ادامه فصلنامه آموزشی شماره 3 شهرستان نوشهر
Web: http://sociologynowshahr.blogfa.com
تاريخچه عددπ-تهيه و تنظيم –گروه رياضي شهرستان نوشهر
Web: http://mathematicsnowshahr.blogfa.com
------------------------------------------------------------------------------------
کلیدهای حفاظت از جان(جریان نشتی):استفاده از این کلیدها در کشورهای صنعتی ازسال 1975 میلادی شروع شده و با حساسیت 2,1یا 3 آمپر موجود بوده که با پیشرفت تکنولوژی امروزه ب حساسیت 30 میلی آمپر ساخته می شود.استفاده از این کلیدها در کشورهای اروپایی اجباری بوده و در کشور ما , ایران, وزارت نیرو تلاش می کند استفاده از آن را در آینده ای نزدیک اجباری نماید.کلمه RCD مخفف RESEDUAL CURRENT DEVICE (دستگاه جریان نشتی) می باشد و با نام های ذیل نیز موجود است:
1-RCCB:Resedual Circuit Breaker
2-ELCB:Earth Leakage Circuit Breaker
RCD ها دو نوع هستند:
1-بر اساس جریان نشتی
2-بر اساس ولتاژ
وظیفه اصلی کلید RCD عبارت است از:
1-حفاظت از جان انسان د مقابل برق گرفتگی
2-جلو گیری از تلف شدن انرژی
چنانچه جریان نشتی به زمین بیش از 30 میلی آمپر باشد کلید عمل می کند.کلیدهای RCD از لحاظ نوع ساختمان نیز دو نوع می باشند.
1-کلیدهای نوع الکترومکانیکی(استفاده در اروپا)
2-کلیدهای نوع الکترونیکی (استفاده در آمریکا و آفریقای جنوبی)
نوع الکترومکانیکی آن نیاز به منبع تغذیه نداشته ولی نوع الکترونیکی آن نیاز به منبع تغذیه دارد.
اصول کار این کلیدها بر اساس اختلاف جریان بین فاز و نول می باشد.بدین صورت که در حالت عادی چون جریان رفت و برگشت یکی است.لذا شاری در هسته تولید نشده و ولتاژ سیم پیچ خروجی صفر است.
حال اگر به هر دلیلی فاز یا قسمتی از آن به بدنه اتصالی داشته باشد تفاوت بین جریان ها پیش می آید و این تفاوت باعث ایجاد شار در هسته شده و ولتاژ ایجاد می شود.
این ولتاژ می تواند به عنوان منبع تغذیه یک کنتاکتور بوده که باعث عمل کردن آن می شود.به منظور حفاظت جان در مقابل برق گرفتگی بایستی فقط از کلیدهای با حساسیت 30 میلی آمپر اسفاده نمود و کلیدهای با حساسیت 200,100و500 میلی آمپر جهت حفاظت تجهیزات صنعتی بکار می رود.کلید حفاظت از برق گرفتگی افراد را در مقابل تماس مستقیم یا غیرمستقیم با فاز برق حفاظت می نماید وچنانچه انسان در تماس مستقیم با فاز برق و یا غیر مستقیم(یعنی تماس با بدنه وسایل برقی از قبیل یخچال,فریزر,لباسشویی,سماور و ...) قرار گیرد.جریان برق از بدن شخص عبور کرده و وارد زمین می شود.در صورتی که مقدارجریان برق عبوری از بدن فرد حد اکثر به 30 میلی آمپر برسد کلید حفاظت از برق گرفتگی RCDسریعأ عمل نموده و ورودی را قطع می نماید و شخص را از برق گرفتگی نجات میدهد.
یکی از مزایای مهم استفاده از کلید RCD جلوگیری از بروز آتش سوزی در اثر وجود جریان نشتی برق و نیز جلوگیری از هدر رفتن انرژی الکتریکی و در نتیجه کاهش هزینه برق می باشد.در صورت بروز جریان نشتی برق به بدنه وسا ئل برقی و یا وجود جریان نشتی در سیستم سیم کشی ساختمان ,جریان نشتی برق به زمین به مرور زیاد شده و نهایتأ باعث سوختن لوازم برقی و آتش سوزی در سیستم سیم کشی ساختمان می گردد.
مشخصات کلیدهای RCD
1-دمای کاری کلیدها جهت قطع جریان نشتی متناوب ACاز25- تا 40- درجه سانتی گراد و یا قدرت اتصال کوتاه 6000 و 10000 آمپر می باشد.
2-جهت حفاظت کلیدها و مدار مصرفی بایستی فیوز پشتیبان با توجه به جریان کلید نصب گردد.
3-کلیدها با جریان نامی 40,25 و63 آمپر تولید می گردد.
4-جهت مصرف خانگی تک فاز به صورت دو پل (فاز و نول) و سه فاز ,نول و بدون نول چهار پل می باشد.
5-مقدار جریان نشتی که کلید قطع می کند از 25آمپر به بالا و مدت زمان قطع 200 هزارم ثانیه می باشد.
تذکر:رعد و برق می تواند باعث عملکرد این کلید گردد.برای جلوگیری از این مسئله می توان مانند تست برقگیرها کلید را تست کرد.از روش (زمان پشت موج......20/8 ........ زمان پیش موج)
6-در سیستم تک فاز و سه فاز کلیدهای RCD هنگامی که انسان از دو سیم فاز و نول و یا دو فاز را به طور همزمان دردودست خودقرار می دهد عمل نمی کند .دراین حالت بدن فردمانند یک مصرف کننده برق عمل می کند.
دستور العمل دوره بهره برداری:قطع جریان برق توسط کلید RCD نشان دهنده ی آن است که یکی از وسائل برقی از قبیل لباسشویی,کولر,فریزر,یخچال و ... ویا اینکه سیم کشی ساختمان دارای جریان نشتی می باشد که در این صورت باید ابتدا دو شاخه کلید وسائل برقی را از پریز بیرون آورده و پس از وصل مجدد کلید طبق موارد ذیل عمل کرد.
1-چنانچه کلید دوباره قطع شود.
یعنی در سیستم سیم کشی ساختمان و یا سیم های برق در محوطه حیاط و یا محل هایی که امکان ورود آب به لوله های برق وجود دارد جریان نشتی بوجود آمده است و تا زمانی که اثر آب در سیم ها و لوله ها وجود دارد کلید قابل وصل نیست و باید توسط فرد متخصص سیستم رفع نقص شود.
2-در صورتی که پس از خارج نمودن دو شاخه کلیه وسائل برقی از پریزو وصل مجدد برق ,کلید قطع نشود
یعنی در سیستم سیم کشی ساختمان مشکل نیست و یکی از وسائل برقی دارای جریان نشتی به بدنه می باشد که در این صورت وسائل برقی را تک تک به برق وصل نموده تا کلید قطع نماید و وسیله معیوب را باید رفع نقص نمود. سرگروه آموزشی رشته برق - سيدمحمدرمضان زاده
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
مظلوميت حسابداري-نرگس خداخواه املشی
Web:accountingnowshahr.blogfa.com
-----------------------------------------------------------------------
مظاهر خيال انگيزي در ادب عربي
1-تشبيه
2- كنايه
3- مجاز
1-تشبيه :تشبيه، يادآوري همانندي و شباهتي است كه از جهتي يا جهاتي ميان دو چيز مختلف وجود دارد.گفته اند كه تشبيه وصف كردن چيزي است به چيزهاي مشابه و نزديك بدان از يك جهت يا جهات مختلف .1
جرجاني گفته است تشبيه اين است كه معني يا حكمي از معاني و احكام چيزي را براي چيز ديـگر ثـابت كنيم.مثـل اثبـات ((شجاعت شير )) بـراي (( مرد))و يا حكم (( نـور ))را در مـورد (( دليل )) اثبات كنيم از اين جهت كه دليل حق و باطل را از يكديگر جدا مي كند همانگونه كه نور اشياء را از يكديگر مشخص مي سازد و اين تعريف عبدالقاهر بيش از آنكه مشتمل بر حقيقت و تعريف تشبيه باشد نمايندة وظيفه و كار تشبيه است.2
تشبيه را پيش از آنكه دانشمندان علم معاني مورد بحث و تحقيق قرار دهند علماي بديع و آنها كه دربارة اعجاز قرآن سخن گفته اند مورد بررسي قرار داده اند.
عبدالله بن معتز حسن تشبيه را فن يازدهم از محاسن كلام قرار داده و به گفتة بدوي طبانه شايد مبرد نخستين كسي باشد كه تشبيه را با دقت و بحث كامل و همه جانبه مورد نظر قرار داده است و بسياري از تشبيهات قرآني را از نظر زيبايي و جمال هنري بررسي كرده است.3
قدامه بن جعفر در مورد تشبيه حداكثر استفاده را از اصطلاحات منطقي كرده است،و به افتراق و اشتراك و ديگر اصطلاحات خاص منطق، فراوان اشاره كرده است ،مثلاً در تعريف تشبيه گفته اند:((تشبيه،همانند كردن چيزي به چيز ديگراست نه از تمام جهات،بلكه ممكن است همانندي از يك جهت و يا از جهات متعدد باشد و اگر همانندي به طور كل و از تمام جهات باشد و ميان آن دو تغايري وجود نداشته باشد و آن دو يكسان و متحد باشد، پس دو چيز ،يك چيز خواهد بود و اطلاق دو چيزي بر آنها نادرست خواهد بود،در صورتي كه تشبيه بايد ميان دو چيزي باشد كه در يك سلسله موضوعات اشتراك و در ديگر چيزها افتراق داشته باشد.))4
درمورد بلاغت تشبيه نيز،انديشمندان علوم بلاغي نكات مهمي را ذكر نموده اند دكتر سيد ابراهيم ديباجي مي نويسد:منشأ بلاغت تشبيه،انتقال نفس آدمي از يك امرنو وزيبا ويا مقوله وچهره اي قوي تركه تصويركنندة آن امر(مشبه)است،مي باشد و اين انتقال هر چه دورتر و خيال انگيزتر باشد،تشبيه درجان آدمي باشكوه تر جلوه مي كند و هر چه بيشترروح انسان را به شگفتي و هيجان مي آورد.5
دكتر محمد فاضلي پنج مورد از موارد بلاغت تشبيه را در كتاب (( دراسه و نقد في مسائل بلاغيه هامّه )) بر مي شمارد كه عبارتند از :
1-انتقال احساس از قلبي به قلب ديگر .
2-زدودن پيچيدگي از يك پديده و شفاف و جلوه دادن آن.
3-ايجاز و اختصار .
4-قرار دادن تضاد در جايگاه تناسب و نزديك نمودن دو امر بعيد از هم .
5-مبالغه و تأكيد .1
قابل ذكر است كه بلاغت تشبيه ناشي از دو چيز مي باشد.
1-تأليف و تركيب الفاظ آن.
2-ابتكار مشبه بهي كه دور از ذهن باشد.2
اجزاء چهارگانه تشبيه نيز عبارتند از :مشبه،مشبه به،ادات تشبيه،وجه شبه كه در تعبير علماي بلاغت اركان تشبيه خوانده مي شود.
2-كنايه : يكي ديگرازصور خيال،كنايه واقسام آنست كه درآن حقايق به صورت غيرمستقيم و غير صريح عرضه مي شود تا در روح و نفس مخاطب اثري عميق تـر و زيباتـر داشته و در بيان مقصود رساتر باشد.
ادبيات و بويژه شعر ،شيوة غير مستقيم بيان و انديشه است،گريز از منطق عادي گفتار است و از اين روي در گزارش لحظه ها و انديشه ها ،مردان هنري ازصورتـهاي گونـاگون خيـال وشيـوة اداي معـاني به طريـق غيرمستقيـم استفـاده مي كنند. كنايه نيز يكي از صور خيال در ادب و شعر هر زباني است و از دير باز اهل ادب ومنتقدان به اهميت كنايه وميزان تأثيرآن دراسلوب بيان توجه داشته اند،بعضي از اديبان فرنگي مثل (( مالارمه )) عقيده دارند كه (( اگر چيزي را به همان نام هست يعني به نام اصل خودش،بناميم سه چهارم لذت و زيبايي بيان را از ميان برده ايم )) زيرا كوششي كه ذهن براي ايجاد پيوند ميان معاني و ارتباط اجزاي سازندة خيال دارد ،بدينگونه از ميان مي رود و آن لذت كه حاصل جستجو است به صورت ناچيزي در مي آيد.3 كنايه يكي از صورتهاي بيان پوشيده و اسلوب هنري گفتار است بسياري از معاني را از رهگذر كنايه مي توان به اسلوب دلكش و مؤثر بيان كرد.4 فرق ميان كنايه و مجاز را در دو امر دانسته اند نخست اينكه كنايه منافاتي با ارادة حقيقت ،ندارد و هيچ مانعي نيست از اينكه در تعبير (( طويل النجاد)) واقعاً منظور بلندي بند شمشير باشـد نـه لازم آن ، كه بلنـدي قامت اسـت امّا در مجـاز چنين نيست مثـلاً در (( رَعَيْنَا الْغَيْثَ )) نمي توانيم معني حقيقي را بپذيريم زيراباران قابل چرا وچريدن نيست ،به همين جهت است كه درمجازهميشه قرينه اي وجود دارد براي منع از ارادة حقيقت،بر عكس كنايه كه در آن چنين چيزي وجود ندارد.دوم اينكه در كنايه مبناي گفتار بر انتقال از لازم به ملزوم است و در مجاز انتقـال از ملـزوم بـه لـزوم.1 در كنايـه متكلم ،مخاطـب را به كنكاش و انديشه وامي دارد تا به رمز و راز بيان غير صريح متكلم آگاهي يابد و در نتيجه پيام براي او لذت بيشتري را به ارمغان آورد .برخي از فوائد بلاغي كنايه،عبارتند از :
1-اسلوب كنايي،حاكي از انفعال و تأثر متكلم در برابر يك پديده مي باشد و لذا پيام را در زباني غير عادي و غير صريح عرضه مي كند.
2-در اسلوب كنايي امور به وسيله اوصافشان همراه با مبالغه ،بيان و اثبات مي گردد.
3-كنايه ابزاري براي مخفي نگهداشتن امر از اغيار مي باشد.
4-اسلوب كنائي ابزاري براي گسترش آفاق دلالت زبان مي باشد.2
5-اسلوب كنائي اسلوب ادعاء مستند به شاهد و گواه است . 3
3-مجاز:كلمة مجاز در لغت،يعني راه گذر و راه و طريق و راهي كه از آن از طرفي به طرفي ديگر عبور مي كنند. و اينكه مي گويند:(( المجاز قنطرةالحقيقه )) يعني مجاز همچون پلي است كه از روي آن عبور كرده وبه حقيقت مي رسند ومجاز كلمه اي است كه در غير معناي خود استعمال گردد و معني حقيقي آن ،متروك نشده باشد بلكه در هر دو استعمال شود.مثل اينكه تمام سورة فاتحه را ((الحمد))خوانند،خلاصه اينكه : (( مجاز)) چيزي است كه غير معناي موضوع له، از آن اراده شود و اين كلمه از (( جاز هذا الموضع الي هذالموضع )) گرفته شده و در اين صورت ((مجاز )) اسم مكان است مانند:مزار و ديگر كلمات مشابه آن.در واقع بدين مفهوم كلمة (مجاز)را براي نقل الفاظ از محلي به محلي بكار برده اند.مثل:زيدٌ اسدٌ.
ونيز اگر لفظ را در غير معناي اصلي و موضوع له حقيقي به مناسبتي ( =علاقه ) بكار ببرند آن را مجاز گويند.مثل اينكه بگوييم كه فلان كس را بر تو دستي نيست،دست در اينجا به معني چيرگي و تسلط است نه عضو مخصوص.
ولي حقيقت،يعني لفظ در معناي اصلي خود بكار رود.مثل اينكه بگوييم فلان كس دست و پايش شكست.مجاز نياز به قرينه دارد تا معلوم شود مراد گوينده معناي مجازي است نه حقيقي .
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:(( اَيُّها النّاسُ اِنَّما الدّنيا دارُ مجازٍ و الاخرةُ دارُ قرارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ)) يعني: اي مردم جهان،دنيا سراي گذران و آخرت منزل جاودان است شما از دنيائي كه رهگذر شماست براي قرارگاه خود ذخيره اي اندوزيد و سرمايه اي برداريد.1
مجاز در نظر ابوعبيده آن چيزي است كه آيه را تعبير و تفسير مي كند.2 ابوعبيده در بسياري از موارد مجاز را به معناي تفسير ،مفهوم و معني ،بكار برده است مثلاً دربارة آية ) … ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ … ( 3ابوعبيده نوشته است (( مجازه ظهر علي العرش و علاعليه )) و گفته مي شود (( اِسْتَوَيت عَلي ظهر الفرسِ وَ عَلي ظهر البيتِ )). در واقع مجاز در نظر ابوعبيده از مقولة مجاز در علم بلاغت نيست بلكه به معناي تفسير الفاظ قرآني است به اعتقاد مفسران و لغت دانان .4
عبدالقاهر جرجاني مجاز را هر كلمه اي كه به جز معنائي كه واضع بر آن ساخته اراده شودوبه سبب وعلتي كه ميان معناي دومي و اولي هست تعريف كرده است. 5مجاز بنابه گفته سكاكي آنست كه درغيرمعناي موضوع له استعمال شود با قرينه اي كه مانع از ارادة معناي حقيقي شود.سكاكي در تعريف مجاز،جنس و فصل منطقي قائل شده و در تعريف از آنها استفاده كرد و گفته است (( و امّا المجاز فَهو الكلمة المستعملة في غير ما هي موضوع له بالتحقيق استعمالاً في الغير بالنسبة الي نوع حقيقتها مع قرينة مانعة عن ارادة معناها في ذلك النوع )) قيد (( بالتحقيق )) از آن جهت است كه استعاره از تعريف خارج نشود و عبارت (( استعمالاً في الغير الي نوع حقيقتها)) قيدي است تا آنچه را كه اهل لغت بطورحقيقي درمعنائي به كار مي برند خارج سازد. 1
بي جا نيست اگر بسياري از محققان پيشين بر اين عقيده بوده اند كه بيشتر استعمالات زبان مجاز است.حتي بعضي معتقدند كه تمام استعمالات زبان مجاز است چنانكه بعضي در مقابل آنها عقيدة عكس آنرا دارند. 2
ابن اثير بهترين بحث را در اين باره مطرح كرده است و بسياري از ايشان به اين نتيجه رسيده بوده اند كه هر تعبير مجازي مي تواند بر اثر كثرت استعمال به صورت حقيقيت در آيد.قدما براي مرزبندي حقيقت و مجاز يعني شناخت راههاي بوجود آمدن مجاز سه اصل قائل اند كه عبارت است از : (( اتساع و تأكيد و تشبيه )) ، و اگر يكي ازاين سه نباشد استعمال لفظ درمعني حقيقي است.براي نمونه مي گويند در اين تعبير (( وادخلناه في رحمتنا )) و او را به رحمت خويش در آورديم .هر سه اصل از اصول مجاز وجود دارد:
1-اتساع :بدينگونه كه نامي بر نامهاي جهات و محل افزوده شده و آن رحمت است .
2-تشبيه :بدينگونه كه رحمت را – كه نمي توان در آن (( داخل )) شد – به منزلة چيزي قرارداده كه داخل آن مي شويم.
3-تأكيد :بدينگونه كه قرآن از چيزي سخن گفته است كه داخل حس و از مدركات حسي نيست و اين غلو دربارة (( مخبرعنه )) است و نوعي تفخيم و بزرگ نمودن آن،زيرا كه آن را به منزلة چيزي قرار داده كه قابل مشاهده و ديدار است و در حقيقت آن را مصور كرده است. 3يا به تعبير ابن جنـي از عـرض به چيزي خبـر داده كه بـدان معمـولاً از جوهـر خبـر مي دهند.4 دكترمحمدفاضلي مجازرا انقلاب لفظ دربرابر فضاي محدودي كه وضع و اصطلاح بر آن تعيين نموده است مي داند.5
در مورد بلاغت مجاز ( همه انواع مجاز ) نكات مهمي از جانب متفكران عرضه شده است كه به مهمترين آنها اشاره مي كنيم:6
1-مجاز مايه انس،انجذاب و تأثر هر چه بيشتر مخاطب مي گردد.
2-مجاز تأمين كنندة ايجاز كه هدف مهم بلاغت است مي باشد.
3-مجاز سبب تفخيم معني و ماية مبالغه مي باشد .
4-مجاز سبب گسترش دامنة معنائي زبان و آفاق تعبير مي گردد.
«علي شمس ناتري، كارشناس ارشد زبان و ادبيات عرب ، مجتمع شهيد مهدي زاده نوشهر.»
1 . العمده ابن رشيق،ج 1،ص 286.
2 . بدوي طبانه ، احمد : علم البيان دراسه تاريخيه ، قاهره ، مكتبه آنجلّو مصرّيه ، 1962م،ص 33.
3 . علم البيان دراسه تاريخيه ،ص 47.
4 . قدامه بن جعفر ، ابي الفرج : نقدالشعر ، تصحيح س . الف .بونيباكر ، ليدن ، چاپ بريل ، بدون تاريخ،ص 55.
5 . ديباجي ، سيد ابراهيم : بداية البلاغه ، تهران ، سازمان سمت ، 1376 ش،ص 181.
1 . دراسه و نقد في مسائل بلاغيّه هامّه ص 152-150.
2 . الجارم ، علي و مصطفي امين : البلاغة الواضحة ،قم،دارالثقافة ايران ، چاپ سوم ، 1413 ق،ص10.
3 . الزيات ، احمد حسن :دفاع عن البلاغة ، مصر،مكتبة الآ نجلّو،بدون تاريخ ،ص 132.
4 . صور خيال در شعر فارسي، ص140 .
1 . مفتاح العلوم سكاكي، ص 213.
2 . دراسه و نقد في مسائل بلاغيّه هامّه، ص 292-289.
3 . جرجاني ، امام عبدالقاهر : دلا ئل الا عجاز ، تصحيح السيد محمد رشيد رضا، بيروت ، دار المعرفه ، 1366 ق ص 343.
1 . نهج البلاغه، خطبه 194.
2 . . در قلمرو بلاغت ،ص 396
3 . سوره يونس ،آيه 3.
4 . در قلمرو بلاغت، ص 398
5 . جرجاني ، امام عبدالقاهر : اسرار البلاغه في علم البيان ، تحقيق و تعليق السيد محمد رشيد رضا ، بيروت ، دارالمعرفه ، 1401 ق،ص 304.
1 . السكاكي ، ابويعقوب يوسف بن ابي بكر: مفتاح العلوم ، بيروت،مطبعة مصفي البابي الحلبي ، چاپ اول ، 1937 م،ص153.
2 . ابن اثير ، ابو الفتح ضياء الدين نصر الله بن محمد عبد الكريم : المثل السا ئر، مصر ، مكتبة الآ نجلّو ، 1932م،ج 1،ص 59
3 . ابن اثير،ابوالفتح ضياء الدين نصرالله بن محمدبن عبدالكريم:الجامع الكبير في صناعه المنظوم من الكلام و المنثور،تحقيق الدكتور مصطفي جواد و الدكتور جميل سعد،مطبعه المجمع العلمي العراقي،1959م،ص30.
4 . 1بن جنّي ، ابو الفتح عثمان : الخصائص ، تحقيق محمد علي النجار ، بيروت ، دار الهدي للطباعه والنشر، 1952م، ج1 ،ص 443.
5 . دراسه و نقد في مسائل بلاغيه هامه، ص204.
6 . گلگشتي در نهج البلاغه، ص54.
|
با تشكر از كليه همكاران و عوامل اجرايي كه در ارائه اين فصلنامه مارا ياري داده اند از همكاران محترم در خواست مي شود كه نظرات و پيشنهادات و انتقادات خود را در هر چه بهتر ارائه شدن فصلنامه هاي بعدي، از طريق آدرس اينترنتي يامكتوب به محل گروه هاي آموزشي اداره آموزش وپرورش شهرستان نوشهر تحويل نمايند. |
|
تنظيم كنندگان: علي خزايي فر ياسمين خزاعي كوهپر منير لهراسبي اسمعيل شهابي |