    کیانوری در خاطرات خود مطالبی را مطرح می نماید که برای روشن شدن عملکرد حزب توده در این رویداد به بیان برخی از این مطالب و سپس بررسی آنها می پردازیم . وی        می نویسد که بعد از فرار شاه حزب توده شعار جمهوری دموکراتیک را مطرح کرده و از دکتر مصدق خواست تا اعلام جمهوری کند . این شعار باعث شد که عده ای تصور کنند حزب توده می خواهد یک دموکراسی توده ای مانند اروپای شرقی ایجاد نماید و همین شعار وسیله ای شد برای تبلیغ علیه حزب . نظر حزب این بود که مسئله سلطنت یا جمهوری به رفراندوم گذاشته شود . عوامل توطئه مصدق را به شدت ترسانیدند . مصدق که وحشتزده شده بود به فرمانداری تهران دستور داد تا تظاهرات حزب توده را سرکوب کنند و از 27 مرداد این دستور به اجرا گذاشته شد . در این روز نزدیک به 600 نفر از افراد و مسئولین و کادرهای حزب دستگیر شدند و این امر ضربه ی بزرگی بر ارتباطات حزب وارد     ساخت .(1)ولی حقیقت این است که مصدق در 27 مرداد وحشت زده نشد بلکه از افراط کاری حزب توده به تنگ آمد . با این وجود دستور نداد که تظاهرات حزب توده را سرکوب کنند . دستور مصدق مبنی بر منع تظاهرات برای تمام احزاب و جمعیت ها بود . تنها حزبی که به دستورات دولت اهمیت نداد و علیرغم دستور مؤکد دولت جهت حفظ آرامش به تظاهرات پرداخت حزب توده بود . صدور دستورات غلاظ و شدّاد از سوی مصدق ساخته نبود بلکه سرتیپ مدبّر رئیس شهربانی کل کشور که دو سره بازی می کرد و با کودتاچیان زد و بندهای محرمانه داشت برای نشان دادن وضع بحرانی مملکت دستور منع تظاهرات مصدق را به شدت عمل تبدیل نمود .

   در بازداشت رقم 600 نفر نیز غلوّ شده است به همین تعداد خاص توده ایها نبود و در هیچ جا خبر بازداشت حدود600 نفر در 27 مرداد گزارش نشده است اگر هم این رقم صحیح باشد به گفته کیانوری 25 هزار نیروی کارگری در کارخانه ها و سازمانهای مخفی تهران آماده بودند که توان بازدارندگی در مقابله با هر قدرت خارجی را داشتند و این 600 نفر کوچکترین تأثیری در حیطه ی عمل آن نمی داشت . (2)بر خلاف نوشته کیانوری ، دکتر فاطمی درباره ی انحلال سلطنت نه گفت و نه نوشت . فاطمی خواهان برکناری محمدرضا شاه از سلطنت و محاکمه و مجازات او بود .(3 )کیانوری همچنین مدعی می شود که پس از دستگیری آن 600 نفر ارتباطات ما با بدنه ی حزب به شدت مختل شده و آنها تنها از صبح 28 مرداد از کودتا مطلع می شوند . تصور آنان این بود که کودتا به وسیله ی واحدهای نظامی شروع خواهد شد و آنها از پادگانها به راه می افتند . بعلاوه اطلاعات قبلی مبنی بر اینکه کودتاچیان می خواهند دولت زاهدی را در اصفهان تشکیل دهند این فکر در آنان ایجاد کرده بود که حداقل در آن چند روزه اتفاقی در تهران رخ نخواهد داد ولی ناگهان مطلع می شوند که کودتا توسط اوباش شروع شده و آنها حمله در شهر آغاز کرده اند . آنها در صدد مقابله با کودتا بر می آیند ولی با توجه به دستور روز قبل مصدق دایر بر سرکوبی تظاهرات ضد شاه و اعمال وحشیانه ی پلیس و فرمانداری نظامی ، قرار می شود که با مصدق تماس بگیرند . در ادامه کیانوری ادعا می کند که چند بار با مصدق تلفنی صحبت کرده است . در دو بار اول مصدق از آنها خواسته است که دخالت نکنند و این جریان بی اهمیت به زودی تمام می شود ولی حوالی ساعت 2 بعد از ظهر که برای بار سوم با مصدق تماس گرفته می شود وی که از خیانت اطرافیانش مطلع شده از آنها خواسته است که هر طور که خود صلاح می دانند عمل کنند . (4)

     بابک امیر خسروی که خود از رهبران حزب توده بود این اظهارات کیانوری را ساختگی می داند زیرا مصدق تا ساعت 5/3 هنوز به اقدامات سرتیپ دفتری و ریاحی چشم دوخته بود و محال است که در ساعت 2 این جملات را گفته باشد وانگهی مصدق با جنگ و برادر کشی مخالف بود و دستور قطع تیر اندازی داد و ممکن نیست که به رهبری حزب توده بگویید که : « هر طوری که می خواهید عمل کنید . » از سوی دیگر مصدق به خاطر کارشکنی حزب و تجربیات 3 ساله ی رهبری آن ، به دیده ی توده نفتی به آنان می نگریست و نمی توانست از آنان این چنین طلب کمک کند . (5)اگر حزب یک دهم نیروهای خود را در جریان کودتا منسجم نموده و به کارزار می فرستاد براحتی می توانست اراذل و فواحش را در همان ساعات اولیه پراکنده سازد ولی اینگونه نشد . حتی سازمان افسران حزب توده به پیروزی از رهبری حزب بدون آنکه طرح و برنامه ای داشته باشد به نظاره ایستاد . تنها محدودی از اعضای سازمان افسران به ابتکار و تصمیم خودشان وارد عمل شدند از جمله ستوان علی اشرف شجاعیان که به مقابله با کودتاچیان پرداخت . برخی از اعضا سازمان که در خیابانهای شهر و در پست خود بودند ناخواسته و از روی اجبار در اختیار کودتاچیان قرار می گیرند ، مانند تانک هایی که به فرماندهی ستوان یکم زرهی ، ایرج ایروانی در خیابان های تهران سرگردان بودند . دیگر اعضاء در انتظار دستور هیئت اجرائیه سازمان بودند و هیئت اجرائیه نیز در انتظار دستور رهبری حزب ماند . چرا به رغم هشدارهای قبلی مبنی بر انجام کودتای دیگری پس از شکست کودتای 25 مرداد شبکه،  تشکیلاتی را فعال نگه نداشت ؟ چرا هنگامی که در همان نخستین ساعات 28 مرداد که نشانه ای از سرکوب اوباش و ولگردان توسط مأموران انتظامی دیده نشد اقدامی مستقلاً به عمل نیاوردند ؟    بیژن جزنی در ارزیابی کودتای 28 مرداد و عملکرد حزب توده به این نکته اشاره    می کند که رهبری حزب توده گمان می کرد که 28 مرداد فقط شکستی برای جنبش ملی و بویژه برای مصدق و جبهه ملی بود و حزب و سازمانهای مخفی آن خواهند توانست به مبارزه ادامه دهند . نتیجه این طرز تفکر در پیش گرفتن سیاستی غیر فعال و تسلیم طلبانه در مقابل کودتا بود .(6 )اگر رهبری حزب به موقع و به درستی عمل می کرد لااقل تسلط کودتاچیان به آن سهولت در شهر تهران امکان پذیر نبود . لیکن رهبری حزب گرانبها ترین موقعیت و مساعد ترین فرصت را از دست داد و هیئت اجرائیه آن قدر در اتخاذ تصمیم دست به دست کرد که در عرض پند ساعت تظاهراتی که با پیشکسوتی چاقو کشان ، فواحش و پشتیبانی واحدهای کودتاچی آغاز گردیده بود بدون برخورد با کوچکترین مانعی با سقوط حکومت ملی و استقرار دیکتاتوری نظامی پایان یافت .(7)

   بابک امیر خسروی معتقد است که اگر حزب توده رهبری کاردان و آزموده ای داشت می توانست در یک پیکار هماهنگ و همزمان با اشغال نقاط حساس پایتخت توسط واحدهای تحت فرماندهی سرگرد رستمی با همکاری سایر افسران رزمی سازمان نظامی ئ نشاندن سرتیپ ریاحی بر مسند ریاست ارتش و رهایی دکتر مصدق از توقیف گاه او در باشگاه افسران ( پس از کودتا ) و هجوم توده ای ها به خیابان تحت شعار « یا مرگ یا مصدق » اوضاع را دگرگون سازد . چه کسی باور می کند رهبری حزب و سازمان نظامی از حضور سرگرد رستمی و ستون تحت فرماندهی او در تهران با خبر نبودند .  پس از اول شهریور که بر اثر تلاشهای او ارتباط با وی برقرار می شود باز هم برای عملیات ضربتی در تهران طرحی آماده می شود . آن روزها رژیم کودتا بسیار شکننده بود . ستون تحت فرماندهی سرگرد رستمی از ساعت 3 بعدازظهر 29 مرداد در پادگان عشرت آباد مستقر شده واحدهای او در تمام کلانتری ها از تجریش تا بی سیم نجف آباد امور انتظامی را بدست داشتند و حفاظت نقاط حساس پایتخت از جمله کارخانه برق ژاله به او سپرده شده بود . در صورت سازماندهی شایسته و استفاده از همه ی امکانات مقاومت در برابر رژیم شکننده کودتا امکان پذیر بود .(8)   پس از کودتای 28 مرداد ذهنیت هیئت اجرائیه بویژه کیانوری این بود که رژیم نظامی برآمده از کودتا نظیر حکومت متزلزل و چند روزه ی احمد قوام است ، لذا کافی است که پیشاهنگی ابتکار عملیات را بدست گیرد و با اقدام به برخی عملیات نمایشی تهییج آمیز مردم را که تصور می شد آماده به قیامند به هیجان در آورد سی تیر دیگری آفریده و رژیم کودتا را ساقط نمود . حال آنکه 28 مرداد 30 تیر نبود بدان سبب که اتحاد و یگانگی نیروهای اصلی جبهه ملی از بین رفته و جای خود را به دشمن داده بود و دیگر آن شور و از خود گذشتگی پیشین نبود . در آن روزها کادرهای حزب بویژه سازمان نظامی از ندانم کاری و بی عرضگی هیئت اجرائیه در 28 مرداد به شدت خشمگین بوده و پیوسته رهبری حزب را تحت فشار قرار می دادند که به اقدامات جدی دست بزنند .(9)پس از کودتا ، کمیته مرکزی حزب دچار آشفتگی شدیدی شد . رهبری به علت عدم شناخت ماهیت حکومت سرلشکر زاهدی نه فقط در حفظ ما و سازمانهای حزبی و مصون داشتن آنها از تعقیب و فشار پلیس اقدامی جدی به عمل نیاوردند بلکه به برپا کردن متینگ های موزه ای و پخش ترا کت و فروش روزنامه و غیره پرداخته و کودتا را نظیر تغییر کابینه معمولی تلقی کردند ولی فرمانداری نظامی با حداکثر استفاده از سهل انگاری و غفلت رهبران حزب به   کامیابی های بزرگ دست یافت .(10)

     پس از کودتا کمیته مرکزی حزب نشریه ی « درباره 28 مرداد » را منتشر کرد و یکی از عوامل اصلی شکست نهضت را آن دانست که مصدق از اعلام رسمیت حزب توده و قانونی بودن آن مصرانه خودداری نمود و از فعالیت آزاد سندیکاهای کارگری جلوگیری کرد. از تبلیغات ملی دموکراتیک و ضد درباری در ارتش ممانعت به عمل آورد ، لذا نهضت ضد استعماری مردم با شکست مواجه گردید . اما حقیقت جز این است . زیرا لااقل از 9 اسفند 31 حزب توده یک حزب نیمه علنی بود فقط کلوپ اسمی نداشت و سازمانهای مختلف تحت رهبری حزب در میان مردم فعالیت می کردند و شورای متحده مرکزی در مبارزات صنفی خود مشکلات زیادی نداشتند .(11) رهبران حزب پس از کودتا خود را از هر مسئولیتی مبرا ساخته و ادعا می کردند که چون در این مرحله از انقلاب ، رهبری بر عهده بورژوازی است و ما عهده دار مرحله دوم انقلاب هستیم لذا مسئولیت شکست نهضت ملی به گردن بورژوازی است .(12)حزب جرئت نکرد که علل واقعی و از جمله سکوت و موافقت ضمن شوروی را با جریان کودتا و عدم تمایل او را به داشتن نقش در مقابل آن فاش کند .(13) فریضه ای وجود دارد که شوروی از جریان کودتا مطلع بوده و با آن نوعی موافقت ضمن دانسته است و عمل باز دارند . کیانوری و هیئت اجرائیه ناشی از این جریان بوده است. گفته شده که وقتی 70 نفر از سازمان نظامی حزب توده محکوم به اعدام شدند سید ضیاء نزد شاه وساطت کرد و تیربارانها را پس  از 29 نفر متوقف کرد ، این نتیجه ی موافقتهایی بود که صورت گرفته بود .(14)  

       هر چند مبارزه مردم ایران برای ملی کردن نفت و خلع ید از شرکت نفت انگلیس در سراسر جهان بازتاب وسیعی داشت و در جهت هدفهای استراتژیک شوروی بود ولی با مقاصد تجاوز کارانه کر ملین هماهنگی نداشت . شورویها به هیچ وجه مایل به پیروزی ایران در مبارزه علیه انگلیس و امریکا نبودند زیرا وجود یک ایران مستقل و نیرومند را با اهداف و منافع خود مغایر می دانستند . سیاست دولت شوروی در برابر ملی کردن نفت و رفتار آن با دولت  دکتر مصدق و روش حزب توده درست در جهت اهداف و منافع انگلیس و امریکا بود . نظریه برخی مفسرین و نویسندگان ایرانی دایر بر وجود اختلاف  بین سیاست شوروی و روش حزب توده در برابر ملی کردن نفت و دولت مصدق قابل توجیه نیست . زیرا حزب توده بدون قید و شرط از سیاست دولت شوروی دفاع می کرد و هیچ قدمی مغایر با مشی سیاسی کر ملین بر نداشت . ریچارد کاتم استاد دانشگاه که در زمان حکومت مصدق مأمور خدمت در سفارت امریکا در ایران بود نوشته است : « ... غرب باید از تاکتیک شوروی در ایران بسیار سپاسگزار باشد(15)... »  از سال 32 تا 37 رژیم با یک رشته عملیات پلیسی سازمان زیرزمینی حزب توده را متلاشی و بیش از سه هزار عضو حزبی را دستگیر کرد ، گرچه بسیاری از اعضای رده ی پایین حزبی پس از اعتراضات رسمی به زودی آزاد شدند ، رهبران و اعضای نظامی حزب به شدت تنبیه مجازات شدند ، سازمان نظامی حزب توده کشف شد . با دستگیری سروان اخراجی عباسی که مدتها تحت تعقیب فرمانداری نظامی تهران بود 600 نفر از افسران وابسته به حزب دستگیر شده که به اعدام 27 تن از آنان منجر شد .(16) با کشف سازمان نظامی ستون فقرات حزب شکسته شد و در مدت کوتاهی چاپخانه های حزبی ، مخفیگاه ها و سلاحها به چنگ فرمانداری نظامی افتاد. از هیئت اجرائیه پنج نفری سه نفر یعنی دکتر یزدی بهرامی و علوی دستگیر و دو نفر بعدی کیانوری و جود ت به خارج از ایران گریختند . کیانوری به بغداد رفت و در سال 34 بعد از آنکه مسکو طی نامه ای از او خواست سریعاً به شوروی برود به آن کشور رفت . دکتر یزدی و بهرامی تنفر نامه نوشتند و از مرگ نجات یافته و به حبس ابد محکوم شدند می توان بهمن 34 را پایان یک دوره از فعالیت حزب توده و آغاز دوره مهاجرت نامید . 40 نفر از کادرهای حزب و 37 نفر از اعضای کادر سازمان نظامی از ایران خارج شدند . برخی به شوروی و برخی به اروپا رفتند .   در پایان سال 35 از صدها کادر برجسته حزب جز خسرو روزبه ، علی متقی و فرج اله میزانی کسی باقی نمانده بود با دستگیری خسرو روزبه که در اثر خیانت به دام فرمانداران نظامی تهران افتاد و اعدام او در اردیبهشت 37 سازمان حزب توده به معنای واقعی کلمه متلاشی شد و اجساد 38 از سازمان زیر زمینی مؤثر چیز زیادی باقی نمانده بود( 17 ) در سالهای بعد رهبری حزب توده در نتیجه پیری ، مرگ یا ترک رهبران حزب تضعیف شد .رهبران با تجربه ای مانند روستا کامبخش و نوشین در خارج از کشور درگذشتند . گروهی نیز از جمله آوانسیان بقراطی و امیر خیزی بیمار و ناتوان شدند پس از مرگ کامبخش ، نورالدین کیانوری به دبیر اولی حزب منصوب گشت . در طی سالهای بعد سه انشعاب در حزب ایجاد شد و باعث جدایی تعدادی از اعضای برجسته ی کمیته مرکزی شد.(18)پس از انقلاب اسلامی در ایران چند نفر از کادرهای حزب توده به ایران بازگشتند و رهبری حزب توده به داخل کشور منتقل شد . در طی سالهای 58 تا61 اعضای حزب به جاسوسی به نفع شوروی پرداختند و اطلاعات و اخبار را از درون نهادهای نظامی ایران که در حال جنگ با عراق بود جمع آوری کرده و در اختیار شوروی می گذاشتند که متحد سیاسی و نظامی عراق بود . کیانوری مدعی بود که منظور او از این کارها مقابله با کودتای احتمالی امریکا در ایران بوده است . از جمله فعالیتهای جاسوسی آنان پس از انقلاب تهیه اطلاعات مربوط به اف 14 در اصفهان و ارسال آن به شوروی بود . کیانوری در 12 بهمن 61 دستگیر و حزب توده در اردیبهشت 62 توسط نهادهای قضایی منحل شده و پرونده خیانت های آن بسته می شود .   والسلام                                                                      

پا نوشتهاي فصل چهارم :

 1- نورالدين كيانوري ، « خاطرات نورالدين كيانوري » ، تهران : انتشارات اطلاعات ، چاپ دوم ،    1372، ص269 .

2- عبداله  برهان ، « كارنامه حزب توده و راز سقوط مصدق » ، جلد دوم ، تهران : نشر علم ، 1378 ،    ص175 .

3- همان منبع ، صص213-212 .

4- نورالدين كيانوري ، همان منبع ، صص277-276 . همچنین احسان طبري ، « كژراهه » ، تهران :    انتشارات اميركبير ، چاپ سوم ، 1367 ، صص170-168 .

5-  بابك امير خسروي ،« نظر از درون به نقش حزب توده ايران » ، تهران : انتشارات اطلاعات ،    1375،صص746- 745 . 

6- محمد حسين  خسرو پناه ،« سازمان افسران حزب توده ايران » ، تهران : انتشارات شيرازه ،1377،    صص173-172 .

7- جامي ، «گذشته چراغ راه آينده است» ، تهران : انتشارات ققنوس ، چاپ هفتم ، 1381 ،ص632 .

8- بابك امير خسروي ، همان منبع ، صص758-757 .

9- بابك امير خسروي ، ، همان منبع ، صص751-750 .

10- همان منبع ، صص640-639 .

11-  جامی، همان منبع ، ص636 .

12- همان منبع ، ص625 .

13- احسان طبري ، همان منبع ،ص179 .

14- عبداله  برهان ، همان منبع ،ص300 .

15- غلامرضا نجاتي  ، « جنبش ملي شدن نفت » ، تهران : شركت انتشار ، چاپ پنجم ، 1368 ،      ص293 .

16- بابك امير خسروي ، ، همان منبع ، ص640 .

17- همان منبع ، صص872-870 . همچنین  يرواند آبراهاميان ، « ايران بين دو انقلاب » ، ترجمه     احمد گل محمدي ،تهران : نشر ني ، چاپ هفتم ، 1381 ، ص 340.

18- يرواند آبراهاميان ،همان منبع ، صص562-557 .

 نتيجه گيري

انقلاب مشروطه هر چند كه به رغم اغلب انديشمندان در مسير درستي هدايت نشد و در نهايت به رغم پيروزي اوليه برقراري پارلمان و حضور نمايندگان مردم در صحنه سياست گزاري به استبداد رضا خاني منتهي گرديد ولي چالشهاي فكري و تحولات عميق روحي و در پيكر جامعه ايران پدير آورد كه در نهايت به دگرانديشی و رواج انديشه هاي نو در ايران منجر شد . يكي از تاثيرات انقلاب مشروطه درايران شكل گيري احزاب سياسي در ايران مي دانند كه مدت كوتاهي بود . مورخان احزاب عاميون يا دموكرات ها و اعتداليون را در نخستين احزاب سياسي در ايران مي دانند كه مدت كوتاهي پس از انقلاب مشروطه تولد يافتند . بسياري ااز رهبران اين احزاب از تحصيلكردگان فرنگ بودند كه پس از يازگشت به ايران و مشاهده اوضاع پريشان كشور درصد تحولات اجتماعي فكري و سياسي در اين كشور برآمدند اينان مردم وطن خواهي بودند كه خواستار سربلندي و عزت ايران و ايرانيان بودند هر چند كه كارنامه برخي از اين افراد پاك و سفيد باقي نماند و لكه هايي از بي تدبيري يا وابستگي به بيگانه در آن مشاهده شد .

نوسازي كه رضا شاه در جامعه ايران آغاز كرد سبب شد طبق كارگر و كارمند و نيز ايجاد كارخانجات متعددي شد كه درسالهاي حكومت پهلوي دوم اين روند سرعت بيشتري يافت اين كارگران از وضعيت اقتصادي خوبي برخوردار نبودند زير سند يگاهاي كار گري و بيمه هاي اجتماعي هنوز شكل نگرفته بودند . از طرف ديگر عده زيادي از مردم به عنوان رعيت بر روي زمينهاي زمينداران بزرگ كار مي كردند و اينان نيز وضع مناسبي نداشتند . جنگ چهاني دوم وا شغال ايران توسط قوای خارجی مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را افزایش داد. تبلغات ضد دینی دوران رضا شاه نيز پيوند عده اي از مردم با اعتقادات سنتي را سست نموده بود اينها همه در پيدايش گسترش نفوذ حزب توده در ميان جامعه ايران تاثیر گذار بود تاسیس حزب توده در سال 1320 و پس از سقوط رضا شاه توسط متفقين صورت گرفت ولي محقيقي آن را به گونه ادامه حزب عاميون و احزاب كمونيستي مي دانند كه پس ازمشروطه تا تاثير پذيري از انقلاب كمونيستي روسيه در ايران تشكيل شده و حزب توده را به عنوان بزرگترين و متشكل ترين حزب سياسي در تاريخ ايران مي شناسد موسسين اين حزب اكثراً تحصيلكرده واز خانواده هاي متوسط يا بالاي شهري جامه ايران بودند بيشترين حوزه نفوذ حزب در آذربايجان و شمال ايران و نيز برخي كارخانجات شهرهاي بزرگ مثل اصفهان و تهران بود .

پس از شهريور 20 و سقوط حكومت رضاشاه آزادي نسبی  در ايران به وجود امد رهايي مردم از استبداد 16 ساله و از طرفي حضور بيگانگان در كشور گروههاي مختلف را در اين كشور به تكاپو واداشت . در اين ميان سه گروه عمده بوجود امدند يا وسعت يافتند . گروههاي اسلاحي گروههاي ملي و گروههاي كمونيستي . همه اينها در علاقه به كشور هم عقيده بودند و اين باعث اتحاد ميان اين نيروها گرديد به طوري كه در آغاز نهضت ملي شدن نفت اوج اين اتحاديه و همگرايي را شاهد هستيم هر چند كه به تدريج انديشه هاي تمامیت طلبي عده اي از رهبران گروهها باعث چند دستگي و تشتت آراء گرديده و نوزاد آزادي مرده متولد شد . پيش از نخست وزيري مصدق و زماني كه مساله ملي شدن نيفت دغدغه اصلي و مردم و روشنفكران بود حزب توده نيز براي ضربه زدن به امير پاليسم انگلستان داين نهضت وارد شده و به حمايت از ملي شدن نفت پرداخت ولي انديشه هاي برخي از رهبران اين حزب و نيز ارادت و نيز اطاعت خاص آنان از شوروي باعث شد كه ايشان از صف ميليون خارج گردد به خصوص زماني كه شوروي از ايران در خواست امتياز نفت شمال را نمودند و رهبران حزب توده به حمايت از اين درخواست برخاستند و حتي برخي از آنان با بي شرمي شمال ايران را حوزه امنيتي شوروي ناميدند .

پس از ملي شدن نفت و نخست وزير مصدق به دليل سياست و ممانعت و مداراي كه معتقد به گسترش آزاديهاي سياسي و اجتماعي بود حزب توده بسيار وسيع تر و گسترده تر از قبل گرديد و با جود آنكه فعاليت اين حزب همچنان غير قانوني بود ولي اعضاي آن درهمه جا حضور يافته و با انتشار روزنامهاي متعدد به تبليغ و گسترش انديشه ها خود در جامعه پرداختند . مقاله هاي پرشور و استادانه آنان سبب پيوستگي گروه كثيري از جوانان به حزب توده شد . تبليغات آنان خصوصاً  در ميان كارگران كارخانجات بزرگ بسيار موثر داشته است و سبب جذب آنان گرديده بود حزب در ميان ارتش نيز اعضا و هواداران زيادي يافت بدني گونه حزب توده در زمان نخست وزيري مصدق به عنوان يك اهرم فشار درآمده و رود انديشه ها گونااگون باعث انشعاب در حزب گرديده و اين امر در نهايت باعث جدايي عده اي از روشنفكران و صاحبان انديشه هاي مترقی از حزب كشته و آن را به سمت سرسپردگي به حكام شوروي برد. بسياري از اقداماتي كه حزب توده در زمان نخست وزيري مصدق انجام داد پريشاني اوضاع كشور را موجب شد اعضاي حزب بارها عليه مصدق يا كاشاني مقاله نوشته و يا كاريكاتور چاپ كردند و يا با اعتصابات و راهپيمايي ها با تضعيف حكومت مصدق پرداختند در حالي كه كشو به شدت از طرف بيگانگان و ايادي داخلی آنان تهديد مي شد رهبران حزب به جاي اتحاديه و انجام صفوف به انفراد و تفرقه مي پرداختند .

در رويداد كودتاي 28 مرداد حزب ميتوانست بسیار فعالتر  و مفيد تر عمل نمايد . آن گونه كه رهبران نهضت مي گويند بسياري از آنان از وقوع كودتا مطلع بودند حزب در ميان ارتش نيز نفوذ زيادي داشت . بسياري ز اعضاي سابق حزب توده در بررسی كارنامه اي حزب از عملكرد آن در جريان كودتاي 28 مرداد و پس از آن انتقادات شديدي كرده اند انان بر اين اعتقادند كه رهبران حذب مي توانستند در كنار مصدق قرار گرفته و به جاي توطئه و كارشكني عليه دولت او و به جاي به راه انداختن تظاهرات و اعتصابات ك فلج كننده اقتصاد كشور بود به همراهي با او بپردازند . اگر در روزهاي حكومت مصدف آنان از آزاديهاي سياسي سو استفاده نكرده وجو پرالتهابي را بر كشور حاكم نمي ساختند . طرفداران كودتا موفق به پيروزي سهل و آسان خود نمي شدند . تبليغات ضد دینی و شعارهای غير اخلاقي توده ايها در روزنامه ها يا تظاهرات مكرر آنان باعث پيدايش اين طرز تفكر در عامه مردم گرديده بود كه دولت مصدق قصد مبارزه با مذهب و روحانیت را دارد و کشور به دامن کمونیستها سقوط خواهد کرد باعث جدايي عده زيادي از هواداران سابق از گرد مصدق شده و هر چند كه عوامل متعدد ديگري نيز در اين امر دخيل بودند ولي نقش منفي حزب توده در اين ميان پررنگ تر از ساير عوامل جلوه كرده است .

در جمع بندي نمايي و براي نقش حزب توده در شكست نهضت ملي بايد اين نكات را ياد آوري نمود كه اين حزب توانست تحولات زيادي را در ايران ايجاد نمايد فعاليت هاي آن در كارخانجات و اعترضات و اعتصابات طراحي شده توسط اعضا و هواداران اين حزب در دوران پهلوي دوم و در نهايت توانست وضعيت كارگران را بهبود بخشد و رژيم را به ادامه اصلاحاتي و اقداماتي در زمينه بهبود معشيت مردم گرداند چرا كه شاه دريافته بود كه يك علت اساسي گرايش مردم به حزب توده شعارهاي عدالتخواهانه آنان و مشكلات اقتصادي مردم خصوصاً كارگراان و كشاورزان بوده است . به علاوه حزب توانست آگاهي هاي سياسي مردم را افزايش دهد عده زيادي رابه صحنه آورده و تحولات عميقي در جامعه ايجاد نمايد كه مي توان برخي از آنان را مثبت ارزيابي نمود . ولي متاسفانه در نهضت ملي نفت حزب توده نتوانست بازيگر خوبي باشد . اساسي استراتژي حزب توده بر جلوگيري از رشد سازمانهاي سياسي رقيب و درخشش چهره هاي ملي بود و گروههايي را كه با آن همخواني نداشت با خشونت حذف مي نمود اين روش باعث شد كه نه تنها در حمايت از مصدق و دولت او كمكي ننمايد بلك با اقدامات خودبه سقوط دولت ملي او در مدد  نمايد . يك حزب سياسي بايد در جامعه اتحاد و انسجام ايجاد نمايد و واسطه ا ي ميان مردم  و حكومت گردد و از پيدايش جامعه توده اي جلوگيري نمايد تا يك جامعه مدني ايدآل به ظهور برسد ولي متاسفانه حزب توده به اين رسالت بزرگ نپرداخت . امروزه طبق اسناد و مدارك متعدد ثابت گرديده كه يكي از علل اتحاديه امريكا با انگلستان و همراهي اين دو كشور براي ساقط نمود دولت مصدق ترس شديد امريكايي ها از گسترش كمونيسم بوده و حزب توده با تبليغات كمونيسيتي و حمله به اعتقادات مذهبي و شخصيت هاي روحاني به شدت به اين حشت دامن زد بگونه اي كه احساس مي شد كه ايران بزودي در آغوش شوروي قرار خواهد گرفت . كوتاي 28 مرداد فقط شكست نهضت ملي در ايران نبود بلكه شكست بزرگي براي حزب توده نيز بود چرا كه پس از كودتا رهبران و اعضاي حزب به سختی مجازات گشته و فعالیتهای آنها در داخل کشور تقریبا متوقف شد و از این بدتر برای آنان تخریب جبهه سياسي و اجتماعي آن در ميان توده مردم و حتي برخي از هوادران سابق آن بود هر چند كه حزب توده در خارج از كشرو به حيات خود ادامه داده پس از انقلاب و بازگشت به ايران سعي نمود با نزديك شدن به رهبري و انقلاب جاي پاي در ايران انقلابي بيايد ولي هيچگاه موفقيت لازم را كسب ننمود و نتوانست عضمت روزهاي گذشته را بازيابد و سرانجام با بر ملا شدن اقدامات جاسوسي آن درسال 62 براي هميشه از صحنه سياسي ايران محو شد با اميد به اينكه تمام سياستمدران ما از تاريخ درسهاي عبرت اموز را بيامورند و اشتباهات گذشتگان را تكرار ننمايند .

     « به اميد موفقيت تمام خدمتگزاران به وطن »

  تهيه و تنظيم :نرگس سينايي مقدم  سرگروه تاريخ