نگاه محوری کنوانسیون در دفاع از حقوق زنان:

وضعیت ناعادلانه و اسفبارزنان در طول تاریخ و رفتارهای ناروایی که همواره بر آنان اعمال شده است ، نقطه عزیمت کنوانسیون رفع تبعیض است. اما کنوانسیون برای خروج از این بحران و دست یابی جامعه زنان به امنیت و رفاه در سایه حفظ عزت و كرامت انسانی ، برنامه و شعار محوری خود را " برابری و تساوی زنان در همه شئون " معرفی می کند.نظریه تساوی و برابری زنان و مردان در همه شئون ، بر پذیرش یکی از دو گزاره زير مبتنی است:

الف)زنان و مردان هیچ تفاوت زیستی و طبیعی با یکدیگر ندارند . در حقیقت تفاوت های فیزیولوژیک موجود میان زن ومرد منشا زیستی و طبیعی ندارد بلکه معلول جبر زمانه است که در طول تاریخ به دست مردان بر ضد زنان اعمال شده است. در صورت پذیرش این نظریه یعنی تشابه و تساوی زن ومرد بدیهی ترین نتیجه آن ،برابری و تساوی زن و مرد درهمه شئون است زیرا این دیدگاه هیچگونه تفاوتی از نظر طبیعی و زیستی میان زن ومرد قائل نیست.

ب) اما نظریه "تساوی و برابری زن و مرد در همه شئون " را بر پایه گزاره دیگری نیز می توان بنا کرد و آن این است که "تفاوتهای زیستی وطبیعی (جنسی )" وجود دارد ، اما موجب تفاوت حقوق و قوانین نمی شود . به بیان دیگر تفاوتهای زیستی و طبیعی میان زن و مرد نباید بهانه ای برای تفاوتهای جنسیتی و تشریع و تقنین قوانین نابرابر شود.

اقسام نگرش های فمینیستی:فمینیسم جنبش فکری یگانه ای نیست تمام فمینیست ها معتقدند که بایستی فرو دستی زنان را فهمید و زنان را آزاد کرد اما در مورد دلایل این فرودستی یا چگونگی رسیدن به آزادی توافق ندارندبدین جهت نگرش های گوناگونی پدید آمدهاند که انها را به چهار دسته طبقه بندی می کنیم :

1-     نظریه لیبرالی یا اصلاح طلب:

     از نظر تاریخی فمینیسم لیبرالی به بحث درباره حقوق برابری زنان یعنی برخوردار شدن زنان از حقوق شهروندی همانند مردان مربوط بوده است. بنا بر استدلال انان زنان انسانند و مانند مردان از همان حقوق طبیعی لاینفک برخوردارند.جنس زن به حقوقش ارتباط ندارد . زنان از قابلیت قدرت و تعقل کامل برخوردارند واز این رو استحقاق تمام حقوق انسانی را دارند .

2-    فمینسیم مارکسیستی

این نگرش حاصل کوشش های زنان برای گسترش نظریه مارکسیستی است. به نحوی که برای فرو دستی و استثمار زنان در جوامع سرمایه داری توضیح بسنده یی ارائه دهد . اینها دلیل عمده ستمدیدگی زنان را باز داشتن زنان از تولید عمومی میدانند و معتقدند که مبارزه زنان برای رهایی جزء لاینفک پیکار پرولتاریا (طبقه کارگر )برای سرنگونی سرمایه داری است. اما در این نگرش توجه ندارند که میان منافع مردسالاری و سرمایه داری هیچ وجه مشترک ضروری و اجتناب ناپذیری وجود ندارد.

3-    نظریه فمینیستی رادیکال یا انقلابی:

اعتقاد اصلی فمینیست های رادیکال این است که نابرابریهای جنسیتی حاصل نظام مستقل مردسالاری و شکل اصلی نابرابری اجتماعی اند. آنان می گویند تقسیم جنسی کار که تحکیم کننده و تقویت کننده نظام سلطه مردانه بوده همواره وجود داشته است. مردسالاری نظامی جهانی است که درآن مردان برزنان مسلط اند.فمینیسم رادیکال ،اساسا جنبشی انقلابی برای رهایی زنان است طرفداران آن می گویند که هیچ حوزه ای از جامعه از تبیین مردانه بر کنار نیست ودر نتیجه باید در هر جنبه ای از زندگی زنان که هم اکنون طبیعی تلقی می شود ،تردید کرد و برای انجام امور شیوه های جدیدی یافت.سه مسئله اصلی این نظریه عبارت اند از: اول رابطه میان سیاست های فمینیستی  و رفتار جنسی فردی،این پرسش اساسی مطرح است که :-آیا زنان می توانند به زندگی با مردان ادامه دهند، یا جدایی ضروری است؟آیا تفاوتهای جنسی بطور زیستی پدید می آیند یا بطور اجتماعی ؟کدام راهبرد اساسی را باید اتخاذ کرد : کناره گیری یا دگرگونی؟

مسئله اصلی مورد توجه فمینیست های رادیکال ، آشکار کردن این موضوع است که چگونه قدرت مردانه در تمام حوزه های زندگی و روابط شخصی مانند پرورش کودک ،خانه داری و ازدواج و در تمام انواع اعمال جنسی ، از جمله تجاوز ، فحشا ، مزاحمت جنسی و نزدیکی جنسی ، اعمال وتقویت می شود.در این نگرش فرودستی زنان مسئله ای جهانی واساسی است چون صرفنظر از زمان ومکان تغییر چشمگیری نکرده است.وبه نظر اینها مردان ، فرهنگ زنان ،دانش زنان و توان ذهنی زنان را تماما انکار می کنند لذا می خواهند شیوه تولید دانش را چنان  دگرگون سازند که درک ذهنی زنان از نو ارزیابی شود.

4-   فمنیسم سوسیا لیستی:این دیدگاه که اغلب به آن نسبت دوگانه گرایی می دهند میکوشد تحلیلی ارائه دهد که دو نظام را باز شناسند :نظام اقتصادی و نظام جنسیت.

جنسیت : این دیدگاه مردسالاری رانظامی فرا تاریخی می داند ،یعنی مردان در تمام جوامع بر زنان اعمال قدرت می کنند با وجود این فمینیست های سوسیالیست معتقدند که مردسالاری در جوامع سرمایه داری ،شکل خاصی می یابد.در این نگرش جنس ،طبقه ،نژاد ،سن و ملیت همگی ستمدیدگی زنان را پدید می آورند ولی در مورد بنیادی تر بودن هر یک از این ستم ها نسبت به دیگری نظر نمی دهند. کنار گذاشتن زنان از حوزه عمومی به نفع مردان وسرمایه داران هر دو است ، گو اینکه کار خانگی بدون دستمزد زنان نیز،به نفع هم مردان و هم سرمایه داران است.در راه حل نیز به اعتقاد آنان ،خود به خود به رهایی زنان نمی انجامد و سوای آن زنان برای آزاد کردن خود از قید سلطه ،باید پیکار کنند.

 

5-    فمینیسم اسلامی:

فمینیسم اسلامی پدیده ای نو در کشورهای اسلامی ، به ویژه ایران است. عمر آن در کشور ما به کمتر از دو دهه می رسد. برخی فمینیسم اسلامی را روش ها و رفتارهایی در زمینه اجرای مساوات و عدالت جنسی در قالب ارزش های اسلامی دانسته اند از میان فمینیست های اسلامی در خارج از کشور ، می توان از "نیره توحیدی "،"افسانه نجم آبادی "،پروین پایدار "، "ناهید یگانه "و"هاله افشار " یاد کرد.عده ای نیز در داخل کشور ، در پاسخ به این سوال اساسی که تضاد میان باورهای دینی وآموزه های جهان غرب در مساله زن را چگونه می توان پاسخ داد؟ به فمینیسم اسلامی کشانده شدند. بنابر این فمینیسم اسلامی محصول مشترک برخی روشنفکران دینی داخل کشور و مخالفان نظام اسلامی در خارج از کشور است.

فمینیسم اسلامی غالبا مباحث خود را بر "نسبیت فرهنگی "استوار می کند بدین معنا که هر جامعه ای برای مسائل خود پاسخ بومی دارد،که باید در قالب فضای فرهنگی خود مورد قضاوت قرار گیرد. آنها همچون بسیاری ازگروه های زن گرا ،مردسالاری را مساله اصلی زنان درخانواده واجتماع می دانندوبه سمت آرمان های تساوی طلبانه پیش می روند و تفاوت های زن ومرد مسلمان در احکام و قوانین را مورد انتقاد قرار می دهند . تلاش آنها برارائه برداشت های جدید از آیات قرآن و قرائتی از دین است که به الگوهای شناخته شده جهانی نزدیک باشد. 

درمساله خانواده اینها ضمن انتقاد به نگرش سنتی خانواده ،درمقابل بعضی فمینیست های غربی ، به اهمیت جایگاه و نقش زن در خانه اشاره می کنند که در عین حال ، خواهان برابری نقش ها ،مشارکت مرد در فعالیت های خانگی و نفی مدیریت مرد در خانواده اند.امروزه یکی از شاخص های مهم برای سنجش توسعه هر کشور ، وضعیــت زنان و نوع مشارکت آنهاست . از طرفی اشتغال سبب رشد ، بلوغ و کسب تجربه هایی برای زنان می شود که در امر تعلیم و تربیت فرزند  بسیارمفید است. همسران و مادران تربیت شده ،شایستگی و توانایی بیشتری دارند و ترقی یک کشور نیز در گرو پیشرفت زنهاست .زیرا زنان شایسته و درس خوانده شهروندان آگاه و منورالفکر به جامعه تحویل می دهند و بدین وسیله برتوان ملت می افزایند .با نگاهی دقیق به احکام قرآن کریم  وروش پیامبر اکرم "ص"می توان این مکتب را ضامن برآورده شدن نیاز های مادی و معنوی زنان دانست به نحوی که آنان را از پیوستن به اندیشه های دیگر بی نیاز می سازد. 

منابع ومآخذ:

مساله زن ، اسلام و فمینیسم دکتر محمد منصورنژاد-ناشر برگ زیتون چاپ اول 1381

1-    مقدمه ای بر جامعه شناسی (نگرش های فمینیستی )پاملات ابوت ،کلر والاس ،مترجمان مریم خراسانی ،حمید احمدی-دنیای مادر چاپ دوم -1381

2-   فمینیسم جهانی و چالش های پیش رو-عبدالرسول هاجری دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم بوستان کتاب قم  انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم چاپ اول 1382

                                                                          تهیه کننده :شهناز مشایخی فر